.»
4- سابقه راستگویی و صداقت پیامبر اکرم (ص) تا چهل سالگی در میان قومش مستدعی این است که قبل از آن با خود راستگو بوده است. بنابراین، باید در نخستین برسی خود از پدیده وحی، در مورد آن پدیده قضاوت نماید که آیا کسی که بر او وحی آورده است، فرشته‌ای از جانب خداست و یا دچار نوعی تردید و خیال گشته است. چنانکه خداوند در این مورد می‌فرماید:
(فَإِن کُنتَ فِي شَکٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْکَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُونَ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکَ لَقَدْ جَاءکَ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ فَلاَ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ(94) وَلاَ تَکُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ کَذَّبُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَتَکُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ(95)) (یونس، 94 - 95)
«اگر تو در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم، شک و تردید داری، پس از کسانی که کتاب قبل از تو را می‌خوانند بپرس و حق از جانب پروردگارت نزد تو آمده است، پس از شک کنندگان مباش و از کسانی مباش که آیات خدا را تکذیب نمودند. آن گاه از خسارت دیدگان می‌شوی.»
روایت شده است که پیامبر اکرم (ص) بعد از نزول این آیه گفت: «شک نمی‌کنم و نمی‌پرسم.»(4) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) همان، ص 30 - 31.
2) السیرة النبویة الصحیحه، عمری، ج 1، ص 129.
3) فقه السیرة النبویه، بوطی، ص 64.
4) اخرجه الطبرانی، 17906، 17908 – تفسیر قرطبی، ج 8، ص 340.سورة منافقون بعد از غزوة بنومصطلق و در مسير بازگشت از آن نازل گرديد. در سنن ترمذي آمده است: «فلما اَصبحنا قرأ رسول الله(ص)  سورة المنافقين»(1)  «هنگامي كه صبح كرديم، رسول خدا  (ص)سورة منافقون را بر ما تلاوت نمود.»
اين سوره به طور مفصل در مورد منافقان سخن گفته و به بعضي حوادث و سخنان آنها اشاره نموده و دروغهاي آنان را برملا ساخته است و در پايان، مسلمانان را از سرگرم شدن با زينت زندگي دنيا برحذر داشته و آنان را به انفاق در راه خدا تشويق كرده است. این سوره در مجموع حاوی نکات ذیل می‌باشد:
1- در نخستين آيات این سوره، خصلتهاي اخلاقي منافقان بیان گردیده است و پرده از دروغ‌پردازیهای آنان برداشته شده است و به بیان اوصاف و حالات آنان می‌پردازد؛ چنانكه در آغاز سوره ادعاي دروغين آنان مبني بر ايمان آنان و سوگندهاي دروغين و ضعف و بزدلي و دسيسه‌هايشان عليه پیامبر اکرم  (ص)و مسلمانان و بازداشتن مردم از راه خدا، مورد بحث قرار گرفته است(2) ؛ چنانكه خداوند مي‌فرمايد:
(إِذَا جَاءکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَکَاذِبُونَ(1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا کَانُوا يَعْمَلُونَ(2) ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ(3) وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ کُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَکُونَ(4) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَکْبِرُونَ(5)) (منافقون، 1-5)
«هنگامي كه منافقان نزد تو مي‌آيند، سوگند مي‌خورند و مي‌گويند: ما گواهي مي‌دهيم كه تو حتماًُ فرستاده خدا هستي. خداوند مي‌داند كه تو فرستاده خدا مي‌باشي؛ ولي خدا گواهي مي‌دهد كه منافقان در گفته خود دروغگو هستند.
آنان سوگندهاي خود را سپري قرار داده‌اند و از راه خدا باز مي‌دارند، ايشان چه كار بدي مي‌كنند!
اين به خاطر آن است كه ايمان آورده‌اند و سپس كافر شده‌اند؛ پس بر دلهايشان مهر نهاده شد و ايشان ديگر نمي‌فهمند.
هنگامي كه ايشان را مي‌بيني، پيكر و قيافه‌اش تو را مي‌گيرد و به شگفت مي‌آورد و هنگامي كه به سخن در مي‌آيند به سخنانشان گوش فرا مي‌دهي ،‌آنان انگار تخته‌هايي هستند كه تكيه داده شده باشند. هر فريادي را بر ضد خود و هر آوازي را به زيان خويش مي‌پندارند. 
آنان دشمنان‌اند؛ پس از آنها بر حذر باش. خدا آنها را نابود بكند، چگونه از حق برمی‌گردانند.
چون به آنان گفته شود:‌ بيایيد تا پيغمبر خدا برايتان آمرزش بخواهد سرهاي خود را تكان مي‌دهند و مستكبرانه روي مي‌گردانند و مي‌روند.»
2- آیه‌های بعدی از تمرد و اصرار آنان بر باطل و سرپيچي از فرمان كسي كه آنها را به سوي حق دعوت مي‌دهد، سخن به ميان آورده و سخنان زشتي را كه بر زبان مي‌آورند، به تفصيل بيان داشته است به ويژه آنچه در غزوة بنومصطلق گفتند مبنی بر اینکه پيامبر (ص) و مسلمانان را از مدينه طرد خواهند نمود و عزت از آن ايشان است و سایر اقوال نادرستی که ابراز داشتند(3) . چنانكه می‌فرمايد:
(وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَکْبِرُونَ(5) سَوَاء عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ(6) هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ(7) يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ(8)) (منافقون، 5-8)
«هنگامي كه به آنها گفته مي‌شود بيایيد تا رسول خدا برايتان آمرزش نمايد، سرهاي خود را تكان مي‌دهند و مستكبرانه روي برمي‌گردانند و مي‌روند. براي آنان يكسان است چه آمرزش بخواهي چه نخواهي. هرگز خدا ايشان را نخواهد بخشيد. خدا قطعاً مردمان فاسق را هدايت نمي‌دهد. آنان كساني هستند كه مي‌گويند: به آناني كه نزد رسول الله (ص) هستند، بذل و انفاق نكنيد و چيزي ندهيد تا پراكنده شوند و بروند. غافل از اينكه گنجينه‌هاي آسمانها و زمين از آن خدا است وليكن منافقان نمي‌فهمند. مي‌گويند: اگر به مدينه برگرديم عزيزترين ما ذليل‌ترين را از آنجا بيرون خواهد راند. در حالي كه عزت از آن خدا و رسولش و مومنان است؛‌ولي منافقين نمي‌دانند.»
3ـ سپس سوره با فراخوان مسلمانان به پرهيز از سرگرم‌شدن به زينتهاي دنيا و مشابهت با منافقان به پايان مي‌رسد و آنان را به صدقه و انفاق كه نشانة ايمان به روز واپسين است، تشويق مي‌نمايد و آنان را به این امر فرا می‌خواند كه قبل از اينكه مرگ فرا رسد و فرصت از دست برود، اين عمل را انجام دهند. همچنين آيات این سوره، مسلمانان را به طاعت و بندگي خدا و ت