فله‌ای مصادره و ضبط نگردیده بود.
پس در واقع زمامداران مکه شروع کنندگان جنگ محسوب می‌گردند که با دولت اسلامی در مدینه در افتادند و مسلمانان را اهل جنگ شمردند و به آنها اجازة ورود به مکه به جز در صورتی که کسی آنها راپناه داده باشد، داده نمی‌شد(2). 
دلیل دیگری که مؤید این مطلب است، روایتی است که در سنن ابی‌داود آمده است و می‌گوید: «کافران قریش به «ابن ابی» و دیگر بت‌پرستان اوس و خزرج، زمانی که پیامبر اکرم (ص) در مدینه بود و قبل از وقوع غزوة بدر، نامه نوشتند که شما این مرد را پناه داده‌اید و سوگند به خدا یا باید با او بجنگید و او را بیرون کنید و یا اینکه ما با همة نیرو به سوی شما هجوم خواهیم آورد تا با شما بجنگیم و با زنانتان را به اسارت بگیریم و برای خود مباح قرار دهیم. آنها نیز پذیرفتند که با پیامبر اکرم (ص) وارد جنگ شوند. رسول خدا از ماجرا مطلع شد. با ابن ابی و همراهانش دیدار کرد و فرمود: قریش شما را تهدید کرده‌اند آنان نمی‌توانند شما را به بلا و مصیبت گرفتار نمایند؛ بلکه شما خودتان می‌خواهید خود را گرفتار بلا و مصیبت نمایید و علیه خود توطئه کنید! شما می‌خواهید با فرزندان و برادرانتان بجنگید. وقتی آنها این سخنان پیامبر اکرم (ص) را شنیدند، پراکند شدند(3). 
در اینجا عظمت و حکمت پیامبر اکرم (ص)، این رهبر و مربی، آشکار می‌گردد که فتنه را در نطفه خفه کرد و حس ناسیونالیستی آنها را بیدار کرد و بر آن انگشت گذاشت. آن حضرت به خوبی احساسات نهفته وجود انسانی و تعامل با آن را می‌دانست. بنابراین، سخن او در وجود مشرکان یثرب تأثیر گذاشت. ما مسلمانان به شدت به چنین بینش بزرگی در خنثی کردن و از بین بردن تلاشهای مشرکان زمان خود نیازمندیم.
بعد از آنکه قریش با دولت اسلام در مدینه درصدد جنگ برآمد و خداوند نیز به مسلمانان اجازه جنگ داد، طبیعی بود که دولت مدینه با آنان رفتار مشابهی داشته باشد.
بنابراین، فعالیت پیامبر اکرم (ص) در تحکیم و تثبیت جایگاه دولت نوپا، شکل دیگری به خود گرفت. از آن پس، فعالیت ایشان به فرستادن دسته‌های نظامی و آمادگی برای بیرون رفتن در جنگها متوجه نبرد متمرکز گردید.
1- غزوة ابواء
اولین غزوه‌ای که پیامبر اکرم (ص) در ماه صفر سال دوم هجرت به همراه دویست نفر از مسلمانان که تعدادی از آنان سواره و تعدادی پیاده بودند، به قصد آن عزیمت فرمود، غزوة ابواء(4)  بود و آن را غزوة ودان(5)  نیز می‌گویند. ابواء و ودان منطقه‌ای هستند که در کنار هم واقع گردیده‌اند و از هم شش مایل فاصله دارد. در این غزوه جنگی رخ نداد؛ بلکه با بنی ضمره از کنانه پیمانی بسته شد(6). 

2- سریه عبیدالله بن حارث
اولین پرچمی که پیامبر خدا (ص) برافراشت، در این سریه بود(7) . تعداد مسلمانان شصت نفر و همگی از مهاجران بودند و تعدادنیروی دشمن اعم از سواره و پیاده دویست نفر بود. فرماندهی مشرکان را ابوسفیان بن حرب برعهده داشت. درگیریها و زد و خوردهایی میان دو طرف در کنار آبی در وادی رابغ صورت گرفت که سعد بن ابی وقاص اولین تیر را در راه اسلام انداخت و این سریه بعد از بازگشت از ابواء صورت گرفت(8). 

3- سریه حمزه بن عبدالمطلب
ابن اسحاق می‌گوید: پیامبر اکرم (ص) بعد از بازگشت از غزوة ابواء به مدینه، حمزه بن عبدالمطلب را به همراه سی نفر سواره نظام از مهاجران به سیف البحر از ناحیه عیص فرستاد. این گروه در آن ساحل با ابوجهل بن هشام که سیصد سوار از اهل مکه را همراهی می‌کرد، برخورد نمودند. مجدی بن عمرو جهنی که هم پیمان هر دو طرف بود، میانجیگری کرد و مانع جنگیدن آنان شد و در نتیجه کارزاری صورت نگرفت(9). 
4- غزوه بواط(10) 
در ماه ربیع الاول سال دوم هجرت، پیامبر اکرم (ص) به اتفاق دویست نفر از یارانش به قصد این غزوه عزیمت کرد. او می‌خواست به کاروانی از قریش حمله کند که امیه بن خلف به اتفاق صد نفر و دو هزار و پانصد شتر در آن بود، اما کاروان تجاری قریش، اندکی قبل از رسیدن پیامر اکرم (ص) آنجا را ترک نموده بود بنابراین، پیامبر خدا (ص) به مدینه مراجعت نمودند.

5- غزوه عشیره(11) 
در این غزوه، پیامبر اکرم (ص) به سراغ کاروان قریش رفت و در مدینه اباسلمه بن عبدالاسد را جانشین خود مقرر کرد. رسول خدا (ص) اواخر جمادی الاول و اواخر جمادی الآخر را در آنجا اقامت نمود و سرانجام با بنی مدلج و هم پیمانانشان از بنی ضمره پیمان عدم تعرض بست. سپس به مدینه بازگشت و برخوردی صورت نگرفت؛ زیرا کاروان مورد نظر چند روز قبل از راه ساحلی راه شام را در پیش گرفته بود(12) . خبر این ماجرا به قریش رسید؛ قریش برای حمایت کاروان خود بیرون آمدند و با پیامبر اکرم(ص) در میدان بدر برخورد کردند که جنگ بزرگ بدر اتفاق افتاد(13). 

6- سریه سعد بن ابی وقاص
بعد از غزوة عشیره، پیامبر اکرم (ص) سعد بن ابی وقاص را در سریه‌ای همراه هشتاد نفر از مهاجران فرستاد. او نیز تا منطقة خرار در سرزمین حجاز پیش رفت. سپس برگشت و چیزی مبنی بر حیله و نیرنگ دشمنان مشاهده ننمود(14). 
7- غزوه بدر اولی
کرز بن جابر فهری و تعداد اندکی از مشرکان چراگاههای مدینه را غارت کردند و برخی از شتران و چهارپایان را به غارت برد. پیامبر اکرم (ص) درصدد تعقیب و متواری کردن آنان برآمد، تا اینکه به وادیی رسید که به آن سفوان می‌گویند این وادی در ناحیه بدر قرار داشت، اما کرز بن جابر را نیافت و پیامبر اکرم (ص) به مدینه بازگشت(15). 

8- سریه عبدالله بن جحش اسدی به نخله(16) 
پیامبر خدا، عبدالله بن جحش را به اتفاق هشت نفر از مهاجران در آخرین روز رجب به نخله در جنوب مکه برای کسب اطلاعات و آگاهی از اخبار قریش فرستاد، اما آنها به یکی از قافله‌های بازرگانی قریش حمله کردند و بر آن پیروز شدند و فرمانده و کاروان، عمرو بن حضرمی، را کشتند و دو نفر از مردانشان به نامهای عثمان بن عبدالله و حکم بن کیسان را اسیر کردند و آنها را با خود به مدینه آوردند. پیامبر اکرم (ص) به این غنیمتها دست نزد تا اینکه این آیه بر وی نازل گردید: 
(يَسْأَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ کَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَکُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِندَ اللّهِ وَالْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوکُمْ عَن دِينِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنکُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ کَافِرٌ فَأُوْلَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ) (بقره، 217)
«از تو دربارة جنگ در ماه حرام می‌پرسند، بگو جنگ در آن (گناهی) بزرگ است، ولی جلوگیری از راه خدا و بازداشتن مردم از مسجدالحرام و اخراج ساکنانش از آن و کفر ورزیدن به خدا، نزد خدا مهم‌تر از آن است و برگرداندن مردم از دین بدتر از کشتن است. پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از آئینتان برگردانند