اني در آن نيست و راهنماي پرهيزگاران است.‏ آن كساني كه به دنياي ناديده باور مي‌دارند و نماز را به گونه شايسته مي‌خوانند و از آنچه بهره آانان ساخته‌ايم، مي‌بخشند. آن كساني كه باور مي‌دارند به آنچه بر تو نازل گشته و به آنچه پيش از تو فرو آمده و به روز رستاخيز اطمينان دارند. اين چنين كساني، هدايت و رهنمود خداي خويش را دريافت كرده و حتماً رستگارند.
همچنین خداوند می‌فرمايد. 
(وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ(22) جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِکَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن کُلِّ بَابٍ(23) سَلاَمٌ عَلَيْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ(24)) (رعد /22-24) 
كساني كه (در برابر مشكلات زندگي و اذيّت و آزار ديگران) به خاطر پروردگارشان شكيبائي مي‌ورزند و نماز را چنان كه بايد مي‌خوانند و از چيزهائي كه بديشان داده‌ايم، به گونه پنهان و آشكار مي‌بخشند و خرج مي‌كنند و با انجام نيكيها بديها را از ميان برمي‌دارند. آنان (با انجام چنين كارهاي پسنديده‌اي) عاقبت نيك دنيا (كه بهشت است) از آن ايشان است. (اين عاقبت نيكو) باغهاي بهشت است كه جاي ماندگاري (سرمدي و زيستن ابدي) است و آنان همراه كساني از پدران و فرزندان و همسران خود بدانجا وارد مي‌شوند كه صالح، (يعني از عقائد و اعمال پسنديده‌اي برخوردار بوده) باشند (و جملگي در كنار هم جاودانه و سعادتمندانه در آن بسر مي‌برند) و فرشتگان از هر سوئي بر آنان وارد (و به درودشان) مي‌آيند. (فرشتگان بدانان خواهند گفت:) درودتان باد! (هميشه به سلامت و خوشي بسر مي‌بريد) به سبب شكيبائي (بر اذيّت و آزار) و استقامتي كه (بر عقيده و ايمان) داشتيد. چه پايان خوبي (داريد كه بهشت‌يزدان و نعمت جاويدان است).
 رسول الله (ص) در تمام صفات اخلاق به قله‌ی كمال رسيده بود، به ويژه ‌اخلاق بخشندگي و سخاوت، خديجه رضي الله عنها خطاب به پيامبر(ص) می‌گويد: «تو پيوند خويشاوندي را حفظ می‌كني و مشكلات را بر دوش می‌كشي و به مستمندان كمك می‌نمایی و مهمان نوازي می‌كني و طرفداران حق را‌ياري می‌دهي». آري! خديجه رضي الله عنها با اين صفات والا و ارزشمندي كه قبل از بعثت از آن بهره مند بوده‌ او را توصيف مي‌كند و نبوّت بر عظمت و كمال اخلاق او کمالاتی دیگر افزود، حال بايد پرسيد كسي كه قبل از نبوّت اينگونه بوده، در زمان نبوّت چگونه بايد باشد؟ به ويژه كه بعد از نبوّت به اوج قله‌ي سخاوت و بخشندگي انبياء و ديگر افراد بشر دست‌ يافته و اين حقيقت از دلایل نقلي فراوانی ثابت است.(1)  
علي (رض) تحت تأثير تربيّت قرآني و پيامبر(ص) به آيات و روايات پايبند بود و آثار بارزی از خود به یادگار گذاشته که به صورت برجسته بر اين حقيقت بارز دلالت دارند كه بخشندگي و سخاوت در شخصيت بزرگوار علي (رض) ريشه دوانیده و پويا شده است. ابن كثير از أصبغ بن نباته روايت مي‌كند: كه مردي نزد علي (رض) آمد و گفت: اي اميرمؤمنان من نيازي دارم كه قبل از تو آن را از خداوند می‌خواهم، اگر نيازم را بر آورده كردي كه خدا را سپاس می‌گويم و از تو تشكر مي‌كنم، ذر غیر اینصورت خدا را سپاس می‌گويم و تو را معذور می‌دانم. علي (رض)گفت: نياز خود را روي زمين بنويس چرا كه زشت می‌دانم كه ذلّت گدايي را در چهره‌ات مشاهده كنم. آن مرد روي زمين نوشت: من نيازمند هستم. علي گفت: آن لباسم را بياوريد، لباس را آوردند و علي (رض) به او داد، لباس را گرفت و پوشيد و شعر زير را زمزمه كرد:
كسوتني حُلة تبلي محاسنها
إن نلت حسن ثنائى نلت مكرمة
إن الثنا ليحيي ذكر صاحبه
لا تزهد الدهر في خير تواقعه
		فسوف أكسوك من حسن الثنا حللا
ولست أبغى بما قد قلته بدلا
كالغيث‌يحيي نداه‌السهل والجبلا
فكل عبد سيجزي بالذي عملا

به من لباس پوشيدي كه با گذشت زمان زيبايي‌اش كهنه می‌شود
اما من بزودي تو را با ستايشهاي نيكو خواهم پوشاند
اگر با تعريف و مدح من به ارزش و احترامی ‌برسي
من در برابر آنچه گفتم عوضي نمی‌خواهم
بدون ترديد مدح، نام مدح شنونده را زنده نگه می‌دارد.
مانند باران كه شبنم آن دشت و كوه را زنده مي‌كند
هرگز زمانه خيري كه ‌انجام دادي فراموش نخواهد كرد
و هر كس به زودي پاداش عملي را كه ‌انجام داده، خواهد ديد
علي (رض) دستور داد صد دينار آوردند و به آن مرد داد، أصبغ گفت: اي اميرمؤمنان! لباس خوب و صد دينار می‌دهي؟ گفت: آري! چون از رسول الله (ص) شنيده‌ام فرمود: «انزلوا النّاس منازلهم»: (با مردم به اندازه جایگاه ‌آنان رفتار كنيد، اين ارزش و مقام اين مرد در نزد من است.)(2) 
اين ناشي از رفتار بزرگ منشانه‌ی اميرمؤمنان با نيازمندان و اهميت دادن به امور و شؤون و توجّه به احساسات آنها بوده ‌است. نكته‌ی در خور توجه‌ اين است كه علي می‌فرمايد: «نيازت را روي زمين بنويس كه من زشت می‌دانم ذلّت گدايي را در چهره‌ات ببينم! » چه بسيارند نيازمنداني كه دست نياز به سوي افرادي دراز می‌كنند و ذلّت و خواري را به جان می‌خرند، آن هم معلوم نيست كه به نيازشان توجه شود و خیر و چه بسا از شدت شرم زبانشان بند آيد و توانايي سخن گفتن از آنان گرفته می‌شود.
ترديدي نيست كه نيازمند مذكور روحيه‌اي بزرگ و احساس و شعور درستي داشته باشد كه‌ اميرمؤمنان با او اينگونه محترمانه برخورد كرده، احساسات عالی او از اشعارش مشخص است(3) .
علي از آمدن مهمان خوشحال می‌شد و برادران ديني اش را بسيار گرامی ‌می‌داشت و همواره‌ احوال آنها را جویا بود، روايت است كه ‌اميرمؤمنان می‌فرمود: «اگر تا هفت روز برايم مهمان نیايد، بيمناك می‌گردم كه در نظر خداوند فرومایه و حقیر شده باشم(4)! » و فرمود: «اگر بيست درهمی‌ به برادر ديني ام (برادري كه به خاطر خدا با او دوست هستم) بدهم، از صد درهمی‌كه به مساكين بدهم برايم محبوبتر است.(5) .
آنگاه كه‌ از علي (رض) درباره‌ی سخاوت سؤال كردند، فرمود: «سخاوت آن است كه بدون اينكه ‌از تو درخواستي شود ببخشی و آنچه بعد از درخواست كردن می‌دهي شرم است و احترام»(6) . در زندگي‌اش اموالي را در راه خدا وقف كرده‌ ازجمله زمين ملکی‌ ينبع را وقف كرده و در وقف نامه‌اش نوشت: علي بن ابي طالب دستور وقف اين مال را داده و آن را در راه خدا وقف نموده‌ است و فرموده: من زمين «‌ينبع و وادي القري، اذينه و راعه» را در راه خدا و براي مصارف خويشاوندان نزديك و دور وقف كرده‌ام، لذا چه زنده باشم و چه بعد از مرگ من كسي حق هبه و بخشیدن یا به ارث بردن آن را ندارد.(7) .
علي در مورد چگونگي صدقه و خيرات دادنش فرموده: بسي اتفاق افتاده كه ‌از شدت گرسنگي سنگ بر شكم بسته‌ام و در آن روز چهار هزار دينار صدقه داده‌ام.(8) 
 منظور چهار هزار دينار زكات مال ن