النبویه، ابن هشام، ج 1، ص 558 – 559 – سبل الهدی و الرشاد، ج 3، ص 583 – 585 – تفسیر مجاهد، ص 140.
2) تفسیر قرطبی، ج 4، ص 295.یهودیان نسبت به پیامبر اکرم (ص) در حضور ایشان و در اثنای سخنانش بی‌ادبی می‌کردند و با چشم به او اشاره می‌کردند و به گونه‌ای سلام می‌گفتند که باعث آزار او می‌گردید؛ چنانکه عایشه می‌گوید:مردانی از یهودیان نزد پیامبر اکرم (ص) آمدند و گفتند: السام علیک(1)  یا ابالقاسم.من درجوابشان گفتم السام علیکم و فعل الله بکم «مرگ بر شما باد و خداوند شما را هلاک کند» پیامبر اکرم (ص) فرمود: «ای عایشه، تحمل کن؛ چراکه خداوند زشتی و ناسزاگویی را دوست ندارد.»
من گفتم: مگر نمی‌بینی چه می‌گویند؟ فرمود: «مگر نمی‌بینی من جوابشان را دادم و گفت: «وعلیکم» یعنی بر شما باد.»
عایشه می‌گوید: این آیه در همین مورد نازل شد(2) 
(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَى ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَيَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَإِذَا جَاؤُوکَ حَيَّوْکَ بِمَا لَمْ يُحَيِّکَ بِهِ اللَّهُ وَيَقُولُونَ فِي أَنفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِيرُ) (مجادله، 8)
«آیا ندیده‌ای کسانی را که از نجوا نهی شده‌اند، ولی آنان به سوی چیزی برمی‌گردند که از آن نهی گشته‌اند و برای انجام گناه و دشمنانگی و نافرمانی از پیغمبر با همدیگر به نجوا می‌پردازند و هنگامی که به پیش تو می‌آیند، به گونه‌ای تو را سلام می‌گویند که خدا تو را بدان گونه سلام نگفته است و در دل خود می‌گویند: پس چرا ما را به خاطر گفته‌هایمان کیفر نمی‌دهد؟ دوزخ بسندة ایشان است. داخل آن خواهند شد و با آتش آن خواهند سوخت و چه بدسرانجامی و چه بد جایگاهی است.»
این آیه بیانگر کینه‌ای است که سراپا وجود یهودیان را در برگرفته و آنها را وادار کرده بود که از هر وسیله و راهکاری برای از بین بردن اسلام استفاده کنند تا از ناحیة پیامبر اکرم (ص) خطری آنان را تهدید ننماید. برخی از یهودیان با تظاهر به سلام گفتن، در حقیقت برای او دعای مرگ می‌نمودند که این بیانگر میزان شکست و ضعف و زبونی دشمن است که در حقیقت در یک بحران روانی به علت از دست دادن جایگاه خود گرفتار شده است. بنابراین، در مقابل فردی که بر او چیره شده است، این گونه واکنش نشان می‌دهد! پس دعا کردن برای نابودی دشمن با تظاهر به سلام گفتن، اسلحة ناتوانان و وسیلة شکست خوردگان و مسکن کینه‌توزان است(3). 
پیامبر اکرم (ص) با شنیدن سخنان عایشه او را به نرمی فراخواند و خاطرنشان ساخت که برای انسان مسلمان جایز نیست که این گونه متأثر و افروخته شود؛ چراکه در اسلام، نرم‌خویی و اخلاق حسنه حاکم است و خداوند مهربان است و نرمی را دوست می‌دارد و در برابر نرمخویی با دیگران، چیزهایی را می‌بخشد که در برابر خشونت چنین چیزهایی نمی‌بخشد(4). 
یهودیان با مشاهده گسترش اسلام، روز به روز بر اهانت به پیامبر اکرم (ص) می‌افزودند، به گونه‌ای که گروهی از آنها که ابویاسر بن اخطب و رافع بن ابی‌رافع و عازر بن ابی عازر و افرادی دیگر در میانشان بودند، نزد پیامبر اکرم (ص) آمدند و از او پرسیدند که به کدام یک از پیامبران گذشته ایمان دارد؟ رسول خدا(ص)  فرمود: به خدا و آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگانش نازل شده و به آنچه به موسی و عیسی داده شده است و به آنچه سایر پیغمبران از سوی پروردگارشان آورده‌اند، ایمان دارم و میان هیچ یک از آنان فرق نمی‌گذارم و تسلیم خدا هستم. آنان با شنیدن نام عیسی (ع) به پیامبر اکرم (ص) گفتند: ما به عیسی ایمان نداریم و به هر کس که به او ایمان بیاورد، ایمان نمی‌آوریم(5) . آن گاه خداوند در مور آنها این آیه را نازل فرمود: 
(قُلْ يَا أَهْلَ الْکِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَکْثَرَکُمْ فَاسِقُونَ) (مائده، 59)
«بگو: ای اهل کتاب! آیا بر ما خرده می‌گیرید؟ مگر جز این است که ما به خداوند و به چیزی که بر ما نازل شده و به چیزی که پیشتر بر شما نازل شده است، ایمان داریم؟ و یقیناً بیشتر شما فاسق هستید.»
آنها تنها به اهانت و مبارزه با پیامبر اکرم (ص) اکتفا ننمودند؛ بلکه برای اینکه بتوانند از ارزش قرآن بکاهند، پرسشهایی را مطرح می‌کردند و مجادله‌های بی‌پایانی را در این مورد ترتیب می‌دادند؛ چنانکه ابن عباس می‌گوید: با ورود پیامبر اکرم(ص) به مدینه، دانشمندان یهود در مورد مضمون این آیه پرسیدند: 
(وَيَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً) (اسراء، 85)
«از تو دربارة روح می‌پرسند که چیست؟ بگو: روح چیزی است که تنها پروردگار از آن آگاه است؛ چراکه جز دانش اندکی به شما داده نشده است.»
آیا منظور تو، ما هستیم یا قومت؟ فرمود: هر دوی شما. گفتند! پس در آیه‌ای دیگر از آنچه تو می‌خوانی چنین آمده است که نزد ما تورات وجود دارد که در آن بیان هر چیزی هست! رسول خدا فرمود: تورات در مقابل علم خداوند، اندک است و فقط برای شما کفایت می‌کند؛ اگر به آن عمل می‌کردید(6) . ابن عباس می‌گوید: اینجا بود که خداوند این آیه را نازل کرد: 
(وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَکِيمٌ) (لقمان، 27)
«اگر همه درختانی که روی زمین هستند، قلم شوند و دریا و هفت دریا کمک این دریا شود، کلمات خدا پایان نمی‌گیرند؛ خداوند عزیز و حکیم است.»
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) یعنی مرگ بر تو باد. زادالمسیر، ج 8، ص 189.
2) زادالمسیر فی علم التفسیر، ج 8، ص 189. رواه ابن ابی حاتم من حدیث الاعمش عن مسروق عن عایشه و اسناده صحیح – صحیح مسلم، ج 4، ص 1707.
3) حوار الرسول مع الیهود، د. محسن عبدالناظر، ص 101.
4) همان، ص 87.
5) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 1، ص 567 – تفسیر ابن جریر، ج 1، ص 442 – الیهود فی السنة المطهره، عبدالله شقاوی، ج 1، ص 242 – 243.
6) الیهود فی السنة المطهره، ج 1، ص 241.براساس مضامین آیه‌های قرآن کریم رهبری فکری گروه منافقان را یهودیان برعهده داشتند؛ پس یهودیان همیشه شیطانهای منافقین هستند و برای آنها برنامه‌ریزی می‌کنند و آنان را توجیه و راهنمایی می‌نمایند و شیوه‌های مکر و فریب و توطئه و فریب دادن و فتنه انگیزی را به آنها می‌آموزند؛ خداوند متعال می‌فرماید: 
(وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ) (بقره، 14)
«وقتی که منافقان با مؤمنان روبرو می‌گردند، می‌گویند: ما هم ایمان آ