و معامله‌ای آنان را از یاد خدا و خواندن نماز و دادن زکات غافل نمی‌سازد. از روزی می‌ترسند که دلها و چشمها در آن دگرگون و پریشان می‌گردد. تا اینکه خداوند برابر بهترین کارهایشان پاداششان را بدهد و از فضل خود بر پاداششان بیفزاید؛ چرا که خداوند هرکس را که بخواهد، بی‌حساب از مواهب خویش بهره‌مند می‌سازد.»
-------------------------------------------------------------------------------------
1) فقه السیره، بوطی، ص 203.الف – هدف از تأسیس مسجد این است که عبادتگاه و محل نماز خواندن مؤمنان باشد و جایی باشد که آنها در آن با حمد و شکر خدا بر نعمتهایش، پاکی او را بگویند. هر مسلمان به مسجد می‌آید و نماز و عبادتهای خود را در آن انجام می‌دهد و تا وقتی قداست مسجد را رعایت کند و حق حرمت آن را به جا آورد، در آسایش و امنیت است.
ب – هدف از تأسیس مسجد اینکه محلی باشد برای دیدار پیامبر اکرم (ص) با یارانش و کسانی که از مناطق دیگر به دیدار او و به قصد طلب هدایت و ایمان آوردن و تصدیق رسالتش می‌آیند.
ج – هدف از تأسیس مسجد اینکه مکانی برای یادگیری علوم و معارف جهان هستی و عقلی و قرآنی قرار گیرد. مواردی که قرآن به آن تشویق کرده است، در آن اندیشیده شود و مؤمنان در آن، اندیشه‌ها و ثمرات عقلهای خود را بررسی نمایند و مسجد، مدرسه‌ای بود که دانش‌جویان از مناطق مختلف برای آگاهی از تعالیم دین در آن جمع می‌گردیدند هرجا قصد آن را می‌کردند تا در دین آگاهی به دست آورند و مژده‌رسان و بیم‌دهنده نزد قومشان در حالی که آنها را به راه خدا دعوت می‌دادند و هدایت می‌نمودند، برمی‌گشتند. همچنین مکانی است برای انتقال تعالیم و آموزه‌های یک نسل به نسل دیگر.
د – هدف از تأسیس مسجد اینکه برای فرد غریبه و ناآشنا پناهگاهی باشد و مسافر بتواند در آن مستقر شود که منت گذاردن هیچ کسی او را آزرده خاطر نکند؛ پس او از چشمه مسجد و از هدایت آن به اندازه توان عقلی و روانی‌‌اش استفاده می‌کند و هیچ کسی نیست که او را از فرا گرفتن دانش و معرفت یا نوعی از انواع هدایت باز دارد؛ پس چه بسا فرماندهان و قهرمانانی عالمان و دانشمندانی بوده‌اند که مرکز اصلی تعلیم و تربیت آنان مسجد بوده است و فرماندهی و قهرمانی را در آن آموخته‌اند و دانش و علم را در آن فراگرفته‌اند و سپس نزد مردم رفته و تشنگی آنها را با معرفت برطرف نموده‌اند و آنان را سیراب کرده‌اند؟ و چه بسا داعیانی بوده‌اند که در میدانهای مسجد درس دعوت در راه خدا را فراگرفته‌اند و هر یک از آنها الگوی داعیان و اسوة هدایت‌کنندگان گشته است و چون گُلی بوده که دلها را به ویژگی انحصاری خود جذب کرده و دلها بی‌درنگ به سمت و سوی او گرایش پیدا کرده است و از او هدایت گرفته‌اند؟ و چه بسا بادیه‌نشینانی بوده‌اند که فرق رنگهای سرخ و زرد را نمی‌دانسته‌اند، اما با ورود به مسجد و مشاهدة این وضعیت که اصحاب پروانه‌وار گرد شمع آن حضرت جمع شده‌اند و به سخنان او گوش فرا می‌دهند و چنان آرام هستند که گویا بر بالای سرشان پرنده است و این بادیه‌نشین به همراه آنها به سخنان پیامبر اکرم(ص)  گوش داده و دارای نعمت عقل بوده که این نعمت زیر پرده جهالت پنهان گشته است و با حضور در مسجد، پردة جهالت از عقلش دور شده و عاقل و آگاه شده و هدایت یافته و راهش را روشن کرده است؛ سپس نزد قومش به عنوان یک پیشوا بازگشته و آنها را به سوی خدا دعوت داده است و آنان را با دانشی که فراگرفته و رفتاری که خود در پیش گرفته، تربیت کرده است و قومش نیز به دعوت او ایمان آورده و با رهنمود او هدایت یافته‌اند و آنها با این عمل در صفحات تاریخ اسلامی درخشیدند(1). 
س – هدف از تأسیس مسجد اینکه قلعه و دژی باشد که مجاهدان آن گاه که به جهاد فرا خوانده می‌شدند، در آن گرد هم آیند و در آن پرچم جهاد و دعوت به راه خدا تهیه می‌شود و فرماندهان از آنجا پرچمها را به دوش می‌گیرند تا به محل نبردها بروند و در سایة این پرچم، لشکر خدا در انتظار پیروزی یا شهادت است.
ش – هدف از تأسیس مسجد اینکه در گوشه‌ای از آن، مجروحان جهاد و مبارزه، مداوا شوند تا پیامبر اکرم (ص) بتواند آنها را عیادت نماید و از اوضاع و احوال آنان اطلاع یابد و طبیب برایشان فراهم کند و بدون رنج و سختی به مداوای آنها بپردازد و این گونه از آنها تقدیر به عمل آورد.
ص – هدف از تأسیس مسجد این بود تا مرکز پیک و اطلاع‌رسانی باشد و اخبار از آنجا منتشر شود و پیکها فرستاده شوند و اخبار سیاسی مربوط به صلح و جنگ در آن تصمیم‌گیری گردد و پیامهایی که مژدة پیروزی را می‌دهد، آن جا فرا گرفته و خوانده شود و از آنجا مسلمانان به کمک فراخوانده شوند و خبر مرگ شهیدانی که در معرکه‌های جهاد به شهادت رسیده‌اند، در آن اعلام شود تا دیگران از آنها الگو بگیرند و رقابت‌کنندگان در اقتدا به آنها به یکدیگر به رقابت بپردازند.
ض – هدف از تأسیس مسجد این بود تا سنگر جامعه مسلمان باشد که از آنجا حرکتهای مشکوک دشمن کنترل گردد؛ به خصوص دشمنانی که با آنان در جامعه‌ای واحد زندگی می‌کنند از قبیل یهودیان و منافقان و بت‌پرستانی که هنوز در شرک و بت‌پرستی به سر می‌بردند تا جامعه مسلمان از سرانجام توطئه و نقشة آنها و از خیانت آنها در امان باشد(2). 
ساختن مسجد اولین اقدامی بود که پیامبر اکرم (ص) بعد از استقرار و هجرت خویش در آغاز آمدنش انجام داد تا نمونه‌ای باشد که در سادگی مظهر و عمق آگاهی به او اقتدا شود تا به وسیلة آن بزرگ‌ترین و فراگیرترین اهداف را با کمترین مخارج و حداقل زحمتها محقق نماید(3). 
---------------------------------------------------------------------------------------
1) محمد رسول الله، محمدالصادق عرجون، ج 3، ص 34 – 35.
2) همان، ص 36.
3) همان، ص 33.از حقایق مسلم یکی این است که پیامبر (ص) در کار کردن و ساختن مسجد با اصحاب خود مشارکت داشت. او سنگ و خشت بر دوش و سینه می‌گذاشت و می‌آورد و مانند هر یک از آنها با دستان خود زمین را حفر می‌نمود. او نمونه حاکم عادلی بود که بین رئیس و رعیت و یا فرمانده و سرباز و یا سردار و رعیت و یا فقیر و توانگر فرق نمی‌گذاشت؛ پس از نظر ایشان همه نزد خدا برابر هستند و هیچ مسمانی با مسلمانی دیگر فرقی ندارد مگر آنکه از دیگران پرهیزگارتر است. از نظر اسلام، عدالت و مساوات در تمامی امور حکمفرماست و فضیلت از آن کسی است که در امور اجتماعی که برای مصلحت عموم انجام می‌شود، فعالیت نماید و چشم به پاداش خداوند بدوزد. پیامبر اکرم (ص) مانند سایر مسلمانها جز خدا از کسی پاداش و مزد خود را نمی‌خواست(1) . مشارکت پیامبر (ص) در امر بنای مسجد مانند همة کارگرانی بود که در این کار مشارکت جستند و مشارکت ایشان در این حد نبود که فقط با قیچی‌کردن نوار و نخ ابریشمی آن را افتتاح نماید و فقط اولین کلنگ مسجد را به زمین بزند؛ بلکه او به طور کامل در کار ساختن مشارکت داشت. مسلمانان نیز از این عمل پیامبر اکرم (ص) شگفت‌زده گردیده بودند و نمی‌توانستند شاهد خستگی و ناراحتی پیامبر باشد به گونه