، ولی کسی که از شما از آیین خود برگردد و در حال کفر بمیرد، چنین کسانی اعمالشان در دنیا و آخرت بر باد می‌رود و ایشان یاران آتش می‌باشند و در آن جاویدان می‌مانند.»
با نزول این آیه پیامبر اکرم(ص)  اموال غنیمت و دو اسیر را برداشت. اولین غنیمتی که مسلمانان به دست آوردند، در این سریه بود و عمرو بن حضرمی اولین فردی بود که توسط مسلمانان کشته شد و عثمان بن عبدالله و حکم بن کیسان اولین کسانی بودند که مسلمانان به اسارت گرفتند(17). 
---------------------------------------------------------------------------------------
1) سیره ابن هشام – الروض الانف، ج 2، ص 192.
2) الجهاد و القتال، ج 1، ص 476.
3) سنن ابی داود، ج 3، ص 21، شمارة حدیث 3004.
4) گفته شد به خاطر وبایی که در آن بود، ابواء نامیده شده بود.
5) قریه‌ای است نزدیک ابواء.
6) جیش النبی، محمد شیت خطاب، ص 54.
7) طبقات ابن سعد، ج 2، ص 7.
8) حدیث القرآن عن غزوات الرسول، د. محمد بکر آل عباد، ج 1، ص 40.
9) سیره ابن هشام، ج 2، ص 595.
10) بواط کوهی از کوههای جهینه است که در ناحیه رضوی نزدیک ینبع قرار دارد.
11) جایی است که میان مکه و مدینه از ناحیه ینبع که بر ساحل دریای سرخ قرار دارد. مراصد الاطلاع، ج 2، ص 943.
12) طبقات ابن سعد، ج 2، ص 10.
13) همان، ص 11.
14) جایی است در حجاز نزدیک جحفه. مراصد الاطلاع، ج 1، ص 455.
15) سیره ابن هشام، ج 2، ص 601.
16) وادیی است که قبیله هوازن در جنگ حنین در آن اردو زدند.
17) حدیث القرآن من غزوات الرسول، ج 1، ص 43.1- جهاد چه زمانی مشروع گردید؟
دکتر شیخ محمد ابوشهبه بر این باور است که جهاد در اوایل سال دوم هجری مشروع گردیده و علت آن را چنین بیان نموده است که مسلمانان در سال اول به سامان دادن اوضاع دینی و دنیوی خود مانند ساختن مسجد نبوی و امور زندگیشان و راههای کسب درآمد و منظم کردن اوضاع سیاسی خود از قبیل برقرار نمودن پیمان برادری میان خود و پیمان بستن با یهودیانی که ساکن مدینه بودند تا از شر آنان درامان باشند، مشغول بودند(1) . استاد صالح شامی می‌گوید: در اواخر سال اول هجری اجازه جهاد داده است.(2) 

2- تفاوت سریه و غزوه
سیره‌نگاران اغلب به هر دسته‌ای از مسلمانان که به فرماندهی پیامبر اکرم (ص) برای رویارویی با دشمن بیرون آمده باشند، غزوه می‌گویند؛ خواه در آن جنگی رخ داده باشد یا خیر و یا اینکه تعداد آنها زیاد بوده یا کم و به هر دسته‌ای از مسلمانان که پیامبر اکرم  آن را برای حمله به دشمن فرستاده و خود در آن حضور نداشته باشد، سریه یا «بعث» اطلاق می‌کنند و گاه در آن جنگی رخ می‌داد و گاه جنگی صورت نمی‌گرفت. و اغلب تعداد افرادی که در این سریه‌ها شرکت می‌کردند، اندک بودند؛ چراکه وظیفة آنها فقط ایجاد رعب و وحشت در دل دشمن بود. رسول خدا در مجموع بیست و هفت غزوه را فرماندهی کرد و حدود هشتاد و سه سریه و لشکر فرستاد و برای تمامی این غزوه‌ها و سریه‌ها در مدت کوتاهی که با مقایسه با عمر ملتهای دیگر بسیار اندک محسوب می‌شود یعنی در ده سال برنامه‌ریزی نمود(3). 

3- سرشماری ساکنان مدینه و ارتباط آن با سریه‌ها
پیامبر اکرم (ص) در سال اول هجرت و بعد از انعقاد پیمان برادری دستور داد تا ساکنان مدینه در یک سرشماری مستقیم، شمرده شوند و این آمارگیری مخصوص مسلمانان بود؛ چنانکه فرمود: «هرکس که اسلام آورده است، اسم او را برای من بنویسید.» تعداد جنگجویان آنان به هزار و پانصد نفر می‌رسید(4)  و بعد از اجرای این آمارگیری مسلمانان با تعجب و شگفتی از یکدیگر می‌پرسیدند : «آیا ما می‌ترسیم در حالی که هزار و پانصد نفر هستیم؟»؛ چراکه قبل از آن مسلمانان به خاطر احساس ترس و خطری که داشتند، سلاحشان را از خود دور نمی‌نمودند و پیامبر اکرم (ص) نیز آنها را از تنهایی بیرون رفتن به هنگام شب منع کرده بود تا از خیانت درامان بمانند(5)  و بعد از این سرشماری، آغازی برای شروع سریه‌ها و غزوه‌ها گردید و از اقدامات مهم ساماندهی در توسعة دولت نوپا بود(6).  

4- پاسداری اصحاب از پیامبر خدا (ص)
اصحاب و یاران رسول خدا (ص) به صورت شخصی از ایشان پاسداری می‌کردند و برای او نگهبانی می‌دادند؛ چنانکه از ام المؤمنین عایشه چنین روایت است: «پیامبر اکرم (ص) شبی، خواب نمی‌رفت. فرمود: کاش مرد صالحی از یاران من می‌بود که امشب نگهبانی می‌داد و از من پاسداری می‌کرد. ناگهان صدای اسلحه به گوش رسید. فرمود: کیست؟ گفت: سعد هستم. آمده‌ام تا برای شما نگهبانی دهم. پیامبر خدا، راحت خوابید تا اینکه صدای نفس ایشان را در حالی که خواب بود شنیدیم(7) .» و این جریان قبل از غزوه بدر کبری بود(8) . این حدیث بیانگر مشروعیت نگهبانی و اینکه نباید جانب احتیاط را از دست داد، می‌باشد و نیز بیانگر این موضوع است که مردم باید نگهبان سرپرست خود باشند تا مبادا دشمنان به او آسیب برسانند و رسول خدا با وجود توکل قوی بر خداوند، این عمل را انجام داد تا در این مورد به او اقتدا شود(9). 

5- متن پیمانی که با بنی ضمر بسته شد
«بسم الله الرحمن الرحیم. این نوشته‌ای است از محمد، پیامبرخدا (ص)، برای بنی ضمره بن بکر ابن عبد بن کنانه مبنی بر اینکه مال و جان ایشان در امان است و بر علیه هر کس که قصد جنگ با ایشان داشته باشد، یاری خواهند شد مگر اینکه با دین خدا از سرجنگ درآیند.
این پیمان تا زمانی که دریا به اندازه‌ای آب داشته باشد که بتواند جامه پشمینی را مرطوب گرداند، ادامه دارد(10)  و نیز هرگاه آنان برای یاری کردن به مسلمانان فرا خوانده شوند، باید اجابت نمایند.»
پیامبر اکرم (ص) در غزوه ابواء از فرصت طلایی پیش آمده استفاده نمود و پیمانی نظامی با شیخ و رئیس قبیله بنی ضمره بست؛ چون موقعیت سرزمین او دارای ارزش نظامی بود که در نبرد میان قریش و دولت نوپای اسلامی موقعیت گرانبهایی داشت. بنابراین، پیامبر اکرم (ص) با آنها پیمان بست که در صورت وقوع برخورد مسلحانه بین اهل مدینه و اهل مکه، آنها بی‌طرف باشند و برنامة پیامبر اکرم (ص) تا زمان واقعة بدر این گونه بود که با فرستادن مجموعه‌هایی کوچک از مهاجران در دل کاروانهای قریش، ترس و دلهره ایجاد می‌کرد و کاروانها نیز با خود نیرو و لشکری همراه نداشتند که آنها را حمایت کند و این امری بود که تا آن لحظه قریش به آن نیندیشیده بودند(11). 
نزدیک بودن بنی ضمره و هم پیمانان آنان به مدینه که بازار و منبع درآمد آنان بود، آنان را در موقعیتی قرار داده بود که چاره‌ای جز در پیش گرفتن راه مسالمت و مصالحه با دولت نوپای اسلامی نداشتند بنابراین، به بستن پیمان با پیامبر اکرم (ص) تن دادند(12). 
این پیمان بیانگر آن است که مقتضیات سیاست اسلامی گاهی مسلمانان را وادار می‌نماید تا با هر دسته و تشکل موجود، پیمان نظامی یا اقتصادی یا تجاری ببندد و نیز بیانگر این امر است که قرارداد و پیمان سیاسی، ریشه و اساسی در شریعت دارد و ضرورتی است که دور کردن زیان موجود یا زیانی که انتظارش می‌رود، آن را ایجاب می‌نماید(13) . این پیمان براساس قاعدة معروف «جلب منفعت و دفع ضرر» بنا شده است و باید اصل پیمان، هدف شرعی و