ان گفت: اگر از این امر در هراس هستید که اين كودك را به قتل برسانم، چنين كاري را نخواهم نمود. بنابراين، زني كه تيغ را به خبيب داده بود، همواره مي‌گفت: هيچ اسيري مانند خبيب نديدم. او در حالي كه به زنجير كشيده شده بود، بعضی اوقات خوشه‌هاي انگور به دست داشت و مي‌خورد، در حالي كه در آن روزها در مكه انگوری وجود نداشت.
روزي كه خبيب را براي اعدام از حرم بيرون بردند، لحظه‌اي قبل از اينكه به دار آويخته شود، گفت: به من فرصت دهید تا دو ركعت نماز بخوانم. بعد از اتمام نماز گفت: اگر شما تصور نمي‌كرديد كه از ترس مرگ به نماز روي آورده‌ام، بيشتر نماز مي‌خواندم. او نخستين كسي بود كه خواندن دو ركعت نماز هنگام مرگ را سنت قرار داد(10) . او هنگام اعدام اين دعا را زمزمه مي‌كرد: «اللهم احصهم عدداً و اقتلهم بدداً و لاتُبق منهم احداً » 
«بارالها! آنها را يكي‌يكي بشمار و يكي بعد از ديگري به هلاكت برسان و هيچ كدامشان را باقي نگذار.» 
سپس اين اشعار را خواند: 
لقد اجمع الاحزاب حولی و ألّبوا
		قبائلهم و استجموا کل مجمع

وکلهم مبری العداوة جاهدٌ
		علیَّ لانِّی فی وثاق بمضیع

وقد قربوا ابناءهم و نساءهم
		وقُرِّبتُ من جذع طویل مُمَنَّع

الی الله اشکوا غربتی بعد کربتی
		وما أرصد الاحزاب لی عند مصرعی

فذا العرش صبرنی علی مایراد بی
		فقد بضَّعُوا لحمی و قدیاس مطمعی

و قد خیرونی الکفر، والموت دونه
		فقد ذرفت عینای من غیر مجزع

و ما بی حذار الموت انی لمیت
		و ان الی ربی إیابی و مرجعی

ولست ابالی حین اقتل مسلماً
		علی ان شقَّ کان فی الله مضجعی

و ذلک فی ذات الاله و ان یشأ
		یبارک علی اوصال شلوٍ ممزَّع

فلست بمبد للعدو تخشعا
		ولاجزعاً إنی الی الله مرجعی(11) 

«همه گروهها و قبایل در اطراف من جمع شده‌اند. همه با تمام قدرت عداوت خود را نسبت به من ابراز مي‌كنند؛ زيرا من در حالي كه بسته شده‌ام، در اختيار آنان قرار گرفته‌ام. زنان و فرزندانشان را نزديك آورده‌اند و در این صددند تا مرا به دار آویزند. از غربت و پريشاني خود و آنچه را آنها در نظر دارند، به پيشگاه خدا شكايت مي كنم. صاحب عرش مرا به آنچه آنها مي‌خواهند، صبر و تحمل دهد. گوشت بدنم را پاره‌پاره كردند و از زندگي نااميدم ساختند و انتخاب كفر و مرگ را به من سپرده‌اند. چشمانم بي‌آنكه بترسم، اشكبار گرديده است. من وقتي مسلمان كشته شوم، باكي ندارم كه به كدامين پهلو در راه خدا مي‌افتم و اين در راه خداست و اگر بخواهد به مفاصل قطعه‌قطعه شده بركت عنايت مي‌كند. و من در برابر دشمن اظهار عجز و ناتواني نمي‌كنم. بازگشت من به سوي خداست.»
ابوسفيان در این هنگام از خبيب سوال نمود كه اگر تو امروز در خانه‌ات بودي و به جاي تو محمد (ص) به دار آويخته مي‌شد، بهتر نبود؟ خبيب گفت: خير. نه تنها دوست نداشتم محمّد کشته شود؛ بلکه دوست ندارم حتی خاری به پاي ايشان فرو رود(12). 
آن گاه او را به دار آويختند و كسي را جهت نگهباني بر جسدش گماشتند؛ ولي شب هنگام عمرو بن اميه ضمري آمد و جسد خبيب را به جايي انتقال داد و دفن نمود(13) . اما زيد، توسط صفوان بن اميه خريداري شد و به انتقام پدر صفوان كه در بدر كشته شده بود، به قتل رسيد.
ابوسفيان از زيد نيز قبل از اينكه به دار آويخته شود، پرسيد: تو را به خدا دوست داشتي هم اكنون محمد (ص) به جاي تو كشته مي‌شد؟ زيد همان پاسخ را كه خبيب به او داده بود، به ابوسفيان داد.
آن گاه ابوسفيان گفت: من هيچ كس را سراغ ندارم، كه اطرافيانش او را آن قدر دوست داشته باشند كه ياران محمد او را دوست دارند(14) . رجيع كه حادثه فوق به آن منسوب است، نام آبي است كه اين حادثه در آن اتفاق افتاده است.
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری، شماره 4086.
2) مغازی، واقدی، ج 1، ص 354-355.
3) همان.
4) بخاری، شماره 4086.
5) نظرة النعیم، ج 1، ص 314.
6) مغازی، واقدی، ج 1، ص 355.
7) همان.
8) همان، ص 356.
9) نظرة النعیم، ج 1، ص 314.
10) السیرة النبویه الصحیحه، ج 1، ص 399.
11) زادالمعاد، ج 3، ص 245.
12) همان.
13) همان.
14) السیره النبویه الصحیحه، ج 2، ص 400.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:430.txt">1-نكاتي كه ابن حجر ذكر نموده است</a><a class="text" href="w:text:431.txt">2-تسليم يا مبارزه تا آخرين لحظات</a><a class="text" href="w:text:432.txt">3-اهميت به سنت پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:433.txt">4- اسلام، كينه و خيانت را ريشه‌كن مي‌نمايد</a><a class="text" href="w:text:434.txt">5- ميزان محبت پیامبر اکرم (ص) در دل يارانش</a><a class="text" href="w:text:435.txt">6- اشعاري از حسان در مذمت بني‌لحيان</a></body></html>حکمت الهی چنین خواسته بود که زمینة استقبال مردم از نبوت محمد را با شیوه‌های متعدد آماده نماید: 
1- مژده پیامبران قبلی به رسالت محمد.
ابراهیم دعا کرد و از پروردگارش خواست که در میان عربها پیامبری از خودشان مبعوث نماید، پس خداوند محمد را در اجابت دعای او به عنوان پیامبر فرستاد؛ چنانکه می‌فرماید:
(رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِکَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَيُزَکِّيهِمْ إِنَّکَ أَنتَ العَزِيزُ الحَکِيمُ) (بقره، 129)
«پروردگارا در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیز تا بر آنان آیات تو را تلاوت نماید و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد و آنان را تزکیه کند. همانا تو غالب و با حکمتی.»
براساس آیه‌های قرآن، خداوند ظهور پیامبر اکرم(ص)  را در کتابهای آسمانی پیامبران گذشته مژده داده است؛ چنانکه می‌فرماید:
(الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي کَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (اعراف، 157)
«(رحمت خدا را اختصاص می‌دهیم به) کسانی که پیروی می‌کنند از فرستاده و پیغمبر امی که (وصف او را) در تورات و انجیل نوشته می‌یابند. او آنان را به کار نیک دستور می‌دهد و از کار زشت باز می‌دارد و پاکیزه‌ها را برایشان حلال می‌نماید و ناپاکیها را بر آنان حرام می‌سازد و بند و زنجیر (احکام طاقت فرسای قبلی) را که بر آنان بود بدر می‌کند و فرو می‌اندازد. پس کسانی که به او ایمان بیاورند و از او حمایت کنند و وی را یاری دهند و از نور پیروی کنند که به همراه او نازل شده است، بی‌گمان آنان رستگارانند.»
عیسی (ع) از جمله پیامبرانی است که به نبوت محمد بشارت داده است؛ چنانکه خداوند می‌فرماید:
(وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْکُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ 