 تو نخواهد بود.»
و خداوند می‌فرماید: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْکِتَابَ يَرُدُّوکُم بَعْدَ إِيمَانِکُمْ کَافِرِينَ(100) وَکَيْفَ تَکْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْکُمْ آيَاتُ اللّهِ وَفِيکُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ(101)) (آل عمران، 100 – 101)
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر از گروهی از کسانی که کتاب بدیشان داده شده است، پیروی کنید، شما را پس از ایمان آوردنتان به کفر باز می‌گردانند و چگونه باید شما کافر شوید و حال آنکه آیات خدا بر شما فرو خوانده می‌شود و پیغمبر او درمیان شما است و هر کس به خدا تمسک جوید، بی‌گمان به راه راست و درست (رستگاری) رهنمود شده است.»
و خداوند می‌فرماید: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ) (مائده، 51)
«ای مؤمنان، یهودیان و مسیحیان را به دوستی نگیرید ایشان برخی دوست برخی دیگرند. هر کس از شما با ایشان دوستی ورزد، بی‌گمان از زمرة ایشان به شمار می‌رود و شکی نیست که خداوند افراد ستمگر را (به سوی ایمان) هدایت نمی‌کند.»
سید قطب می‌گوید: «این خطاب، جماعت مسلمان در مدینه را مخاطب قرار می‌دهد، اما هر گروه مسلمانی که در هر گوشه‌ای از زمین باشد تا روز قیامت مخاطب این فریاد است و مؤمنان در آن وقت به خاطر این مناسبت مخاطب این ندا قرار گرفتند که برخی از مؤمنان در مدینه به طور کامل و قاطع از برخی اهل کتاب، به ویژه یهود، جدا نشده بودند و قطع رابطه نکرده بودند و روابط دوستی و پیمان و روابط اقتصادی و تعامل و روابط همسایگی میان آنها و اهل کتاب برقرار بود و همة اینها با توجه به وضعیت تاریخی و اجتماعی در مدینه قبل از اسلام بین عربهای اهل مدینه به خصوص یهودیان طبیعی بود ... و این وضعیت به آنان فرصت می‌داد تا نقش خود را در توطئه کردن برای این دین و پیروان آن با انواع مکرهایی که برای آن برنامه چیده بودند و  بسیاری از نصوص قرآنی پرده برداشت، بازی کنند و قرآن نازل شد تا آگاهی لازم را به مسلمان در معرکه و نبردی که با عقیده‌اش وارد آن می‌شود تا برنامه جدیدش را در واقعیت زندگی اجرا نماید، بدهد و تا در ضمیر و وجدان مسلمان آن جدایی کامل میان او و میان هر کس که به جماعت مسلمان منتسب نیست و زیر پرچم ویژة آن قرار نمی‌گیرد، پدید آورد.
این جدایی، گذشت اخلاقی را از بین نمی‌برد؛ بلکه این صفت همیشگی مسلمان است و دوستی را از بین می‌برد، منظور آن دوستی‌ای که در قلب مسلمان جز برای خدا و پیامبرش و مؤمنان ایجاد نمی‌گردد و آگاهی و جدایی که در هر زمین و در هر نسلی از آن بازداشته نمی‌شود. برخی دوستان برخی دیگراند و این حقیقتی است که با زمان ارتباطی ندارد؛ چون از طبیعت چیزها سر بر می‌آورد ... و آنها هرگز نمی‌توانند دوستان گروه مسلمان باشند و در هیچ سرزمین و در هیچ تاریخی چنین امری امکان‌پذیر نیست ... و گذشت قرنها مصداق این گفتار راستین را ترسیم می‌نمایند ... و برای یکبار حتی این قاعده مختل نشده است و در این زمین چیزی جز آنچه قرآن کریم بیان نموده و صفت همیشگی را ذکر کرده، اتفاق نیفتاده است. نه یک رخداد جدا و تنها ... و انتخاب جمله اسمیه به این صورت که (بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ)«برخی دوستان برخی دیگراند» ... فقط یک تعبیر نیست؛ بلکه انتخاب مقصود و هدفی است تا بر صفت همیشگی و اصیل آنان دلالت نماید.(2) 
و خداوند مؤمنان را از اینکه منافقان را به دوستی بگیرند، نهی نموده است؛ چراکه بارزترین صفت منافقان، دوستی نمودن با کفار و تنفر از دین خداست. خداوند می‌فرماید: 
(بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا(138) الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْکَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا(139)) (نساء، 138 – 139)
«به منافقان مژده بده که عذاب دردناکی دارند. این منافقان کسانی هستند که کافران را به جای مؤمنان به سرپرستی و دوستی می‌گیرند، آیا عزت را در پیش کافران می‌جویند؟ چرا که عزت و شوکت جملگی از آن خدا است.»
و در آیه‌های مدنی انواع گوناگون این جدایی بیان گردیده است، از جمله اینکه خداوند می‌فرماید: 
(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ) (توبه، 73)
«ای پیغمبر، با کافران و منافقان جهاد و پیکار کن و بر آن سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و چه بدسرنوشت و چه زشت جایگاهی است!»
و خداوند از خواندن نماز میت آنها و ایستادن بر قبرهایشان نهی کرده است؛ چنانکه می‌فرماید: 
(وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُواْ وَهُمْ فَاسِقُونَ) (توبه، 84)
«هرگاه یکی از آنان مُرد، اصلاً بر او نماز مخوان و بر سر گورش نایست؛ چراکه آنان به خدا و پیغمبر باور نداشته‌اند و در حالی مرده‌اند که از دین خدا و فرمان الله خارج بوده‌اند.»
و خداوند آن دوستی را معتبر و ارزشمند می‌داند که با صفت ایمان هماهنگ است و همچنین بیان نموده است که مؤمنان با چه کسانی دوستی نمایند: 
(إِنَّمَا وَلِيُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ(55) وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ(56)) (مائده، 55 – 56)
«تنها خدا و پیغمبر و مؤمنانی یاور و دوست شمایند که خاشعانه و خاضعانه نماز را به جای می‌آورند و زکات مال بدر می‌کنند و هر کس که خداوند و پیغمبر او و مؤمنان را به دوستی و یاری بپذیرد، (از زمرة بندگان خوب الله است) بی‌تردید حزب الله پیروز است.»
اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) دریافته بودند که آنها فقط می‌بایست با رهبرشان دوستی بورزند و عقیدة خویش را خالص نمایند و برای اعتلای کلمه الله جهاد نمایند؛ پس آنها همه این موارد را در وجود خود محقق نمودند و زندگی خود را بر این اساس منطبق نمودند و این موارد را اجرا نمودند؛ پس آنها دوستی خود را خالص و از آلایشها پاک گردانده و آن را برای خدا و پیامبرش و مؤمنان گرداندند و تاریخ آنها سرشار از مواضع زیبایی است که بر این دلالت می‌نماید که آنها فهم عمیقی از موضوع ولاء و دوستی که به آنها بخشیده شده بود تا صرف دین و عقیده و برادران و پروردگارشان نمایند، داشته‌اند.
پیمان برادری که میان مهاجران و انصار انجام شد، عقیده‌ای بود که با پذیرش اسلام، به آن رسیده بودند؛ پس ایج