رستگارند.»
در این آیه خداوند برای آنها پنج چیز را گواهی داده است: 
1- خانه و ایمان را قبل از هجرت مهاجران آماده کردند.
2- کسانی را که به سوی آنها هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند.
3- به چیزهایی که به مهاجران داده شده است، احساس رغبت و نیاز نمی‌کنند.
4- آنان را بر خود ترجیح می‌دهند؛ هر چند که خود سخت نیازمند باشند.
5- آنان کسانی هستند که از بخل نفس خود، مصون و محفوظ گردیدند بنابراین، آنان رستگارند.
آیه فوق حامل درسهای بزرگ و حکمتهای سترگی است که برخی عبارتند از : اینکه، مدینه با کلمه (دار) یعنی خانه و سرا تعبیر شده است و اشاره به این است که مدینه سرای ویژه کسانی است که در آن جای گرفته و آن را وطن خویش نموده‌اند و این نوعی انس در وجود ایجاد می‌کند که به نفس روحیه و آرامش بیشتری می‌دهد؛ پس انصار در خانه و ایمان خودشان از امنیت و ثبات مادی برخوردارند و آرامش بر آنها فرود می‌آید و با نور خود آنها را احاطه می‌نماید؛ گویا حصاری از رحمت، آنها را در برگرفته است که هیچ پریشانی و اضطرابی آنان را تهدید نمی‌کند.(مِن قَبْلِهِمْ) ضمیر در اینجا به مهاجران برمی‌گردد؛ یعنی، انصار در مدینة منوره شرایطی را فراهم نمودند که مدینه برای مهاجران همانند خانة آنان گردید و قبل از هجرت مهاجران، ایمان را در دلهایشان استوار نمودند؛ چون مهاجران گرچه قبل از انصار ایمان آوردند و ایمان را تا آخرین حد فرا گرفتند، اما آنها برای گسترش ایمان خانه و مکانی را فراهم نکردند که بتوانند از ثبات مادی و حسی برخوردار باشند و برای خود و ایمانشان از قدرت و قهر دشمنان احساس امنیت نمایند؛ پس مهاجران ایمان داشتند، اما جا و مکانی نداشتند و انصار از هر دو در یک زمان برخوردار بودند و از زیباییهای قرآن، این است که مهاجران را قبل از انصار ستایش کرده است: 
(لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ) (حشر، 8)
«غنائم از آن فقرای مهاجرینی است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شده‌اند. کسانی که فضل خدا و خشنودی او را می‌خواهند و خدا و پیغمبرش را یاری می‌دهند، اینان راستانند.»
پس داشتن خانه و ایمان که انصار به خاطر آن ستوده شده‌اند، مهاجران را نیز به خاطر فقدان آن مورد ستایش قرار داده است؛ چراکه آنان خانه و کاشانه خود را به خاطر طلب فضل و رضای خدا و یاری کردن خدا با یاری کردن دینش و یاری کردن پیامبر اکرم (ص) با یاری نمودن رسالت و دعوتش از دست داده بودند و آنها را توصیف نمود که آنان راستگویان‌اند(أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ) و به عموم مؤمنان گفته است: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ) (توبه، 119)
«ای مؤمنان از خدا بترسید و همگام با راستان باشید.»
پس منظور از ذکر نمودن انصار قبل از مهاجران این است که انصار به خاطر آن ستوده شده‌اند و قبل از آنان ذکر گردیده‌اند تا آنان را به وظیفه آنها در برابر برادران مهاجرشان که خانه و اموال خود را برای طلب فضل و رضای خدا ترک گفته‌اند و برای یاری کردن دین خدا و یاری کردن پیامبرش خود را از همه چیز جدا نموده‌اند، آگاه نماید؛ پس مهاجران، اموال و داراییها و فرزندان و جگرگوشه‌ها و خانه‌های خود را به خاطر کسب رضایت و خشنودی خدا و به دست آوردن پاداش الهی از دست داده‌اند و آنها به انصار پناه آورده‌اند که همراه آنها در خانه‌هایشان جای بگیرند؛ خانه‌های آنان که سرای امنیت و ثبات است و آنها قبل از انصار ایمان را در درون و قلب خود استوار نمودند و با این هجرت، فراهم نمودن خانه و ایمان هر دو برای آنها کامل گردید و اینکه آنان قبل از همه ایمان آورده‌اند، فضیلتی است که سایر مؤمنان و حتی انصار نیز از آن بهره‌مند نیستند. اوصاف انصار هنوز ادامه دارد:(يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ) و این محبتی است که خداوند آن را در قرآن به اثبات رسانده است و خداوند آن را برای آنان فضیلتی قرار داد که این فضیلت را به آنان اختصاص داد. در مقابل به توصیف مهاجران پرداخت به اینکه آنها از خانه و اموالشان به خاطر طلب خشنودی خدا و به دست آوردن فضل او که همواره بر آنها می‌بارید، بیرون کرده شده‌اند و قلبهای مهاجران سرشار از محبت برادران انصارشان می‌باشد؛ آنهایی که به اخلاص پاک که ثمره و نتیجة محبت در راه خدا و برای خداست، توصیف شده‌اند؛ پس در مورد آنها گفته شده است:
(وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا)
«و در درون خود به چیزهایی که به مهاجران داده شده است، احساس رغبت و نیازی نمی‌کنند.»
یعنی آنها به فضیلتی که برادران مهاجرشان آن را به دست آورده‌اند و در ایمان بر آنان پیشی گرفته‌اند و با جدا شدن از سرزمین و اموالشان قربانی داده‌اند و برای یاری کردن دین خدا و رسالتهای او برخاسته‌اند، چشم ندوخته‌اند که بخواهند در آن مشارکت داشته باشند.(3) 
و در فرموده الهی که:
( يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ)
این محبت وصف‌ناپذیر انصار در کتاب خدا ثبت شده است و به قصد عبادت در کمال زیبایی و اعجاز و اسلوب زیبا تلاوت می‌گردد بنابراین، امکان ندارد که با چنین محبتی در اعماق وجود مؤمنان، آثار نفرت و کینه‌ای باشد که آنها با مهاجران به خاطر فضایل ایمانی و جان فدایی آنها در راه خدا با سرزمین و اموال حسادت ورزند.
انصار در دوست داشتن برادران مهاجر خود به اوج صفا و اخلاص و همدلی رسیده بودند و این محبت مقدس، دلهای آنها را فرا گرفته و برای هیچ چیزی جای باز نمی‌کرد مگر چیزی که اثری از آثار محبت و دوستی بود و این اوج فضیلتهاست.(4) 
و این فرمودة الهی که:
(وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ)
نتیجة این محبت خالص است که انصار در آن به حدی رسیده‌اند که جامعة بشری در تاریخ گذشته خود به آن دست نیافته است و در تاریخ آینده نیز به آن دست نخواهد یافت و آن ثمرة ایثار و ترجیح دیگران برخود است که محبت ایمانی، آن را به بار آورده است.(5) 
سپس در مقابل اینکه مهاجران به صداقت اراده و اخلاص در ایمانشان توصیف شدند، انصار به فلاح و رستگاری اختصاص یافتند و بعد از تأکید این مطلب که آنها با این ایثار، وجودشان از تیرگیهای آزمندی و حسادت تصفیه و پاک شده است و مخلصانه برادران مهاجر خود را دوست داشتند و از بخل پاک گشتند و بخل را با فضیلت بزرگواری و بخشندگی و ترجیح دیگران بر خود زیر پا نهاده‌اند و خداوند این صفت پسندیده آنان را این گونه بیان می‌کند: 
(وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (حشر، 9)
«و کسانی که از بخل نفس خود مصون و محفوظ گردند، ایشان قطعاً رستگارند.»
و این محبت برادرانه میان مهاجران و انصار اساسی است که بر پایه‌های آن برادری اجتماعی که پیامبر اکرم (ص) بعد از آمدن به مد