 به آنان نيز فرصت می‌یابند تا در آينده اسلام را بپذیرند.
رسول خدا خطاب به عمر فرمود : نظر تو چيست؟
عمر(رض) گفت: به خدا سوگند! با ابوبكر موافق نيستم. من معتقدم كه به ما اجازه دهي تا گردنشان را بزنيم. علي گردن عقيل را بزند و من گردن فلاني( يكي از اقوامش) را مي‌زنم؛ زيرا اينها سران و زمامداران كفر هستند.
رسول خدا (ص) براساس پيشنهاد ابوبكر عمل نمود و رأی عمر را ناديده گرفت.
عمر(رض) مي‌گويد: فرداي آن روز پيامبر اکرم(ص)  و ابوبكر را در حالت گریه دیدم. گفتم: اي پيامبر خدا! چه شده است؟ 
رسول خدا (ص) فرمود: به خاطر پيشنهاد دوستانت، ناراحتم. نزديك بود عذاب الهي كه تا نزديكي اين درخت آمده بود، گريبانگير ما بشود.
آياتي كه در اين باره نازل گرديد، اين گونه بود:
(مَا کَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَکُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَکِيمٌ) (انفال، 67)
عبدالله بن مسعود در روايتي مي‌گويد: روز بدر، رسول خدا (ص) فرمود: در مورد اسيران نظرتان چيست؟
ابوبكر گفت: اي رسول خدا، آنها اقوام بستگانت هستند؛ آنها را نگهدار و مورد لطف قرار بده؛ اميد است به سوي خدا برگردند.
عمر گفت: اي رسول خدا (ص) آنان، تو را از ديارت بيرون كردند و تكذيبت نمودند. بگذار تا گردنشان را بزنم!
عبدالله بن رواحه گفت: يكي از دره‌هايي كه بيشتر هيزم داشته باشد، انتخاب كن و آنها را در آن رها كرده و آن را بر آنها شعله‌ور بگردان.
عباس گفت: صله رحم را قطع كن.
رسول خدا (ص) پاسخي به آنها نداد. مردم مي‌گفتند: پيامبر اکرم (ص) نظر به ابوبكر را مي‌پذیرد؛ برخي هم مي‌گفتند: پيامبر اکرم(ص) نظریه عمر را مي‌پذيرد و برخي مي‌گفتند: پيامبر اکرم (ص) رأي عبدالله بن رواحه را خواهد پذيرفت.
رسول خدا (ص) فرمود: خدا، دلهاي برخي از افراد را از خشت هم نرم‌تر مي‌گرداند؛ همان طور كه قلب عده‌اي را از سنگ نيز سخت‌تر مي‌گرداند. اي ابوبكر! تو مانند عيسي هستي كه فرمود:
(إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُکَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ)
«بارالها! اگر آنها را عذاب دهي، آنان بندگان تو هستند و اگر آنان را ببخشي، تو غالب و با حكمت هستي.»
و مثال تو اي عمر مانند نوح است كه قرآن مي‌گويد:
(وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِينَ دَيَّارًا) (نوح، 26)
«نوح گفت: بارالها خانه‌اي از كافران را بر روي زمين باقي نگذار! و مانند موسي هستي كه گفت:
(وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّکَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالاً فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُواْ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ) (يونس، 88)
«موسي گفت: بارالها به فرعون و قومش، زينت و دارایي دنيا را عنايت نمودي تا از اين طريق بندگان را گمراه نمايند. بارالها، اموالشان را نابود و قلبهايشان را سخت بگردان. پس ايمان نياورند مگر اينكه عذاب دردناك را مشاهده نمايند.»
سپس پيامبر اکرم (ص) فرمود: به دلیل تنگدستی و مشکلاتی که به آن گرفتار هستید، بنابر این آنان را بدون پرداخت فديه آزاد ننمایید.
عبدالله بن مسعود مي‌گويد: من گفتم: غير از سهيل بن بيضاء كه عليه اسلام تبلیغ می‌نمود. رسول خدا(ص)  ساكت ماند و چيزي نگفت: به اندازه ترس مرا فراگرفت كه فكر كردم سنگي از آسمان بر سرم خواهد افتاد تا اينكه پيامبر اکرم (ص) نيز فرمود: غير از «سهيل بن بيضاء»؛ سپس اين آيات نازل گرديد:
(مَا کَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَکُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَکِيمٌ) (انفال، 67)
آيه فوق بيانگر اصل مهمي در بنای دولت نو پاي اسلامي است و آن اینکه دولت اسلامی بايد صلابت داشته باشد و رعب و وحشتش، در دل دشمنان نفوذ نمايد. بنابراين، جهت اجراي چنين اصلي بايد به جزئيات اهميت داد(3). 
در آن روز سعد بن معاذ(رض)  با مشاهدة این وضعیت که اصحاب و یاران پیامبر اکرم(ص) مشغول اسارت گرفتن مشركان هستند، ناراحت به نظر مي‌آمد. رسول خدا(ص) خطاب به وي فرمود: گویا از اين عمل(اسير گرفتن) ناراحت هستي. او گفت: آري، اي رسول خدا! اين اولين درگيري با كفار است بنابراین، به نظر من بهتر بود، آنان را به قتل می‌رساندیم(4). 
برخورد رسول خدا(ص)  با اسيران بيانگر رحمت، عدالت و رعايت اهداف عالي دعوت بود. به همين علت پیامبر اکرم (ص) با آنان شیوه‌های مختلفی اعمال نمود، به این ترتیب كه دستور قتل برخي را صادر نمود؛ از برخي فديه پذيرفت و عده‌اي را هم بخشيد و آزاد نمود و آزادي برخي را به آموزش دادن ده نفر از فرزندان مسلمانان مشروط گردانيد.
پیامبر اکرم (ص) در مورد اسیران به اعمال شیوه‌های ذیل پرداخت:
---------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم، کتاب الجهاد و السیر، باب الامداد بالملائکة فی غزوة بدر واباحة الغنائم، ج 3، ص 1383.
2) مسند امام احمد، تفسیر ابن کثیر، ج 2، ص 325.
3) معین السیرة، ص 209.
4) التربیة الجهادیة، غضبان، ج 1، ص 141.پيامبر اکرم (ص) فرمود: اگر مطعم بن عدي زنده مي‌بود و در مورد اينها(اسيران) سفارش مي‌كرد، همه را آزاد مي‌نمودم(1). 
اين حديث، بيانگر عمل نمودن به عهد و پیمان و در نظر داشتن احسان است؛ زيرا مطعم بن عدي داراي خصلتهايي بود كه همواره از آنها به نيكي ياد مي‌شد. او كسي بود كه به رسول خدا (ص)، در بازگشت از طائف، پناه داد و ايشان را مورد حمايت قرار داد و يكي از سرسخت‌ترين افرادي بود كه مفاد قطعنامة ظالمانه مشركان، مبني بر محاصره مسلمانان و بنی‌هاشم را لغو نمود(2) . بنابراين، آن حضرت به موضعگيري وي، هر چند كه مشرك بود، اعلام وفاداري نمود(3).  
--------------------------------------------------------------------------
1) ابوداود فی الجهاد، باب‌المن علی الأسیر، شماره 2689.
2) معین السیرة، ص 208.
3) التربیة القیادیه، ج 3، ص 54.	پیامبر اکرم (ص) همان گونه که نسبت به مطعم بن عدي اظهار وفاداری نمود، از طرفي ديگر نیز می‌بایست سران فتنه و جنايتكاران جنگي را به سزاي اعمالشان مي‌رساند. و چون عقبه بن ابي معيط و نصر بن حارث از بزرگ‌ترين دعوتگران جنگ عليه اسلام و كينه‌توزترين افراد نسبت به مسلمانان بودند، بنابراین، زنده‌ماندن آنان، در شرایط خاصی که اسلام با آن مواجه بود، تهديد بزرگي عليه اسلام محسوب می‌گردید؛ چراکه اگر اين افراد آزاد مي‌شدند، ناگزير دست به هر جنايتي عليه اسلام و مسلمانان مي‌زدند. بر این اساس، رسول خدا (ص) هنگام بازگشت از بدر در محل «صفرا» دستور قتل آنها را صادر كرد. 
عقبه ابن ابی معیط با اطلاع از حکم پیامبر اکرم (ص) مبنی بر قتل وی، خطاب به قریشیان گفت: اي قريشيها! افسوس كه من در جمع شما كشته مي‌شوم؟ پيامبر اکرم(ص) فرمود: به خاطر دشمني با خدا و رسو