باور و عقيده عموم مردم عبادتي همچون ديگر عبادات است كه مردم در روز ‌يا روزهاي مشخصي به قصد ذبح حيوانات و عبادت به آنجا می‌روند، اين عمل ذاتاً مذموم و نكوهيده‌ است، چرا كه مطلقاً بايد تمام عبادات بوسيله دلایل معتبر شرعي و براي خداوند انجام شود، لذا هر عبادتي در وقت و مكان معيني انجام گيرد بدون اینکه خصوصیّت آن روز یا زمان در شريعت تعیین شده باشد و افراد معتقد باشند که عبادت در آن وقت و مكان معين تأثير خاصي دارد؛ همچون بركت در رزق و روزي و زندگي افراد، یا معتقد باشند مقام و درجه‌ی افراد را در نزد خداوند بالاتر می‌رود و ‌يا عمل انسان مقبول و پذیرفته شده خواهد بود، یا اجر بيشتر به انسان داده خواهد شد، اين اعمال به اتفاق امّت اسلام از عبادات به بدعت متحوّل می‌شود، چون مشخص كردن ثواب و پاداش براي اعمال توقيفي و فقط حق شارع است، اين اعمال و باورها منجر به مفاسد بزرگ می‌شود از جمله: عموم مردم گمان می‌کنند صاحب این قبر و بارگاه و گنبدها می‌توانند نفع ‌يا ضرري به مردم برسانند و نيازهایشان برآورده و گرفتاريها را برطرف می‌كنند، حال آنکه بر خلاف دستور رسول خدا(ص) بر روی آنها ساختمانهاي مجلل ساخته‌اند و پيامبر(ص) از اين كارها نهي كرده است. همچنین به گفته و ادعای اين افراد، ذبح و قرباني در روزهاي مشخص در كنار زيارتگاه موجب نزديكي آنها به خدا می‌شود و بعد از انجام اين عبادتها در كنار قبور شايعه می‌كنند كه بيماران ما شفا‌يافته و اگر نازا بوده‌اند، صاحب فرزندي شده‌اند، اين در حالي است كه فقط خداوند می‌تواند چنین نيازهایي كه ‌ادعا می‌كنند بر آورده شده، را برآورده كند. در نتيجه ‌آن زيارتگاهها پنهاهگاه نيازمندان و گرفتاران می‌شود. از زيارتگاهها درخواست چيزهايي می‌كنند كه تنها در حيطه قدرت پروردگار است، ولی آنان از صاحبان قبرها طلب كمك و فرياد رسي و برآوردن نيازهايشان را می‏نمايند و تا جايي به صاحبان قبور اعتقاد دارند كه‌ اگر باران نبارد در كنار قبر گاو و میش ذبح می‌كنند تا باران ببارد. از قرآن و سنّت رسول خدا(ص) روي گردان هستند که براي طلب باران به توبه و استغفار و دعا و بر پاداشتن نماز باران امر فرموده‌اند. هر چند گاهي اوقات خداوند پس از ذبح و قرباني آنها برای طلب باران در کنار قبر‌ها، خداوند به عنوان آزمون و گرفتارکردن آنها با استدراج مقداری باران نازل می‌کند، امّا کارشان همواره شيطاني و از اعتقادات جاهلي محسوب می‌شود، (23) « خدایا نزد تو شکوای سر می‌دهیم».
اميرمؤمنان علي (رض) همواره مردم را به توحيد دعوت می‌كرد و با شرك و راهها و عوامل شرك مبارزه می‌كرد، بنابراين بر دوستان و پيروانش لازم است كه به گفتار و رفتار آن بزرگوار كه ما را به پايبندي به قرآن و راه و روش پيامبر(ص) راهنمايي می‌كرد عمل كنيم و چه زيباست سخنش آنجا كه می‌فرمايد: « نباید جز به پروردگار به کسی امیدوار بود؛ و جز گناهش از چيزی بيم نداشته باشد). آنجا كه خطاب به ابو هياج اسدي می‌فرمايد: تو را براي انجام كاري می‌فرستم كه رسول الله (ص) مرا فرستاد كه هيچ مجسمه‌اي نگذاري مگر اينكه نابود كني و هيچ قبر ساخته شده‌اي را باقی نگذاري مگر اينكه با زمين یکسان نمايي.(24) 
و- اميرمؤمنان(رض) شيفته‌ی باطل نمودن اعتقاد به ستارگان بود
وقتي اميرمؤمنان علي (رض) خواست عازم جنگ با خوارج شود، با منجّمی‌(كسي كه‌از روي حركت و طلوع و غروب ستارگان پيشگويي مي‌كند) برخورد كرد. منجّم گفت: اي اميرمؤمنان به جنگ نرو كه ماه در عقرب است و هرگاه ماه در عقرب باشد و تو به جنگ بروي شكست می‌خوري، ‌يا چیزی شبيه‌اين را گفت. علي گفت: با اعتماد و توكّل به خدا و تكذيب تو می‌روم. امام رفت و سفرش پر خير و بركت بود و به كشته شدن عموم خوارج تمام شد.(25) 
در روايتي ديگر آمده:... بعد از فراغت از جنگ نهروان، علی (رض) حمد و سپاس خداوند را به جا آورد؛ سپس فرمود: اگر زمانيكه منجّم براي ما تعيين كرده بود، می‌آمديم قطعاً جاهلان و افراد بي خبر از حقيقت دين می‌گفتند: چون در همان زمانيكه منجّم گفته بود، رفتند و پيروز شدند(26) . ببین اميرمؤمنان علي(رض) چقدر شيفته‌ی تصحیح اعتقاد و باورهای ‌يارانش بود، به سخن منجم هيچ توجهي نكرد، بلكه با صراحت تمام او را تكذيب كرد و با او مخالفت كرده تا‌ياران و همراهانش از عقيده‌ی فاسد حفظ شوند و اين در حالي بود كه سيدنا علي (رض) در موقعيت حساس جنگ با خوارج قرار داشت و نتيجه جنگ برايش بسيار مهم بود، عليرغم اين باز هم در پايان جنگ، سخني را كه در ابتداي حركتش گفته بود فراموش نكرد و بعد از جنگ در وقتي بسيار مناسب بعد از شكست وكشته شدن خوارج عقيده فاسد منجم را به يارانش تذکّر داد.(27)ز- علی(رض) كساني را كه با غلو و افراط مدعی شدند علی خداست در آتش انداخت
عبدالله بن شريك عامري از پدرش روايت مي‌كند: به علي (رض) گفته شد: بيرون از مسجد كساني هستند كه‌ ادعا می‌كنند تو پروردگارشان هستي، گويد: علي آنها را صدا زد وگفت: واي بر شما! چه می‌گوييد؟ گفتند: تو پروردگار، خالق و رازق مايي. علي گفت: واي بر شما! من بنده‌اي مانند شما هستم، همچون شما غذا می‌خورم و همچون شما می‌آشامم، اگر خدا را عبادت و اطاعت كنم، ان شاءالله به من پاداش نیک می‌دهد و اگر او را نافرماني كنم می‌ترسم مرا عذاب كند. لذا از الله تعالی بترسيد و از او پروا کنید، از اين حرفها و عقيده فاسدتان برگرديد، راوي گويد: از اعتقادشان دست بر نداشتند، فرداي آن روز دوباره ‌آمدند، قنبر (خادم علی) آمد به امام علی (رض)گفت: سوگند به خدا آمدند و همان حرفشان را تكرار می‌كنند. علي گفت: بگو بيايند، آمدند، همان حرفها ردّ وبدل شد. روز سوم كه آامدند، سيدنا علي گفت: اگر چنین حرفهایی را ترک نکنید شما را به بدترين و فجيع ترين شكل به قتل می‌رسانم، آنها بر حرفها و اعتقادشان اصرار ورزیدند، در نتيجه سيدنا علي آنها را دستگير كرد و در بین خانه و مسجد کانالی را حفر کرد و درآن آتش افروخت، سپس خطاب به آنها گفت: از اين حرفهايتان برگرديد، اگر برنگرديد و توبه نكنيد شما را در اين آتش می‌سوزانم، آنها برنگشتند لذا آنها را در آتش انداخت و سوختند(28) و شعر زير را سرود:
إنّی إذا رأیت الأمر أمراً 		منکراً، أوقدتُ ناری و دعوت قنبراً(29) 
من وقتی دیدم او بسیار منکر است 
آتشم را روشن کردم و قنبر (غلام خدمتكار) را صدا زدم.
عكرمه روايت مي‌كند: انسانهای زندیق و بي دين نزد علي آمدند، آنها را در آتش انداخت، خبر به ابن عباس رسيد، گفت: اگر من به جاي علي می‌بودم آنها را نمی‌سوزاندم، چون پيامبر (ص) از اين كار نهي كرده و فرموده: «لاتعذبوا بعذب الله »: (به سوزاندن که حق خداست کسی ا عذاب ندهید.)، بلکه ‌آنها را می‌كشتم. چون پيامبر فرموده: « من بدّل دينه فاقتلوه »(30) : (هر كس دينش را عوض كرد و مرتدّ شد او را بكشيد.
ابن تيميه می‌گويد: ثابت است که علی (رض) بيشتر افراد فرقه‌ی (غالیه: افراطی) را كه معتقد به الوهيت 