فراگرفت و كسي بيدار نشد تا اينكه گرماي خورشيد آنها را بيدار ساخت(4) ؛ چنانكه عبدالله بن مسعود (رض) مي‌گويد: در ركاب پیامبر اکرم (ص) از حديبيه بر مي‌گشتيم. در اثناي راه، پیامبر اکرم (ص) فرمود: چه كسي بيدار مي‌ماند و از ما پاسداري مي‌كند؟ بلال، اين مسئوليت را پذيرفت. آن گاه همه خوابیدند و پیامبر اکرم (ص) بر اثر گرمای خورشید، بیدار گردید؟ سپس دستور داد تا همان كاري را بكنيم كه اگر خواب نرفته بوديم، مي‌كرديم (يعني وضو گرفتیم و نماز خوانديم.) و فرمود: هر گاه قبل از ادای نماز، شما را خواب، فراگرفت يا فراموش كرديد، اين طور عمل كنيد(5).  
اين داستان در احاديث ديگري نيز بيان شده است و آنجا به جاي بازگشت از حديبيه نام مكانهاي ديگري آمده است. بنابراين، آنان در این صدد بودند تا بین این روایت‌ها هماهنگی ایجاد نمایند كه نووي(6) ، ابن حجر(7) ، زرقاني و ابن كثير(8)  تعدد حادثه را ترجيح داده‌اند؛ حتي سيوطي معتقد است كه اگر به تكرار حادثه حكم نكنيم، امكان جمع بين روايات محال است(9).  
------------------------------------------------------------------------------------
1) مغازی، واقدی، ج 2، ص 616. 
2) الطبقات الکبری، ج 2، ص 98. 
3) شرح الزرقانی علی المواهب، ج 2، ص 210. 
4) غزوة الحدیبیه، ص 251. 
5) سنن ابی داود، کتاب الصلاة، ص 447. 
6) شرح النووی علی صحیح مسلم، ج 5، ص 181-182 غزوة الحدیبیه، ص 258. 
7) فتح الباری، ج 1، ص 449 – شرح الزرقانی علی الموحا، ج 1، ص 47. 
8) --
9) تنویر الحوالک، ج 1، ص 33. علما از جريان صلح حديبيه به جواز صلح با دشمنان اسلام، استدلال نموده و بر این امر حكم كرده‌اند كه در جریان اين صلح دریافت و یا دریافت نمودن هزینه، تفاوتی ندارد، اما صلح كردن بر اساس پرداخت مالي از جانب مسلمانان به دشمنان، به اتفاق ناجايز مي‌باشد؛ زيرا اين صلح موجب تحقیر مسلمانان خواهد گردید و در كتاب خدا و سنت پيامبرش، چنين صلحي به ثبوت نرسيده است. مگر آنكه مسلمانان در معرض خطري جدي قرار بگيرند و راه نجاتي جز تن دادن به چنين صلحي نداشته باشند؛ در این صورت پرداخت هزینه اشكالي ندارد، همان طور كه فديه دادن در مقابل آزادي نفس خويش جايز است. 
همچنين امام شافعي، احمد و بسياري از ائمه گفته‌اند: صلح با كافران بايد براي مدت مشخص باشد و مدتی هم بيش از ده سال نباشد. همان طور كه پیامبر اکرم (ص) با قريش براي ده سال قرارداد صلح امضاء كرد(1).  
امام ابوحنيفه و برخی دیگر از علما بر این عقیده‌اند که مدت صلح به مصلحتي وابسته است كه رهبر مسلمانان در نظر مي‌گيرد بنابراين، بيش از بيست سال نيز جايز مي‌باشد(2).  
رأی امام که معتقد است چنانچه ضرورت عهدنامه میان مسلمانان و مشرکان احساس گردد، می‌توان بعد از انقضاي ده سال نخست، قرار داد جديدي امضاء نمود، را می‌توان بر سایر دیدگاه‌ها ترجیح داد(3) . برخی از علمای متاخر با استناد به آیة زیر معتقد‌ند كه منعقد نمودن قرارداد صلح هميشگي با کفار بلامانع است(4).  
خداوند می‌فرماید: 
(إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىَ قَوْمٍ بَيْنَکُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ أَوْ جَآؤُوکُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَاتِلُونَکُمْ أَوْ يُقَاتِلُواْ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْکُمْ فَلَقَاتَلُوکُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوکُمْ وَأَلْقَوْاْ إِلَيْکُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً) (نساء، 90)
«(چنین منافقانی را بکشید) مگر کسانی که با گروهی پیوند پیدا می‌کنند که میان شما و آنان پیمان است و یا کسانی که به پیش شما می‌آیند و نه سر جنگ با شما دارند و نه می‌خواهند با قوم خود بجنگند و اگر خداوند می‌خواست، ایشان را بر شما چیره می‌کرد و آنان با شما می‌جنگیدند. بنابراین، اگر از شما کناره‌گیری کردند و با شما نجنگیدند و پیشنهاد صلح کردند، خداوند به شما اجازه نمی‌دهد که متعرض آنان شوید.» 
اين گروه معتقدند كه اصل روابط مسلمانان با كافران، حالت صلح است نه جنگ. و جهاد فقط براي دفاع از مسلمانان مشروع گردیده است(5).  
این عقیده را براساس دلایل ذیل، نمی‌توان درست دانست: 
الف - گویندة اين سخن، اجماعي را كه خود نقل كرده، نقض نموده است؛ چنانكه مي‌نويسد: فقها اتفاق نظر دارند كه صلح بايد براي مدت معيني باشد و صلح ابدي جايز نيست(6).  
ب - آيه‌اي كه آنان به آن استدلال نموده‌اند، با اين آيه سوره توبه منسوخ گردیده است: 
(فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّکَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ) (توبه، 5)
«هنگامی که ماه‌های حرام پایان گرفت، مشرکان را هر کجا بیابید، بکشید و بگیرید و محاصره کنید و در همة کمین‌گاه‌ها برای به دام انداختن آنان بنشینید. اگر توبه کردند و نماز خواندند و زکات دادند، راه را بر آنان باز گذارید. بی‌گمان خداوند دارای مغفرت فراوان و رحمت گسترده است.» 
اين دیدگاه را ابن جرير(7)  از عكرمه،‌حسن، قتاده و ابن زيد نقل كرده است و قرطبي نيز آن را از مجاهد نقل نموده و گفته است: اين بهترين سخن در مورد معناي اين آيه است.
ج‌ - سید قطب (ره) می‌گوید: اصلي را كه ايشان براساس آيه 90 سورة نساء استنباط كرده‌اند با آيه سوره توبه و سيرة پيامبر و خلفاي راشدين در بر خورد با دشمنانشان، متناقض است.
د – این عقیده که مشروعيت جهاد فقط جنبة دفاعي داشته، تفكري است كه اسلام، با آنان مخالف است و این تفکری است که از سایر ادیان، وارد اسلام گردیده است بنابراین به رد آن پرداخته است(8) ، چرا که علت به وجود آمدن و انتشار اين تفكر، شكستي است كه برخي در مقابل مستشرقان به خاطر درك ننمودن مراحل دعوت، متحمل آن شده‌اند(9).  
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) فقه السیرة، بوطی، ص 242. 
2) فتح القدیر، ج 5، ص 546 – غزوة الحدیبیه، ص 294. 
3) غزوة الحدیبیه، ص 295. 
4) آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، زحیلی، ص 675. 
5) همان، ص 675. 
6) همان. 
7) تفسیر قرطبی، ج 9، ص 24-26. 
8) فی ضلال القرآن، ج 3، ص 1433. 
9) غزوة الحدیبیه، حکمی، ص 296.  اين اصل و قاعدة فقهی با روایتی که ابن هشام از ابی عبید، نقل کرده است، تأييد مي‌شود. او مي‌گويد: بعضي از كساني كه در حديبيه با پیامبر اکرم (ص) بودند، بعد از اينكه آن حضرت (ص) به مدينه برگشت، گفتند مگر شما نگفتيد كه با امنيت وارد مكه مي‌شويد؟ پیامبر اکرم (ص) در پاسخ فرمود: آيا من به شما قول دادم كه امسال وارد آن مي‌شويد؟ گفتند: خير. پیامبر اکرم (ص) فرمود: اين سخني است كه جبريل آن را به من آموخته! است. 
اين فرموده پیامبر اکرم (ص) علاوه بر اینکه به فتح مكه و پيروزي مسلمانان در آینده‌ای نزدیک، اشاره می‌نمود، حاوی این موضوع نیز بود. كه هر گاه من سخني به شما گفتم، سخن مرا به همان صورت كلي و مطلق بپذيريد و آن را براساس دید