»
جابربن عبدالله مي‌گويد: اين آيه در مورد ما (بنوسلمه و بنوحارثه) نازل گرديد و اي كاش نازل نمي‌شد. 
بدين صورت موضعگيري منافقان در دل دو طایفه از مسلمانان نيز اثر گذاشت و تصمیم به بازگشت گرفتند، اما آنها بر این ضعف غالب شدند و بعد از كمك الهي بر نفسهاي خود پيروز گرديدند و خداوند ترس و بزدلي آنها را برطرف كرد و همراه ديگر مسلمانان استقامت ورزيدند.
دیدگاه مسلمانان در مورد ابن‌سلول متفاوت بود : گروهي معتقد بود كه بايد منافقان به قتل برسند؛ چراکه باعث شكست مسلمانان شده‌اند و گروه دوم نیز مخالف با قتل آنها بودند. قرآن نیز این موضوع را متذکر می‌گردد :
(فَمَا لَکُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللّهُ أَرْکَسَهُم بِمَا کَسَبُواْ أَتُرِيدُونَ أَن تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً) (نساء  88)
«چه شده است شما را كه در مورد منافقان دو گروه شده‌ايد، خداوند آنها را واژگون گردانيده است. ‌آيا مي‌خواهيد هدايت نمایيد كساني را كه خداوند آنها را گمراه نموده است؟ كسي را كه خدا گمراه نموده است، براي او راهي به سوي هدايت نخواهي يافت.»1- راستگویان از راهبان اهل کتاب دانستند که محمد پیامبر عالمیان است و این را از نشانه‌ها و صفتهای بیان شده در کتابهایشان می‌دانستند.
2- اثبات سجده درخت و سنگ برای پیامبر و سایه انداختن ابر و متمایل شدن سایة درخت بر ایشان.
3- پیامبر اکرم (ص) از گشت و گذار خود با عمویش و به خصوص از همراهی با بزرگان قریش استفاده نمود و از تجربه‌های دیگران و دانش آنان اطلاع یافت و از آرای آنان استفاده کرد؛ زیرا آنها اهل آگاهی و دانش بودند و این سفر تجربه‌ای بود که پیامبر در سن خود تا آن زمان بدان دست نیافته بود.
4- بحیرا آنان را از مسیحیان بر حذر داشت وبیان کرد که مسیحیان اگر بدانند که او پیامبر آخر زمان است او را خواهند کشت و عموی پیامبر و بزرگان مکه را سوگند داد تا او را با خود نبرند؛ زیرا رومیها وقتی نشانه و صفات اورا بشناسند، او را خواهند کشت. رومیها می‌دانستند که رسالت پیامبر اکرم (ص) به نفوذ استعماری آنها در منطقه پایان می‌دهد و به زودی منافع دولتمردان روم را نابود می‌نماید و این منافع را به صاحبان آن برمی‌گرداند و عامل اصلی دلهره و هراس رومیها این موضوع بود.پيامبر اکرم(ص) در مسير حرکت به احد به موضعي به نام شيخين رسيد و سروصداي جماعتي را شنيد. فرمود: اينها چه كساني هستند؟ گفتند: اينها يهودي و از هم‌پيمانان عبدالله بن ابي هستند. رسول خدا فرمود : «ما از مشركان عليه مشركان كمك نمي‌گيريم(1) .» و بدين صورت اصلي پايه‌گذاري شد كه نبايد براي شكست گروهي از دشمنان اسلام از گروهي ديگر كه آنها نيز دشمنان اسلام هستند، كمك گرفت(2).
-----------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح السیرة النبویه، ص 278.
2) محمد رسول الله، محمد عرجون، ج 3، ص 561.رسول خدا(ص) بعد از اینکه به بازديد لشكر پرداخت، متوجه حضور نوجواناني شد و آنها را از محلي به نام شيخين برگردانيد. اين افراد چهارده نفر بودند كه عبارت‌اند از: عبدالله بن عمر، زيد بن ثابت، اسامه بن زيد، زيد بن ارقم، براء بن عازب و ابوسعيد خدري، اما به رافع بن خديج با وجود کمی سن او و به خاطر مهارت وي در تيراندازي اجازه شركت داد. از اين خبر وقتي سمره بن جندب اطلاع یافت، گريه‌كنان گفت : من در كشتي‌گرفتن رافع را به زمين مي‌زنم. چگونه است که او اجازه شركت دارد و من ندارم؟
رسول خدا (ص) به آنها فرمود: با يكديگر كشتي بگيريد! سمره همانطور كه گفته بود رافع را به زمين زد و پيامبر به وي نيز اجازه شركت در جنگ داد(1).  
رسول خدا (ص) به رافع و سمره به دلیل دارابودن امتيازات نظامي خاص، اجازه شركت در جنگ داد و ساير نوجوانان را برگردانيد تا مبادا عوامل ایجاد خلل در صفوف مسلمانان فراهم گردد(2). 
تربیت صحیح پیامبر اکرم (ص) افراد جامعة اسلامی را به حسب آخرت و بی‌رغبتی نسبت به دنیا وادار ساخته بود؛ به گونه‌ای كه پيرو جوان؛ كوچك و بزرگ و حتي نوجوانان کم‌سن و سال مشتاق و شیفته جهاد و شهادت هستند؛ بدون اینکه اکراه و اجباری در این باره صورت گیرد.
------------------------------------------------------------------------------------------
1) محمد رسول الله، محمد عرجون، ص 571.
2) همان، ص 572.الف - رسول خدا(ص)  برای رویارویی با کفار نقشه‌اي اساسي طراحی نمود؛ به این ترتیب که جايگاه مناسبي را مبارزه انتخاب نمود؛ تنها كساني كه صلاحيت جنگ داشتند، برای مبارزه انتخاب گردیدند و كساني كه صلاحيت مبارزه نداشتند، برگردانده شدند؛ پنجاه نفر از تيراندازان ماهر را براي موقعيت اضطراري مسئول منطقه‌ای دیگر نمود و سپاه را به سه گردان تقسيم نمود و پرچم هر گروه را به دست يكي از افراد آن گروه سپرد. اين گروهها به شرح ذيل بودند: 
1- گردان مهاجران كه پرچمدار آن مصعب بن عمير بود.
2- گردان اوس انصار كه پرچمدار آن أسيد بن حضير بود.
3- گردان خزرج انصار كه پرچمدار آن حباب بن منذر بود(1). 
ب - يكي از روشهاي پيامبر اکرم (ص) اين بود كه يارانش را در جنگ با دشمن تحريك مي‌نمود و آنان را به صبر و تحمل در ميادين جنگ تشويق مي‌كرد و به آنها روحيه مي‌داد. اين شيوه را در روز احد نيز تكرار نمود. واقدي مي‌گويد: پيامبر در ميان ياران خود ايستاد و خطاب به آنان گفت: شما را توصيه مي‌نمايم به آنچه خدا مرا در كتابش از عمل به اطاعت و بازآمدن از محارم توصيه نموده است. شما امروز در منزلگاه اجر و پاداش هستيد. البته اجرای اين دستورات برای کسی آسان است که وظیفه خویش را بشناسد و دارای صبر و يقين و جديت و نشاط باشد. بي ترديد جهاد با دشمن سخت و ناپسند است و تنها کسانی می‌توانند ثابت‌قدم و استوار باشند که خداوند به آنان عقلی سلیم و جسمی استوار بخشیده است. يقيناً خدا با كسي است كه از وي اطاعت نمايد و شيطان با كسي است كه نافرماني خدا را بكند. پس اعمالتان را با صبر در جهاد آغاز نمائيد و با اين كار زمينه تحقق وعده‌هاي خدا را فراهم سازيد و از دستورات من سرپيچي نكنيد؛ چون من خواستار موفقيت شما هستم. عجز و ضعف موجب اختلاف و دودستگی می‌گردند و خدا آن را دوست ندارد و تا زمانی که اختلاف و دودستگي در بین شما حاکم باشد، خداوند نصرت و پيروزي خویش را مشمول شما نمی‌گرداند.»(2) 

اهداف خطبة فوق:
1- تشويق به جديت و نشاط در ميدان جهاد.
2- تشويق به صبر هنگام مبارزه با دشمن. 
3- بيان ميزان زشتي اختلاف و درگيري.
شیوه و روش پیامبر اکرم (ص) بیانگر این موضوع است که پیروزي، در گرو لشكر بزرگ و امكانات پيشرفتة نظامي نيست؛ بلكه پيروزي پستاورد زحمات مردان بزرگي است كه مرگ را بر زندگی ترجیح می‌دهند و بايد اين وضعيت و اين حالت را براي افراد با موعظه و غرس روحيه شهادت به وجود آورد.
رسول خدا (ص) موقعيت استراتژي كوه احد را غنيمت شمرد و سپاه اسلام را به دامنه آن هدايت كرد تا پشت سپاه به سوي كوه باشد و پنجاه نفر از تيراندازان ماهر را بر كوهي 