 زير را زمزمه كرد:
أفلح من كانت له قوصرة(4) 
		يأكل منها كل‌يوم تمرة(5)  

یعنی:
هر كس سبد حصيري خرما داشت، موفق شد.
       كه هر روز از آن خرمايي بخورد! (6) ...
زهد و پارسايي‌ يكي از بارزترين صفات علي بود و در اوج توانگري و ثروتمندي پارسا و زاهد بود و به مردم احترام می‌گذاشت و چنان مردم برايش مهم بودند كه‌ از محاسبه و مؤاخذه‌ي آنان خودداري می‌كرد.(7)  عليرغم اينكه زاهد، پارسا، با تقوا و پايبند به مسايل دين بود، هيچگونه خشونت و تند خويي و ترشرويي نداشت و متكبر نبود، بلكه فردي دوست داشتني و خوشرو بود و الفت و دوستي در چهره‌اش نمايان بود و در وصف او گفته‌اند: زيباروي و هميشه خندان بود و، آرام و آهسته راه می‌رفت.(8) 
علي (رض) پارسايي را اينگونه تعريف كرده ‌است:
اي مردم! پارسايي اين است كه‌ آرزوهايتان كوتاه باشد، شكر نعمت خداوند را به جاي آوريد و از حرامها اجتناب و دوري كنيد(9) . کوتاه کردن آرزوها بر عکس آرزوهاي دور و درازي است كه موجب می‌شود آخرتش را فراموش كند و منظور از آرزوي كوتاه‌ اين است كه بين زندگي دنيا وآخرت به گونه‌اي همسويي ايجاد كند كه خداوند راضي باشد و شكر نعمت‌ يكي از صفات خدا پرستانه‌ي هر فرد مسلمان است، تا نعمتهاي آشکار و پنهان مادي و معنوي خداوند را لمس مي‌كند و در مقابل با شكر خداوند عزیز و بسیار بخشنده‌ از آن قدرداني می‌نمايد، امّا نسبت به حرام، قطعاً از ترس خدا هرگز بدان نزدیک نمی‌شود. تعريف امیر المؤمنین بیانگر حقیقت زُهد و پارسایی است.
ترديدي نيست كه زهد علي اطرافيانش را تحت تأثير گذاشته بود و به مدرسه‌ي مؤثر پارسایی و پرهیزکاری براي امت تبديل شده بود. ابوالحسن ندوي پارسایی و اصلاح را با هم مرتبط می‌داند و می‌گويد: ما در تاريخ اسلام شاهد همسويي زُهد و اصلاح هستيم و كساني را كه با ايجاد دگرگوني مسير تاريخ را عوض نموده‌اند و روحي تازه به جامعه‌ي اسلامی‌ دميده‌اند، يا دوران جديد در تاريخ اسلام بوجود آورده‌اند و با آثار علمی‌و فكري و ديني جاودانه در قرنهاي متمادي بر افكار و باورها تأثير گذاشته‌اند و جهان و ادبيات جهاني در اختيار گرفته‌اند، نمی‌شناسيم مگر اينكه با روحيه‌اي پارسایانه بر شهوات غلبه كرده‌است و بر ماديات و رجال مادي گرا چيره شده‌اند، شايد راز اين حقيقت در آن باشد كه زُهد و پارسایی در انسان نيروي مقاومت را ايجاد مي‌كند و عقيده و شخصيت انسان را قوّت می‌بخشد و رجال ماده‌گرا و شهوتهاي بي‌مهار و اسيران هوا و هوس را بي‌ارزش و تحقیر مي‌كند.(10) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ الاسلام، عهد الخلفاء الراشدين /645.
2) تاريخ الاسلام، /645.
3) كنز العمال 2/320
4) القوصرة: وعاء من قصب‌يجعل فيه‌التمر ونحوه. 
5) المرتضى للندوى، ص (212).
6) المرتضي، ندوي /212.
7) همان منبع /210.
8) همان منبع /213
9) علي بن ابي طالب، محمد رشيد رضا /304.
10) رجال الفكر و الدعوة، در موضوع زندگي امام احمد 105/1.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:239.txt">شرح</a><a class="text" href="w:text:240.txt">اينك گلچيني از سخنان سيدنا علي (رض)</a></body></html>اخلاق و روحيات قرآني، شخصیّتی فروتن و متواضع از علی ساخته بود، در موضوع اخلاق نیک تواضع و فروتنی خداوند متعال می‌فرمايد:
(وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّکَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً) (اسراء/37)
در روي زمين متكبّرانه و مغرورانه راه مرو. چرا كه تو (با پاي كوبيدن قلدرآنهات بر زمين) نمي‌تواني زمين را بشكافي و (با گردن كشيدن جبّار آنها بر آسمان، نمي‌تواني) به بلنداي كوهها برسي.
 همچنین فرمود:
(وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ(18) وَاقْصِدْ فِي مَشْيِکَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِکَ إِنَّ أَنکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ(19)) (لقمان/18-19).
با تكبّر و بي‌اعتنائي از مردم روي مگردان و مغرورانه بر زمين راه مرو، چرا كه خداوند هيچ متكبّر مغروري را دوست نمي‌دارد. در راه رفتنت اعتدال را رعايت كن و (در سخن گفتنت) از صداي خود بكاه (و فرياد مزن) چرا كه زشت‌ترين صداها، صداي خران است.
خداوند در آیه‌ی اسراء با بياني روشن به بیان اصول اخلاق، اعم از فروتني و خودشناسي و پرهيز ازخود پسندي و تكبر و غرور و تحقير مردم می‌پردازند، به تواضع و فروتني دستور می‌دهد و از تكبر و غرور و تحقير مردم نهي مي‌كند، در حاليكه همين مفهوم از نهي سابق واضح است و ‌يا به صورت زنجيره‌ای امر و نهي، عدم رضايت خداوند و شدت خشم خدای متعال نسبت به کسی كه ‌اوصاف مذكور را داشته باشد، بیان شده‌است.
همچنین خداوند متعال می‌فرمايد:
(إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ)
(خداوند هيچ متكبر و مغروري را دوست ندارد.)
 آنطور كه در آيه‌ی اوّل ذکر شده، دوست نداشتن كسي كه ‌اين گونه باشد به معناي تنفر از اوست و در اين آيه به اندازه كافي مؤمنان را به تواضع و فروتني تشويق مي‌كند.(1) 
قرآن تنها در این حد و میزان کوتاه نیامده، بلکه به تمجید و ستایش انسانهای فروتن و متواضع پرداخته و می‌فرماید: 
(وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا) (فرقان/63). بندگان (خوب خداي) رحمان كسانيند كه‌ آرام (و بدون غرور و تكبّر) روي زمين راه مي‌روند (و تواضع در حركات و سكنات ايشان و حتي در راه رفتن آنان آشكار است) و هنگامی‌كه نادانان ايشان را مخاطب (دشنامها و بد و بيراههاي خود) قرار مي‌دهند، از آنان روي مي‌گردانند و به ترك ايشان مي‌گويند.
خداوند آنان را به صفت بندگي خود بيان كرده و بزرگترين منّت را بر ايشان نهاده، اين ‌يك نوع بزرگداشت محسوب می‌شود، چرا كه بندگي‌ يكي از بالاترين درجات دوستان خدا و با ارزشترين افتخار براي آنهاست. شاعر چنين سروده ‌است:
ومما زادني شرفًا وتيهًا
دخولي تحت قولك‌يا عبادي
		وكدت بأخمصى أطأ الثريا
وأن صيرت أحمد لي نبيًا

یعنی: آنچه بر افتخار و شرافتم می‌افزايد 
و نزديك است با كف دو پايم بر آسمانها گام نهم.
اين است كه (پروردگار) مرا با واژه بندگانم خطاب كرده  
و احمد (ص) را به عنوان پيامبر مبعوث كرده است(2) 
پيامبر (ص) در قلّه‌ اين اخلاق عظيم با تمام اشكال و صورتها قرار داشت و اين تعجبي ندارد؛ چرا كه پروردگار او را به بهترين شكل تربيت كرده ‌است.
 از موارد و مصاديقي كه خداوند به تربيّت پيامبر (ص) توجه داشته‌ اين است كه می‌فرمايد: 
(لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِلْمُؤْمِنِينَ) (حجر/88.) یعنی: (اي پيغمبر! ) چشمان خود را به چيزي خيره مكن كه به گروههائي از كافران داده‌ايم (چرا كه نعمت دنيا گذران است و نعمت آخرت جاويدان) و بر آنان غمگين مباش (كه چ