 قريش با سفر زمستاني و تابستاني؛ پس بايد بپرستند صاحب كعبه را؛ ذاتي كه آنها را از گرسنگي نجات داد و آنها را از ترس ايمن ساخته است.»
صفوان بن اميه نيز در سخنانش به همين نكته اشاره كرد و گفت: «محمد و يارانش، موجب زیان و ضرر ما در تجارت گردیده‌اند، نمي‌دانيم با آنها چه كنيم؟ آنان، ساحل را رها نمي‌كنند و مردم آن سرزمین نيز به وي پيوسته‌اند. اگر صبر كنيم و تنها به سرمايه خويش بسنده کنیم، نمي‌توانيم در اين سرزمين ادامه حيات بدهيم. ادامة حیات ما در اين سرزمين وابسته به تجارت شام در تابستان و تجارت حبشه در زمستان است.»(2)
--------------------------------------------------------------------------------
1) غزوة احد دراسة دعویة، ص 74.
2) المغازی، واقدی، ج 1، ص 195 – 196.جنگ بدر موجب تضعیف قدرت قريش گردید و موقعيت آنان در بين قبایل به عنوان سردسته و فرمانده از بين رفت. بنابراين، براي بازگشت اين موقعيت لازم بود به هر تلاشي هر چند مستلزم پرداخت بهاي سنگيني باشد روي آورند. وجود چنین شرایطی مهم‌ترين عواملي بود كه قريش را به رويارویي نظامي عليه دولت اسلامي مدينه وادار نمود(1).
-------------------------------------------------------------------------------
1) غزوة احد دراسة دعویة، ص 75.بازرگانان قریش هر سال، یک بار به سوی شام می‌رفتند. ابوطالب نیز چون تصمیم گرفته بود در سفر سالانة آنان شرکت نماید، لذا همراه پیامبر اکرم (ص) و عده‌ای از بزرگان قریش به سمت شام حرکت کردند. در سرزمین بصری راهبی مسیحی به نام بحیرا در صومعة مخصوص خود مشغول عبادت و احترام مسیحیان بود و کاروانهای تجاری در آن نقطه توقف می‌نمودند و برای تبرک به حضور او می‌رسیدند؛ چون به راهب رسیدند، بار انداختند و راهب به سوی آنان بیرون آمد و پیش از این هیچ گاه راهب به سوی آنها بیرون نمی‌آمد. در هنگامی که آنها بارهایشان را پایین می‌آوردند و باز می‌کردند، راهب در میان آنها راه می‌رفت تا اینکه، پیامبر اکرم (ص) را دید و دست پیامبر را گرفت و گفت: این سرور جهانیان، فرستاده خدا، است. خداوند او را به مثابة رحمتی برای همه جهانیان برخواهد انگیخت. بزرگانی از قریش به او گفتند: تو از کجا می‌دانی؟! گفت وقتی شما بر تپة ورودی شهر قرار گرفتید، هیچ سنگ و هیچ درختی نماند مگر آنکه به سجده افتادند و سنگها و درختان در پیشگاه پیامبران خدا سجده به جای می‌آورند! و من از روی مهر نبوت که به اندازه یک دانه سیب در قسمت پایین شانه راست او قرار دارد، او را می‌شناسم. سپس برگشت و برای آنان غذایی تهیه کرد و چون غذا را بر ایشان آورد، کسی را به دنبال پیامبر اکرم (ص) که مواظب شتران بود فرستاد. پیامبر اکرم (ص) در حالی که ابری بالای سرش سایه انداخته بود، آمد. چون به قوم نزدیک شد، دید که آنها زیر سایه درخت نشسته‌اند و جایی برای او نمانده است. وقتی نشست، سایة درخت به طرف او مایل شد. راهب گفت: به سایه درخت نگاه کنید که بر او مایل شد. سپس آنها را سوگند داد تا این جوان را با خود به روم نبرند؛ زیرا معتقد بود اگر رومیها او را بشناسند، خواهند کشت. در آن اثنا هفت نفر از ناحیة روم نزد راهب آمدند. گفت: برای چه آمده‌اید؟ گفتند: به ما خبر رسیده است که پیامبر آخرالزمان در این ماه از شهرش بیرون شده است. پرسید کسی از شما آگاه‌تر وجود دارد؟ گفتند خیر. گفت: اگر خدا چیزی را اراده بکند، آیا شما می‌توانید جلوی آن را بگیرید؟ گفتند: خیر. گفت: پس با او بیعت کنید و استقامت ورزید. سپس به وفد قریش گفت: کدام یک از شما از نظر خویشاوندی به او نزدیک‌تر هستید؟ گفتند: ابوطالب. به ابوطالب سوگند داد و گفت: او را به مکه بازگردان و ابوطالب پیامبر را به مکه برگرداند(1).
----------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح السیرة النبویه، ص 58 - 59.روز شنبه هفتم شوال سال سوم هجري، قريش، سپاهی مرکب از سه هزار نفر به همراه زنان، غلامان و قبایل عرب مجاور و به اتفاق تعدادی از قبایل كنانه و تهامه تشکیل داد(1). 
ابوسفيان، فرمانده لشكر بود و تعدادي از زنان از جمله، همسرش، هند، نيز همراه بودند.
قبل از تهاجم قريش، تبليغات وسيعي برای جنگ علیه مسلمانان انجام گرفته بود كه مسئوليت آن را افرادي چون: عمرو بن عبدالله جمحي، عمرو بن العاص، هبيره مخزومي و ابن زبعري برعهده داشتند و این تبلیغات موفقیت مهمی دربرداشت(2) . هزينه نظامي قريش در اين جنگ به پنجاه هزار دينار رسيد(3). 
--------------------------------------------------------------------------
1) البدایة و النهایة، ج 4، ص 11 – مغازی، واقدی، ج 1، ص 199.
2) غزوه احد، ابی‌فارس، ص 17.
3) همان، ص 16.حركات نظامی دشمن توسط دستگاه اطلاعاتي حكومت اسلامي (عباس بن عبدالمطلب) در مكه كنتزل و گزارش مي‌شد.
عباس، پس از اطلاع از حرکت سپاه قریش، طي‌نامه‌اي تمام جزئيات سپاه دشمن را نوشت و نزد رسول خدا فرستاد. پيك عباس، با شتاب، مسافت پانصد كيلومتر را در سه روز پيمود و نامه را به رسول خدا(ص)  كه در مسجد قباء تشريف داشت، سپرد(1). 
ابن عبدالبر مي‌گويد: «عباس، اخبار قريش را كتباً به رسول خدا مي‌فرستاد و مسلمانان در مكه به وسيلة او تقويت مي‌شدند. وي دوست داشت به پيامبر ملحق شود و در اين مورد، نامه‌اي هم نوشت، اما رسول خدا نپذيرفت و فرمود: در شرایط کنونی، ماندن تو در مكه بهتر است.»(2) 
اطلاعاتي كه عباس در نامه‌اش به پيامبر اکرم (ص) فرستاد، به شرح ذيل بود: «سپاهیان قريش، به سمت مدینه به حرکت درآمده‌اند. تعداد آنان سه هزار نفر است و دويست اسب و هفتصد زره‌پوش و سه هزار شتر در اختيار دارند بنابراین از به‌کارگیری هر تدبیری استفاده بنما.»(3) 
--------------------------------------------------------------------------------
1) الرحیق المختوم، مبارکفوری، ص 250.
2) الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج 2، ص 812.
3) مغازی، واقدی، ج 1، ص 204.1- اطلاع دقيق و به موقع از حركت نيروهاي مشركان به سوي مدينه.
2- اطلاع از تعداد سپاه و توانایيهاي رزمي آنان كه اين مسئله در انتخاب شيوة دفاع از اهميت مهمی برخوردار است.
رسول خدا (ص) تنها بر اين اطلاعات اكتفا ننمود؛ بلكه درصدد آن بود تا با گذر زمان، اطلاعات جديدي از دشمن کسب نماید.
اين عمل پیامبر اکرم (ص) درسي است براي رهبران مسلمان در هر زمان كه پيگير اخبار دشمنان باشند؛ زيرا اين مسئله در طرح برنامه‌ها و اتخاذ استراتژيهاي سودمند تأثيری مهم دارد و از اهمیتی فوق‌العاده برخوردار است. به همين جهت، حباب بن منذر بن جموح، را به سوي قريش فرستاد تا اخبار آنها را جويا شود. او خود را به سپاه مكه رساند و تعداد نفرات و توانائيهاي آنها را دقيقاً برآورد نمود و نزد رسول خدا(ص) بازگشت. آن حضرت از او تعداد سپاهیان و ابزار جنگی را جویا شد. حباب گفت: تعدادشان حدود سه هزار است و دويست اسب دراختيار داشتند. آن حضرت پرسيد: آيا زنان خود را با خود آورده بودند؟
گفت: بلي. زنانشان با دف و آواز همراه بودند.
رسول خدا (ص) فرمود: زنان جهت تشويق جنگجويان و يادآوري روز بدر آمده‌اند. خبري كه به من رسيده است نيز مؤيد همين مطلب است. پس اين سخن را با كسي د