ن آیات است که خداوند متعال می‌فرماید:(الشَّيْطَانُ يَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ يَعِدُکُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ) (بقره/268).
اهريمن شما را (به هنگام انفاق مي‌ترساند و) وعده تهيدستي مي‌دهد و به انجام گناه شما را دستور مي‌دهد، ولي خداوند به شما وعده‌ آمرزش خويش و فزوني (نعمت) مي‌دهد و خداوند (فضل و مرحمتش) وسيع (و از همه چيز) آگاه ‌است.
 عناصر تشکیل دهنده خطبه مذکور نمایانگر این است که گوینده به شدت تحت تأثیر قرآن و سخنان پیامبر (ص) بوده و خطبه به واقعیت‌های زندگی می‌پردازد و ارتباطی صمیمی‌ با زندگی بشر برقرار می‌نماید و معانی آن عمیق و والا و فراگیرنده ‌است و او بسیار خوب کلمات را برگزیده و جمله‌ها را زیبا و مختصر ارائه می‌دهد. با ارائه تمثیل، مفاهیم و کلمات را به زبان می‌آورد و با تکیه بر ابزارهای بیان زیبا سخن می‌راند، خلاصه‌ی سخن اینکه ‌این خطبه چون از مزایای دینی و ادبی و شخصیتی برخوردار است، دارای اهمیّت ویژه‌ای می‌باشد، از این رو این خطبه نماینگر شخصیت والای امیرالمومنین علی بن ابی طالب است و نشانگر این است که علی (رض) مفاهیم و نظریات درست و به جای اسلام را که طبیعت دنیا و فرجام بشریت را تبیین می‌کند، بسیار درست درک کرده ‌است و این خطبه ترسیم کننده‌ی نتایجی است که علی (رض) از این چیزها گرفته و نیز دیدگاه عمیق و صفای ذهن و پاکی روح امیرالمومنین و فرزانگی او را به خوبی روشن می‌نماید، به اضافه ‌آن، دیگر مزایای عقلی و روحی والایی را که‌او از آن بهره‌مند بود و دستاورد تقوا و ایمان و تمسک او به اسلام و به پروردگار بودند، را نیز به ما نشان می‌دهد، همه‌ی این ویژگی‌ها او را کمک کرده بودند تا بتواند در چنین حد والا و زیبا سخن بگوید، به حق که‌ او شهسوار و رهبر و امام کامل دنیای ادب و گفتار بود، همانگونه که در میان مردم امامی ‌عادل و زاهد و فرماندهی حکیم و مجرّب و جنگاوری قهرمان بود. (2) 
امیر المؤمنین فرصت مناسبت‌ها را غنیمت شمرده و در هر مناسبتی به موعظه مردم می‌پرداخت و فقط به خطبه‌های روز جمعه بسنده نمی‌کرد، وقتی جنازه‌ای را دفن می‌کردند و خانواده‌اش فریاد و شیون سر می‌دادند، به تذکّر آنها می‌پرداخت و می‌گفت: چرا گریه می‌کنید؟ سوگند به خدا اگر آنچه را که مرده‌ی آنها مشاهده می‌کند، مشاهده می‌کردند، از مرده‌ی خویش غافل می‌شدند، همه ‌اینها یکی یکی می‌میرند، سپس هیچ کسی از اینها باقی نمی‌ماند، ... پس ای بندگان خدا از خدا بترسید و بکوشید پیش از آن که مرگ فرا رسد که آرزوها را قطع می‌کند و لذّت‌ها را از بین می‌برد، عمل صالح انجام دهید، بدانید که نعمت دنیا همیشه باقی نمی‌ماند و هیچ کس از بلاها و مصائب دنیا در امان نخواهد ماند، دنیا مایه‌ی فریب و غرور و تکیه گاهی است که در شُرف سقوط می‌باشد، ای بندگان خدا، از اتّفاقات و حوادث درس عبرت بگیرید و از نشانه‌ها پند بیاموزید و با هشدارها بازآیید و از مواعظ استفاده کنید، در حقیقت گویا چنگال مرگ شما را فرا گرفته و خانه خاک شما را به آغوش گرفته و گویا مرگ که کارهایتان را نا تمام می‌گذارد، ناگهان شما را در معرض دمیده شدن « صور»: (بوق) قیامت قرار داده‌ است، آنگاه که مردم از قبرها بلند می‌شوند و برای حساب و کتاب به پا می‌خیزند و قدرت خداوند جبّار آنها را احاطه کرده و آنگاه که با هرکس همراهی دارد که ‌او را به سوی محشر پیش می‌برد و یک شاهد با اوست که به کارهایش گواهی می‌دهد: 
(وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْکِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاء وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ) (زمر/69).
زمین (محشر و عرصات قیامت) با نور خداوند گارش روشن می‌شود و کتاب گذاشته می‌شود و پیغمبران و گواهان آورده می‌شوند و راست و درست میان مردم داوری می‌گردد و اصلاً بدینشان ستم نمی‌شود.
در آن روز شهرها و آبادی‌ها تکان به جنب و جوش می‌افتند و منادی ندا می‌دهد و روز روياروئي است و خورشید بی نور می‌گردد و حیوانات همه جمع آوری می‌شوند و از رازها پرده برداشته می‌شود و بدکاران هلاک می‌گردند و دلها به لرزه و تکان می‌افتند(3) 
از بررسی این موعظه به چند عامل تأثیر گذار پی برده‌ایم که بدین صورت ارائه می‌دهیم: 
*- این موعظه متناسب با زمان و مکان ایراد شده، موعظه در یک تشییع جنازه‌ایراد شده که در چنین وقتی مردم آماده فراگیری سخنانی هستند که درباره‌ی مرگ بوده و از جهان آخرت بحث می‌کند.
*- ساختار بلاغی و شیوایی موعظه، آنچه مواعظ امیرالمؤمنین را از دیگر موعظه‌ها برجسته و متمایز می‌نماید اسلوب بلاغی آن است، که شنوندگان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، نمونه‌های بلاغی و شیوایی در نمونه مذکور عبارتند از :
الف – استعاره، چنان که فرمود: گویا چنگال‌های مرگ شما را فرا گرفته‌است، او مرگ را به درنده‌ای که چنگال دارد تشبیه کرده و مشبه به را حذف نمود و چیزی از لوازم و صفات آن که چنگال است در آن ذکر کرد. 
ب- هم قافیه بودن سخنان او بدون اینکه دچار تکلّف شده باشد، آنجا که گفت :«انّ الدنیا لا یدوم نعمها، ولا تؤمن فجائعها، غرور حائل و سند مائل ».
ج- جمله‌های انشایی(4)  که در همه خطبه به چشم می‌خورند: مثلا چرا گریه می‌کنید؟ استفهام است...، از اتفاقات پند بگیرید ای بندگان خدا) ندا....، (پند بگیرید، درس عبرت بگیرید، باز بیایید، استفاده کنید، ) همه ‌اینها با صیغه‌ امر است.
د- اختصار کلمات، در هر بخشی از خطبه این چیز مشاهده می‌شود، چون همه خطبه بدون ضعف و نقص است.
*- موعظه با تکیه بر مفاهیم قرآنی ایراد شده و در ارشاد و قانع کردن شیوه قرآن در پیش گرفته شده‌ است، چنان که گفت: آنگاه که با هر کس همراهی هست که ‌او را به سوی محشر پیش می‌برد و گواهی با اوست که بر کارهایش گواهی می‌دهد. 
این جمله را با تکیه بر این آیه که (و جاءت کل نفس معها سائق و شهید) (5) ایراد نموده‌ است. 
یعنی هرکس در حالی که راهنمایی دارد که‌ او را به پیش می‌برد و گواهی به همراه دارد می‌آید. *- بیم دادن با بیان سختی‌های قیامت، آنجا که گفت: مرگ که کارهایتان را ناتمام می‌گذارد، گویا ناگهان شما را در معرض دمیده شدن صور (بوق) قیامت قرار می‌دهد، آنگاه که مردم از قبرها بر می‌خیزند و برای حساب و دادرسی برپا می‌ایستند و قدرت خداوند جبّار آنها را احاطه کرده‌است. 
*- اقناع مخاطب، چنانکه گفت: چه بسا افرادی از بیمارانی که در تلاش برای بهبودی آنها بوده‌اید و پزشکان را به درمان آن فرا می‌خوانده‌اید، ... یعنی با این جملات می‌خواهد در باور آنها بگنجاند که مرگشان فرا خواهد رسید و کوچ کردن از دنیا به سوی سرای آخرت قطعی و راه گریزی از آن نیست. 
*- به خاطر آوردن تصویر، به این صورت که با فعل ماضی از حوادث آینده تعبیر می‌کند و این روش سبب می‌شود تا شنونده چیزی را 