هی و انحراف و تبهکاری آنان گردد، می‌توان اعتماد کرد و از آنها انتظار خوبی یا حمایت و یاری کردن حق را داشت؟! در حقیقت بیان داستانهای بنی اسرائیل در دوران مکی، اثر گسترده‌ای در ساختار شخصیت اسلامی اصحاب و یاران رسول خدا داشت، شخصیتی که از همة این گروهها و ملتها متمایز و جداست.(4) 
از اسرار لطیف قرآنی و از صورتهای زیبای مناسبتها، این است که از جهانی بودن دعوت اسلامی از خلال بیان عهد و پیمانی که از بنی‌اسرائیل مبنی بر پذیرش دعوت جهانی آخرین پیامبر گرفته شد، در سورة اعراف سخن به میان آمده است. بیان مفصل انحرافهای بنی اسرائیل برای این بوده است تا مؤمنان تحت تأثیر موضعی که یهودیها در برابر اسلام اتخاذ کرده بودند، قرار نگیرند و اگر آنان در برابر مسلمانان، راهی خصمانه در پیش گرفته‌اند باید دانست که قومی سرکش و عجیب هستند و در برخورد با پیامبران خودشان نیز چنین شیوه‌ای در پیش گرفته‌اند. پس اگر آنها از دعوت اسلام روی بر تافتند و محمد را تکذیب کرده‌‌اند با اینکه در کتابهایشان صفات او را خوانده‌اند، چنین چیزی از قومی تبهکار و فاسد بعید نیست.(5) 
خداوند می‌فرماید:
(وَاکْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْکَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ کُلَّ شَيْءٍ فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ(156) الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي کَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(157) قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْکُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَکَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ(158)) (اعراف، 156 - 158)
«و برای ما در این دنیا و آن دنیا نیکی مقرر دار؛ چرا که به سوی تو بازگشت کرده‌ایم. گفت: عذاب خود را به هر کس که بخواهم می‌رسانم و رحمت من هم همه چیز را در بر گرفته است. آن را برای کسانی مقرر خواهم داشت که پرهیزگاری کنند و زکات بدهند و به آیات ایمان بیاورند. کسانی که پیروی می‌کنند از فرستاده خدا؛ پیغمبر امّی که در تورات و انجیل نگاشته می‌یابند. او آنان را به کار نیک دستور می‌دهد و از کار زشت باز می‌دارد و پاکیزه‌ها را برایشان حلال می‌نماید و ناپاکها را برای آنان حرام می‌سازد و فرو می‌اندازد، بند و زنجیر از ایشان. پس کسانی که به او ایمان بیاورند و از او حمایت کنند و وی را یاری دهند و از نوری پیروی کنند که به همراه او نازل شده است، بی‌گمان آنان رستگارند (ای پیغمبر) بگو ای مردم من فرستاده خدا به سوی جملگی شما هستم. خدایی که ملک آسمانها و زمین از آن اوست، جز او معبودی نیست. او است که می‌میراند و زنده می‌گرداند؛ پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده‌اش آن پیغمبر درس نخوانده‌ای که ایمان به خدا و به سخنهایش دارد. از او پیروی کنید تا هدایت یابید.»
آری این پیام بزرگ روحی و روانی؛ برخاسته از سرزمین مکه و کوهها و دره‌های آن به همه کشورهای جهان بود؛ زیرا آیه‌های الهی، نشانه‌های دعوت جهانی را وقتی از شهر مکه بیرون می‌آید و جهان را تحت پوشش قرار می‌دهد، ترسیم می‌نمایند. همان گونه که سورة اعراف با حکایت زندگی بنی اسرائیل و حوادث بزرگی که در زندگی آنان اتفاق افتاده است، سرشار از درسهای تربیتی بزرگی برای امت محمد است و از طرفی هشداری است برای این امت که از آنچه بنی‌اسرائیل بدان مبتلا شده‌اند، بپرهیزند و در ادامه از ملتهایی که از نوادگان و فرزندان بنی اسرائیل شکل گرفته‌اند، سخن می‌گوید و بیان می‌نماید که چگونه آنها را از تنگنا و شرایط سخت زندگی که در آن به سر می‌بردند رهایی داد و با جوشاندن چشمه‌ها و فرو فرستادن «منّ و سلوی» «خوراکی آسمانها که خداوند برای بنی اسرائیل در بیابان فراهم آورد» و سایه‌کردن آنها با ابرها، زندگی مرفه و آسوده‌ای برایشان فراهم آورد، اما آیا آنها سپاس این نعمتها را به جا آوردند؟ و در برابر تکالیف و وظایف شرعی خوب عمل کردند؟ به راستی که پاسخ آنهابه این نعمتها فقط مخالفت و تحریف و حیله‌گری و سرکشی و سرپیچی همیشگی بود.
انسانیت انسان و به کمال رسیدن وی فقط با پیروی نمودن از وحی الهی که از جانب آفریننده آسمانها و زمین فرو فرستاده می‌شود تحقق می‌یابد؛ چرا که انسان با بندگی خداوند، هدفی را که برای آن آفریده شده است، محقق نموده و انجام می‌دهد و هرگونه سستی و بی‌اعتنایی به این وظیفه و هرگونه دوری از روشنایی وحی، انسان را از کمال انسانیت دور می‌نماید و او را با چهارپایان و حیوانات ملحق می‌سازد و بسا که از حیوانات هم گمراه‌تر می‌شود؛ چرا که انسان عقلش را در امور بی‌معنا و انحطاط بیشتر به کار می‌گیرد، در صورتی که حیوانات برای حماقت و انحطاط حیله‌گری نمی‌کنند؛ بلکه حیوانات را غریزه‌هایشان برای فعالیتهای معینی سوق می‌دهد.
سوره اعراف که از سوره‌های مکی است، رهنمودهای تربیتی و الهی را بیان می‌دارد و از خلال اندرز گرفتن و درس آموختن از داستانهای بنی‌اسرائیل، به تشریح و توضیح سنتهای الهی می‌پردازد(6). 
وقتی قریش به ناتوانی خود در برابر دعوت حق پی بردند و نضر بن حارث از این ناتوانی پرده برداشت و به صراحت گفت: «ای گروه قریش! به خدا سوگند چیزی برایتان اتفاق افتاده است که تاکنون نتوانسته‌اید چارة آن را بکنید ... پس در مورد کارتان بیندیشید. به خدا سوگند اتفاق بزرگی برایتان رخ داده است.» بعد از آن قریش تصمیم گرفتند که نضر بن حارث و عقبه بن ابی معیط را نزد علماء و دانشمندان یهود در مدینه بفرستند تا حقیقت این دعوت را بشناسند، البته این شناسائی به خاطر آن نبود که از آن پیروی نمایند؛ بلکه به خاطر اینکه آنها می‌دانستند که یهودیان با تمام پیامبران و با اهل حق در هر کجا دشمنی و کینه می‌ورزند. بعثت رسول اکرم (ص) در واقع صدمة بزرگی برای یهودیان به شمار می‌رفت. چون آنها و پدران و نیاکانشان که در جزیره عربی زندگی می‌کردند، امیدوار بودند پیامبری رهایی بخش در این زمان و مکان از میان آنان مبعوث می‌شود و آنان را از پراکندگی و تفرقه‌ای که در آن به سر می‌بردند نجات می‌دهد.(7)  
همبستگی اردوگاه کفر و شرک با یهو