ت؛ زیرا پیامبر به ایشان اسامی منافقان را گفته بود(7).  
سال نهم هجری را می توان سال براندازی حرکت نفاق از جامعه اسلامی دانست؛ زیرا نظام اسلامی به چنان قدرتی دست یافته بود که می‌بایست برای رویارویی با سایر نیروهای مخالف براساس چارچوب مشخصی حرکت می‌نمود(8) ؛ چنانکه امام ابن قیم خط مشی اسلام را در مقابله با منافقان چنین شرح می‌دهد: دولت اسلام موظف بود که اعمال ظاهری آن را ملاک قرار دهد و باطن آنها رابه خدا بسپارد و با آنان با علم و ارائه حجت به جهاد بپردازد؛ همچنین پیامبر به اعراض از آنان و رسانیدن سخن حق به گوششان موظف گردید واز نماز خواندن بر آنان و ایستادن و حضور بر قبرهایشان منع شد و نیز خداوند به پیامبرش خاطر نشان ساخت که اگر برای منافقان طلب آمرزش نمایی، آنها را نخواهم بخشید(9).  
این نقشه براساس معیارهایی طراحی گردید که سورة توبه در مبارزه با منافقان و افشاکننده نامیده‌اند، در اکثر آیه‌ها از موضع‌گیری منافقان در غزوة تبوک و قبل از آن و در اثنا و در خاستة آنان سخن گفته و به بیان عذرهای آنان درباره تخلف از شرکت در غزوه سخن پرداخته است و نیز بیان داشته است که آنها تلاش مذبوحانه‌ای برای تضعیف و تفرقة صفوف اسلامی نمودند و پیامبر و مومنان را با گفتار و کردار خود آزار می‌رسانند(10).  
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الاسلام، ذهبی، المغازی، ص 659. 
2) ابوداود، کتاب الجنائز، باب فی العیادة، شماره 3094. 
3) بخاری، کتاب تفسیر القرآن، شماره 4670. 
4) السیرة النبویه، ابی شهبه، ج 2، ص 533-534. 
5) صحیح السیرة النبویه، ص 621-622. 
6) دراسات فی عهد النبوه، شجاع، ص 221. 
7) معین الرسول السیرة النبویه، ض 464. 
8) دراسات فی عهد النبوه، ص 219. 
9) زاد المعاد، ج 2، ص 91. 
10) المنافقون، محمد جمیل قاضی ص 92-93. 1- ممنوعیت خواندن نماز جنازه بر آنان و کافر دانستن آنان خداوند در این مورد می‌فرماید: 
(وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُواْ وَهُمْ فَاسِقُونَ(84) وَلاَ تُعْجِبْکَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ کَافِرُونَ(85)) (توبه، 84-85)
«هر گاه یکی از آنان مرد، اصلاً بر او نماز نخوان و بر قبرش مایست؛ چرا که آنان به خدا و پیامبرش کفر ورزیده و در حالی مرده‌اند که فاسق بوده‌اند و مال‌ها و فرزندانشان تو را به شگفت نیندازد؛ زیرا خدا می‌خواهد آنها را توسط این چیزها در دنیا عذاب بدهد و در حالت کفر وفات نمایند.»
2- تخریب مسجدی که توسط منافقان بنا شده بود 
این مسجد معروف به مسجد ضرار بود که سرگذشت آن به طور مفصل بیان گردید. 
3- همان طور که مسلمانان به جنگ با منافقان 
همان طور که مسلمانان به جنگ با کفار فرا خوانده شدند، قرآن جنگ با منافقان را نیز مطرح ساخت و فرمود: 
(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ) (تحریم، 9)
«ای پیامبر! با کفر و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاه آنان دوزخ است و بد جایگاهی است.»
در نوع جهاد با منافقان از این جهت که نظامی یا معنوی باشد، تفاوتی است و هدف این است تا راز نهفته آنها آشکار گردد برخورد مسلمانان با منافقان بعد از نزول سورة برائت با برخورد آنان قبل از نزول این سورة کاملاً متفاوت بود. 
4- آشکار ساختن صفات و اعمال منافقان 
منافقان علاوه بر اینکه خودشان در غزوه شرکت نکردند، مسلمانان را نیز به شرکت ننمودن فرا می‌خواندند. قرآن در این باره می‌گوید: 
(فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللّهِ وَکَرِهُواْ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ کَانُوا يَفْقَهُونَ) (توبه، 81)
«خانه‌نشینان (منافق) از اینکه از رسول خدا واپس کشیده‌اند، شادمانند و نخواستند با مال و جان در راه خدا جهاد و پیکار نمایند و می‌گویند: در گرما حرکت نکنید. بگو: اگر دانا بودند، می‌فهمیدند که آتش دوزخ بسیار گرم‌تر و سوزان‌تر است.»
علاوه بر دارابودن چنین خصوصیاتی، آنان مسلمانان را به خاطر کمک مالی به غزوة تبوک مورد استهزاء و تمسخر قرار دادند و پیامبر را با گفتار و کردار خود آزار می‌دادند(1).  
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسات فی عهد النبوه، شجاع، ص 220. خداوند می‌فرماید: 
(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَأُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا(28) وَإِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنکُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا(29)) (احزاب، 28-29)
«ای پیغمبر به همسران خود بگو:اگر شما زندگی دنیا و زرق وبرق آن را میخواهید ،بياييدتا به شما هدیه ای مناسب بدهم وشما را به طرز نیکویی رها کنم  و اگر خدا و پیامبرش و سرای آخرت را می‌خواهید؛ پس همانا خدا برای نیکوکاران شما پاداش بزرگی تدارک دیده است.»
براساس احادیث صحیح، این دو آیه پس از سوگند خوردن پیامبر اکرم (ص) مبنی بر اینکه از زنانش به خاطر مسئله‌ای که رخ داده بود، تا یک ماه دوری خواهد کرد، نازل شدند. این جریان در سال نهم اتفاق افتاد(1) . سبب نزول این آیات در خواستی بود که زنان پیامبر در مورد ازدیاد نفقة خود مطرح نموده بودند؛ چنانکه مسلم از جابر نقل می‌کند که ابوبکر به خانه پیامبر آمد و مردم را در کنار دروازة منزل ایشان نشسته دید و به هیچ کس اجازة ورود داده نمی شد. راوی می‌گوید: به ابوبکر اجازه داده شد. ایشان وارد حجره گردید؛ سپس عمر آمد و اجازه خواست به ایشان نیز اجازه داده شد. وقتی عمر(رض) وارد شد، پیامبر را در حالت سکوت و ناراحتی دید و عمر با خود گفت: امروز پیامبر را به خنده در می‌آورم. آن گاه گفت: ای رسول خدا! اگر همسرم از من نفقة بیشتری بخواهد، ضربه‌ای به گردنش وارد خواهم ساخت پیامبر خندید و گفت اینها آمده‌اند تا از من نفقة بیشتری طلب نمایند. آن گاه ابوبکر دستش را بر دخترش عایشه و عمر دستش را بر حفصه بلند کرد و گفتند: چرا از پیامبر چیزی را می‌طلبید که در اختیار ندارد؟ آنها گفتند به خدا سوگند! دوباره از پیامبر چیزی را که ندارد، طلب نخواهیم کرد؛ سپس پیامبر به مدت یک ماه از همسرانش دوری کرد. آن گاه آیات فوق نازل گردید(2).  
زندگی معیشتی در خانه‌های پیامبر اکرم (ص) علی رغم فتوحاتی که نصیب اسلام می‌شد، یکنواخت بود و از آنجا که همسران آن حضرت مانند سایر انسان‌ها سرشت بشری داشتند، دوست داشتند تا از معیشت بهتری برخوردار گردند(3) . د