 وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ) (حجرات /13)
اي مردمان! ما شما را از مرد و زني (به نام آدم و حواء) آفريده‌ايم و شما را تيره تيره و قبيله قبيله نموده‌ايم تا همديگر را بشناسيد (و هر كسي با تفاوت و ويژگي خاص دروني و بيروني از ديگري مشخص شود و در پيكره جامعه ‌انساني نقشي جداگانه داشته باشد). بي‌گمان گرامي‌ترين شما در نزد خدا متقي‌ترين شما است. خداوند مسلّماً آگاه و باخبر (از پندار و كردار و گفتار شما و از حال همه‌كس و همه چيز) است.
موارد متعدّد از رفتارهای عادلانه که به صورت تمرین و تکرار در عملکرد علی تجربه شده بهترین شاهد بر عدالت ایشان است.
یکی دیگر از موراد بیانگر عدالت علی این است که: از میان اموالي كه به دست او می‌رسيد، سهميه‌ی مربوط به مصارف عام را جدا می‌كرد و در اسرع وقت به طور مساوی در بين مسلمانان تقسيم مي‌كرد و خودش بيشتر از مردم برنمی‌داشت و حتي سهميه‌ی خوارج را پيش از اقدامشان به خونريزي و دشمني آشكار، به طور كامل پرداخت می‌كرد.(4)  با اقتدا و پیروی ابوبكر صديق (رض) بخشش‌ها و اموالي را كه به دستش می‌رسيد، به طور مساوي بين مردم تقسيم می‌كرد و عرب را بر غير عرب ترجيح نمی‌داد و بين افراد هيچ تفاوتي قايل نمی‌شد. ‌يك مرتبه مقداري غذا و پول را ميان دو زن كه ‌يكي عرب و ديگري عجم بود به صورت مساوي تقسيم كرد. زن عرب گفت: به خدا سوگند من عرب هستم و اين زن غير عرب! علي (رض) در پاسخ گفت: سوگند به خدا در تقسيم اموال غنيمت، دلیلی برای برتری پسران اسماعيل بر پسران اسحاق سراغ ندارم و برای من فرقی ندارند(5) . نيز وقتي از او خواستند كه ‌اشراف و بزرگان عرب را بر موالي (برده‌هاي آزاد شده) و غير عربها ترجيح دهد، گفت: سوگند به خدا اگر اموال من بود به صورت برابر در ميانشان تقسيم می‌كردم امّا اكنون كه ‌از آنِ خودشان است چگونه برابر تقسيم نكنم(6) .
يحيي بن سلمه می‌گويد: علي عمرو بن سلمه را به استاندار اصفهان منصوب كرد، بعد از مدتي با اموال و مشک‌هاي پر از عسل و روغن بازگشت، ام كلثوم دختر علي كسي را فرستاد كه‌ از عسلها و روغنها به او بدهند. عمرو بن سلمه مقداري روغن و عسل برايش فرستاد. فرداي آن روز علي(رض) آمد كه ‌اموال و روغنها و عسلها را تقسيم كند، مشک‌هاي عسل و روغن را كه شمرد، متوجه شد كه دو كيسه كم شده ‌است، علّت را جويا شد، حقيقت را نگفتند، وقتي سخت گرفت، واقعیّت را به او گفتند، لذا كسي را فرستاد و دو مشک را از ام كلثوم گرفتند. چون كيسه‌ها باز شده بود. تاجران را صدا زد و از آنها خواست قيمت مقدار کاسته شده ‌از عسل و روغن را تخمین کنند، گفتند: سه درهم كم شده‌است، سه درهم را از دخترش ام كلثوم گرفت و همه را تقسيم كرد.(7) 
ابورافع خزانه دار ومسئول بيت المال در زمان خلافت علي روايت مي‌كند: روزي علي(رض) به خانه رفت و ديد دخترش گردنبند مرواريدي به گردن كرده و می‌دانست كه‌از اموال بيت المال است، پرسيد: اين را از كجا آورده‌اي، به خدا دست كسي را كه ‌اين گردنبند را برايت آورده قطع خواهم كرد. گويد: وقتي ديدم بسيار جدي است، گفتم: اي اميرمؤمنان من آن را به برادرزاده‌ام (دختر تو) داده‌ام اگر من نمی‌دادم از كجا می‌آورد. ابورافع گويد: اين را كه گفتم سكوت كرد.(8) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نظام الحكم في العهد الراشدي /149.
2) مصنف ابن ابي شيبه ش/12225 و المستدرك 3/126، اين حديث از طریق‌های متعدد صحيح است.
3) الكامل في التاريخ 2/442.
4) نظام الحكم في العهد خلفا الراشدين 216.
5) پيامبر(ص) كه‌از نسل اسماعيل فرزند ابراهيم است، و بني اسحاق طايفه‌اي كه عموم پيامبران از آنها و‌يهوديان خودشان را متعلق به‌انان مي دانند.
6) تراث الخلفاء الراشدين /101.
7) الكامل في التاريخ 2/442.
8) تاريخ الطبري 6/72.اصل آزادي‌ يكي از مباني اساسي بوده كه نظام حکومتی در دوران خلفاي راشدين بر آن استوار بود، اين اصل (آزادي) را در چهارچوب قوانين شریعت اسلام براي همه تضمين كرده ‌است و دعوت اسلام براي آزادي همه مردم، دعوتي گسترده و فراگير است و كمتر دعوتي در تاريخ وجود دارد كه ‌اين همه آزادي را براي بشر به ارمغان آورده باشد و اين دعوت در گام نخست به سوی توحید و عبادت و بندگی خداوند متعال است، همانگونه که ‌آيات متعدد قرآن بیانگر این حقیقت است، چون تنها با توحید و یکتا پرستی همه مردم از دام عبادت ديگر اشياء و افراد آزاد شوند و دعوت به توحید همه معانی آزادی و استقلال را در بردارد و آزادي را به معناي صحيح و با مصداقهاي و مفاهيم درست آن براي جامعه‌ انساني به ارمغان می‌آورد، مانند امر به معروف و نهي از منكر و نهي از اينكه كسي به اجبار دين را بپذيرد و در مواردی آزادی با معنی رحمت مخلوط و در صورتهایی همچون مهرباني نسبت به يكديگر، عدالت، شورا و برابري مطرح می‌شود، چون تمام اصول و مباني كه ‌اسلام منادي آن است جز با رعایت اصل آزادی به درستي به اجرا در نمی‌آيد و محقق نمی‌شود و رعايت اين اصل در انتشار و تبلیغ دين اسلام و هموار كردن راه فتوحات اسلامی ‌و گسترش حاكميت اسلام در دوران خلفاي راشدين سهم مؤثر داشته و نقش بسزایی ایفا کرده‌است، اسلام به انسان کرامت و احترام در خور شايسته‌اي می‌دهد و آزادي را به بهترين شكل ممکن برايش تضمين مي‌كند و از طرفي نظامهاي حاكم بر ايران و روم در آن زمان، حکومت استبدادي و خودكامگي بودند كه با نهايت سنگدلي با مردم رفتار می‌كردند و بويژه مخالفان سياسي و اقليتهاي مذهبي به بدترين شكل مورد ظلم و ستم قرار می‌گرفتند و تحت فشار بودند.
 امّا اسلام در دوران پيامبر(ص) و خلفاي راشدين آنقدر براي مردم آزادي عمومی ‌و عدالت و برابري آورده بود كه تا امروز هم مشهور است و هر جا حاكميت اسلامی ‌به معناي صحيح آن وجود داشته باشد، عدالت هم وجود دارد.(1) 
از امير مؤمنان علي (ص) سخناني در مورد دفاع از آزادي روايت شده‌ است و ايشان به گونه‌اي رفتار می‌كرد كه در تضمين آزادي به همه كمك می‌كرد و می‌فرمايد: «دشمني با مردم توشه بسيار بدي براي قيامت است.(2)  اين سخن كوتاه ‌امام بيانگر اين است كه دشمني با مردم به هر شكلي كه باشد در اسلام ناروا است و ‌يادآور می‌شود كه هركس بدون دليل شرعي با مردم دشمني كند، در روز قيامت به عذاب گرفتار خواهد شد. معروف است كه‌ امام فرمودند: اينكه بر اساس گمان قضاوت كنيم از عدالت به دور است(3) . منظور از اين سخن اين است كه مردم را با شبهه متهم و محكوم كردن نادرست است و نبايد با شك و گمان عليه كسي حكم صادر كنيم، بلكه بر اساس‌ يقيني كه مستند به ادله قطعي است، حكم باید صادر شود و بهترين و معتبرترين ادلّه نصوص شرعي هستند. (4)  
قانونی که‌ امروز نظامهاي بشري تصويب كرده‌اند و توسط مسلمین اعمال شد، مبنی بر اینكه متهم تا اثبات جرم تبرئه‌ است، اسلام از هزا