را راه كفر مي‌گيرند و به تو ايمان نمي‌آورند) و براي مؤمنان بال (مهرباني) خود را بگستران (كه پشتيبان حق و حقيقتند).
و می‌فرماید:(وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ) (شعرا/215)
(بال محبتت را براي مؤمناني كه‌از تو پيروي می‌كنند بگستران). جمله‌ی: «خَفض جَناج » در اين آيات كنايه ‌از فروتني و نرمی‌با آنان است.(3) 
پيامبر (ص) در تمام احوال (شخصي، اجتماعي، سياسي) پايبند اين فرمان الهي بود و در تمام زمانها و مكانها فروتنانه و متواضعانه رفتار می‌كرد و حتي لحظه‌اي از اين اخلاق پسنديده غفلت نكرد و دائم براي كسب رضايت خداوند با مؤمنان فروتن و متواضع بود.(4) 
 علي (رض) تحت تأثير قرآن و تربيت صحيح نبوي به اين صفات نيكو آراسته بوده، به شخصيتي نادر و ارزشمند تبديل شده بود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اخلاق النبي في القرآن و السنة، احمد الحداد. 1/454.
2) اخلاق النبي في القرآن و السنة 1/455.
3) روح المعاني آلوسي 5/80.
4) اخلاق النبي في القرآن و السنة 1/498ابن اسحاق روایت می‌کند که علی پس از مسلمان شدن خدیجه به خانه‌ی پیامبر آمد، دید آن دو نماز می‌خوانند. گفت: محمد این چیست؟ گفت: این دین خداست که ‌آن را برای خود برگزیده و رسولانش را برای ابلاغ آن مبعوث کرده‌است، در آن جا بود که پیامبر (ص) از علی خواست ایمان بیاورد و فقط خدا را عبادت کند و به لات و عزّی کفر ورزد.
علی (رض) در پاسخ گفت: این چیزها را تا به حال نشنیده‌ام! لذا تا با ابوطالب مشورت نکنم به تو پاسخی نخواهم داد. رسول‎الله (ص) که نمی‌خواست رازش قبل از فرمان الهی فاش شود. گفت: علی حال که مسلمان نمی‌شوی، این سخن را مخفی دار. علی آن شب را صبرکرد و سپس خداوند محبّت اسلام را دلش انداخت. صبح نزد پیامبر آمد و گفت: ای محمد دیروز به من چه پیشنهادی دادی؟ رسول خدا فرمود: این که گواهی دهی معبود بر حقّی جز خداوند یکتا نیست، شریکی ندارد و به لات و عزّی کفر ورزی و از شریکان اعلام بیزاری کنی. علی پذیرفت و مسلمان شد. امّا همواره با بیم از ابوطالب نزد پیامبر می‌آمد و پنهانی مسلمان بود.ارزش دنيا از نقطه نظر سيدنا علي (رض):
الف: من كسي هستم كه دنيا را حقیر و ناچیز می‌دانم
صالح بن اسود از كسي ديگر روايت مي‌كند كه – ديدم علي سوار بر الاغ شد و پاهايش را به يك طرف آويزان كرد و سپس فرمود: «من كسي هستم كه دنيا را بي ارزش و حقیر می‌دانم.» اين گونه ‌امير مؤمنان دريافته بود كه بر نفسش غلبه كرده و از اينکه می‌توانست متواضعانه در برابر مردم ظاهر شود خوشحال بود، در حالي كه خليفه‌ی مسلمانان بود و فريبندگي منصب و مقام دنيا را به خوبي شناخته بود و به يقين می‌دانست كه فتنه پُست و مقام خطرناكتر از فتنه مال و ثروت است و چه بسيارند مسئولاني كه قبل از رسيدن پست و مقام افرادي متواضع و فروتنند، اما همينكه به قدرت و مقام می‌رسند اندك اندك حس بزرگ‌بيني در آنها ايجاد می‌شود، تا جایی كه تماس با آنها مشكل است، اما دوستان مؤمن هرچه مقامشان بالاتر رود و به مقام و منصب دنيوي برسند، بيشتر با مردم متواضع و فروتن می‌شوند و از تواضع و پايبندی به فروتنی و دور بودن از صفاتي همچون تكبر و غرور احساس خوشحالي می‌كنند (1) .
ب: پدر خانواده سزاوارتر به حمل بار خانواده ‌است
روايت است كه علي(رض) مقداري خرما به ارزش ‌يك درهم خريد و در پارچه‌اي بر دوش نهاد و براه‌ افتاد، گفتند: اي امير مؤمنان اجازه بده ما ببريم. فرمود: خير، پدر خانواده سزاوارتر به اين است كه بار خانواده‌اش را حمل كند.(2) . اين نشانه‌ي تواضع امير مؤمنان بود كه بار و كالايش را خود حمل می‌كرد، در حالي كه عمري از او گذشته بود. به اين ترتيب می‌توان گفت: علي (رض)‌يكي از بهترين الگوي مسلمانان در تواضع و فروتني است و اگر ‌يكي از اربابان و صاحب منصبان تصور كند كه حمل وسايل خانواده‌اش براي او عيب است، می‌تواند به علي(رض) افتداء كند و اگر كسي به افراد متواضع اعتراض كند چون الگوي بزرگترين امير و حاكم روي زمين است، این یک پاسخ دندان شكن است (3) 
ج- رفتار علي با عمويش عباس
 از صهيب مولاي عباس (رض) روايت است كه می‌گفت: علي (رض) را در حالي ديدم كه دست و پاي عباس را بوسه می‌زد و می‌گفت: اي عمو از من راضي و خوشنود باش (4) .
شايسته ‌است كه تأملي در روايت ضرار طائي در وصف علي داشته باشيم كه می‌گويد: در شگفتم كه علي لباس كوتاه می‌پوشيد و خوراكي چندان مطلوب نمی‌خورد، در ميان ما مانند ‌يكي از ما بود، با اين كه خودش را با ما نزديك می‌دانست و نزديك هم بود، از هيبتش نمی‌توانستيم به راحتي با او حرف بزنيم.(5)  
علي (رض) در مورد تواضع می‌فرمايد: تواضع مرد را محترم و گرامی ‌مي‌كند.(6) قطعاً انسان هر اندازه در علم به قرآن و سنّت آگاه و در عمل به اين دو پايبند باشد، خویشتن را بيشتر می‌شناسد و بر تواضعش در برابر خداوند و مخلوقات افزوده می‌شود و بايد توجه داشت که علّت خودپسندي برخي از دعوتگران امروزي، علم اندك و نداشتن فهم صحيح است.
دعوتگر وقتي كه تجمع پيروان و طرفداران را در اطرافش می‌بيند، اگر نسبت به لطف و عنايت خداوند بي‌توجه باشد و به علماي رباني كه ‌از او بالاترند توجّه نكند، بيشتر دچار خودپسندي می‌گردد و اين‌ يكي از راههاي نفوذ شيطان بر قلب طلاب علم و دعوتگران است و در منشور اساس حاكميت آمده: هرگاه به چيزي‌ يقين كردي، به كثرت و زیادی نادانان و جاهلانی كه در اطرافت هستند و از تو پائين ترند توجه نكن، بلكه به دانشمندان و علمايي كهاز تو بالاترند توجه داشته باش.(7) 
صحبت از اين موضوع را با سخن از اميرمؤمنان خاتمه می‌دهيم، آنجا که می‌گوید:
چه زيباست فروتني ثروتمند در مقابل فقير، كه فقط به خاطر گرفتن اجر و پاداش از خداوند باشد و زيباتر از آن اظهار بي نيازي فقير از ثروتمند كه به خداوند توكل دارد.(8) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) التاريخ الاسلامي حمیدی 17/63
2) الزهد، امام احمد /13
3) التاريخ الاسلامي 17/64
4) اصحاب الرسول 1/224اسير ذهبي 2/94 إسناد آن صحيح است.
5) الاستيعاب 3/1108.
6) منهج اميرمؤمنان علي في الدعوة /523.
7) هدایة المرشدين، علي محفوظ /105.
8) موعظة المومنين 2/344 فرائد الكلام /339سخاوت و بخشندگي از ديگر صفات والایی است كه قرآن همگان را به آن تشويق كرده ‌است و علي(رض) همواره به آن پايبند بود.
سخاوتمندان به كثرت در قرآن مورد ستايش قرار گرفته‌اند و خداوند در ابتداي سوره بقره بعد از بسم الله چنین فرمود:
(الم(1) ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ(2) الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ(3) والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ(4) أُوْلَئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(5)) (بقره/1-5).
اين كتاب هيچ گ