د و قصد حملة غافلگيرانه به آنها را داشتند، اما قبل از اينكه موفق به حمله بشوند، توسط مسلمانان دستگير شدند و نزد پیامبر اکرم (ص) آورده شدند. پيامبر خدا (ص) آنها را بخشيد و آزاد كرد. آن گاه اين آيه نازل گرديد(5). 
سلمه بن اكوع (رض) مي‌گويد: روابط ما با مشركان عادي شد و نزد همديگر مي‌رفتيم و با هم مي‌نشستيم؛ چنانكه من براي استراحت زير درختي دراز كشيده بودم كه چهار نفر از مشركان مكه به آنجا آمدند. و سخناني در مورد پیامبر اکرم (رض) گفتند كه براي من خوشايند نبود. بنابراين با اعتراض، از آنجا برخاستم و آن طرف‌تر زير درختي دراز كشيدم. آنها شمشيرهاي خود را به درخت آويزان كردند و زير آن خوابيدند. ديري نگذشت كه يكي از مسلمانان بانگ برآورد و گفت: اي مهاجران! ابن زنيم (رض) كشته شد. سلمه (رض) مي‌گويد: من فوراً شمشير خود را برداشتم و نزد آن چهار نفر رفتم و در حالي كه خواب بودند، شمشيرهايشان را نيز برداشتم و گفتم: به خدا اگر سر بلند كرديد، چشمهايتان را با نوك شمشيرم بيرون خواهم آورد؛ سپس آنها را نزد پیامبر اکرم(ص) آوردم. عمويم، عامر(رض) نیز مكرز عبلاتي را دستگير نموده بود نزد پیامبر اکرم (ص) آورده بود. و جمعاً حدود هفتاد نفر از مشركان دستگير شده بود. پیامبر اکرم (ص) همه را بخشيد و آزاد كرد(6) . آن گاه اين آيه نازل گرديد: 
(وَهُوَ الَّذِي کَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنکُمْ وَأَيْدِيَکُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَکَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَکُمْ عَلَيْهِمْ وَکَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا) (فتح، 24)
ابن كثير مي‌گويد: تسلط پیدا نکردن مشرکان بر مسلمانان، منتي بود كه خدا بر مسلمانان ارزانی داشت و آنها را از گزند مشركان نجات داد و باز داشتن مؤمنان از نيز صلحي را موجب گردید كه برای مؤمنان، عافيت و خير دنيا و آخرت را در برداشت(7). 
«كف» يعني بازداشتن، جلوگيري كردن و گرفتن دست كسي.
«ببطن مكه» جمهور مفسران در مورد این قول خداوند: برآنندكه مراد از بطن مكه، همان حديبيه مي‌باشد كه نزديك‌ترين مكان به مكه است.»(8) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مغازی، واقدی، ج 2، ص 600.
2) زاد المعاد، ج 3، ص 290 – السیرة النبویه، ج 3، ص 344.
3) همان.
4) زاد المعاد، ج 3، ص 290.
5) مسلم، کتاب الجهاد و السیر، ج 3، ص 1442.
6) شرح مسلم، نووی، ج 12، ص 176.
7) تفسیر ابن کثیر، ج 4، ص 192.
8) التنویر و التحریر، ج 26، ص 184.هنگامي كه به پیامبر اکرم (ص) خبر رسيد که عثمان (رض) توسط مشرکان مكه كشته شده است، ايشان ياران خود را فرا خواند و از آنان بر جنگ و مبارزه و مرگ بيعت گرفت(1) . آنها بي‌درنگ با او بيعت كردند و آمادة كارزار شدند، به جز فردي از منافقان به نام جد بن قيس كه از بيعت خودداری نمود(2) . در روايت ديگري از بخاري آمده است كه از آنها بيعت بر صبر و استقامت گرفت(3)  و در روايت مسلم آمده است كه بيعت برفرار ننمودن از جنگ فرار گرفت(4)  كه این سه مورد با همدیگر تعارضي ندارند؛ زيرا بيعت گرفتن بر مرگ، مستلزم صبر و استقامت است(5). 
نخستين كسي كه با ايشان بيعت كرد، ابوسنان عبدالله بن وهب اسدي(رض)  بود؛ سپس تمامی مسلمانان حاضر بيعت كردند و سلمه بن اكوع (رض) سه بار بيعت كرد(6). 
در پايان پیامبر اکرم (ص) دست راست خود را بلند كرد و گفت: اين دست عثمان (رض) است و آن را بر دست ديگر خود گذاشت(7). 
تعداد اصحابي كه زير درخت با پیامبر اکرم (ص) بيعت كردند، هزار و چهارصد نفر بود(8).  
قرآن نيز از اين بيعت سخن به ميان آورده و فضل كساني را كه در آن شركت داشتند، بيان نموده است كه برخي از این آيات را ذکر می‌نماییم. 
1- خداوند مي‌فرمايد: 
(إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَکَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّکَثَ فَإِنَّمَا يَنکُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا) (فتح، 10)
«بی‌گمان کسانی که در بیعه الرضوان باتو پیمان می‌بندند، در حقیقت با خدا پیمان می‌بندند و در اصل دست خدا بالای دست آنان است. هر کس پیمان‌شکنی کند، به زیان خود پیمان‌شکنی می‌کند و آن کس که در برابر پیمانی که با خدا بسته است، وفادار بماند و آن را رعایت بدارد، خدا پاداش بسیار بزرگی به او عطا می‌کند.»
در اين آيه، کسانی که در بیعت رضوان شرکت داشته‌اند، مورد تحسين و تجليل قرار گرفته‌اند و خداوند بيعت با پیامبر اکرم (ص) را بيعت با خدا دانسته است كه اين بيانگر شأن و منزلت والاي شركت كنندگان در اين بيعت است.
ابن قيم مي‌گويد: در اين سخن خدا، بينديشيد كه مي‌فرمايد: 
(إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَکَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ)
وقتي آنها دست خود را بر دست پیامبر اکرم (ص) كه سفير و نمايندة مستقيم خدا است، گذاشتند، گويا با خدا بيعت كردند و دست خدا هم از فراز آسمانها و عرش، بالاي دستهاي آنان قرار گرفته بود(9). 
2- همچنين خداوند، به صراحت اعلام داشته كه از آنان راضي است: 
(لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّکِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا(18) وَمَغَانِمَ کَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَکَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَکِيمًا(19)) (فتح، 18-19)
«به تحقيق، خداوند از مومناني كه با تو زير درخت بيعت كردند، راضي شد و آنچه را در دلهاي آنان بود، دانست؛ پس براي آنان آرامش نازل نمود و پيروزي نزديكي پاداششان داد. همچنين غنيمت‌هاي فراواني كه بدست خواهند گرفت و خدا غالب و با حكمت است.»
در اين آيات، خداوند به پيامبرش (ص) اعلام داشت كه اي محمد (ص)! خداوند از مؤمناني كه زير درخت با تو بر مبارزه، استقامت و مرگ بيعت كردند، راضي شد؛ زيرا خدا از آنچه درون سينه‌ها نهفته است، آگاه است و دانست كه اينها از صميم قلب و با نيت صادق با تو بيعت كردند.
(فَأَنزَلَ السَّکِينَةَ عَلَيْهِمْ) پس خدا به آنان آرامش و استقامت بخشيد و پيروزي نزديكي را كه فتح خيبر است، به عنوان پاداش به آنها عطا نمود.
طبری در مورد آیة(وَمَغَانِمَ کَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا) می‌گوید: خدا به عنوان پاداش كساني كه زير درخت با پیامبر اکرم (ص) بيعت كردند، از آنان خشنود گرديد و به آنها آرامش و استقامت بخشيد و آنان را به پيروزي نزديكي مژدة داد؛ چنانكه ديري نگذشت كه خيبر فتح گرديد و پس از آن همواره شاهد پيروزي و موفقيت و نعمت بودند تا اينكه مكه فتح شد و پس از آن شهرها و مناطق ديگري فتح گرديد و مسلمانان پيشرفتهاي مسلمانان روز به روز افزایش یافت بنابراین وعدة خداوند تحقق یافت آنجا که فرمود:(وَمَغَانِمَ کَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا)
3- خداوند، شركت كنندگان بيعت الرضوان را ملزم به كلمة تقوا كه همان كلمة توحيد است ساخته و خاطرنشان كرده است كه آنها اهل اين كلمه بوده و شايستگي آن را داشته‌اند. چنانكه مي‌فرمايد: 
(إِذْ جَعَلَ الَّذِين