 مسائلی هستند که از پیامبر شنیده‌اند، تکرار مطالب را الزامی می‌ساخت(16).  
پیامبر اکرم (ص) با تأنی، رمی هر سه روز تشریق را تکمیل ساخت؛ سپس به مکه آمد و شب هنگام به وقت سحر، طواف وداع نمود و اعلام بازگشت کرد و مکه را به قصد مدینه ترک نمود(17)  و در راه بازگشت از حجه الوداع، روز هجدهم ذیحجه در مکانی به نام (غدیر خم) نزدیک (جحفه) خطبه‌ای ایراد نمود و در بخشی از سخنانش فرمود: ای مردم! من بشری بیش نیستم به زودی من دنیا را ترک خواهم نمود و در میان شمان دو چیز را باقی می‌گذارم: یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیتم. شما را به خدا سوگند، رعایت اهل بیت مرا داشته باشید و این را تا دو بار تکرار فرمود(18).  
در روایتی دیگر آمده است که دست علی را گرفت و فرمود: هر کس مرا دوست دارد، علی را دوست بدارد، خدایا هر که او را دوست می‌دارد، تو نیز او را دوست بدار و هر کس با او دشمنی می‌ورزد، تو نیز با او دشمنی کن(19).
پیامبر به راهش ادامه داد تا اینکه به ذوالحلیفه رسید. شب را همانجا سپری نمود و هنگامی که چشمش به مدینه افتاد، سه بار تکبیر گفت و چنین خواند: «لا اله الا الله وحده، لاشریک له، له الملک و له الحمد و هو علی کل شئ قدیر آیبون، تائبون، عابدون، ساجدون، لربنا حامدون، صدق الله وعده، و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده»
و بعد از طلوع خورشید، وارد شهر مدینه شد(20).  
------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح السیرة النبویه، ص 664 – السیرة النبویه، ندوی، ص 386. 
2) بخاری، کتاب الحج، باب التلبیه، شماره 1550. 
3) مسلم، کتاب الحج، باب حجه النبی، شماره 1218. 
4) همان.
5) همان – صحیح السیرة النبویه، ص 659. 
6) کوهی است در مزدلفه که قریش در موسم حج به جای عرفه آنجا توقف می‌نمود. 
7) صحیح السیرة النبویه، ص 661 – مسلم، کتاب الحج، شماره 1218. 
8) السیرة النبویه، ندوی، ص 389. 
9) صحیح السیرة النبویه، ص 662. 
10) همان – السیرة النبویه، ص 389. 
11) همان. 
12) همان، ص 390. 
13) السیرة النبویة الصحیحه، ج 2، ص 550 – السیرة النبویه، ابی شبهه، ج 2، ص 578. 
14) السیرة النبویه، ندوی، ص 390. 
15) مسلم، کتاب الحج، شماره 1218 – صحیح السیرة النبویة ص 663. 
16) السیرة النبویه، ابی شهبه، ج 2، ص 579 – المستفاد من قصص القرآن، ج 2، ص 515. 
17) السیرة النبویه، ندوی، ص 390. 
18) مسلم، کتاب فضائل الصحابه، باب فضل علی بن ابی طالب، شماره 2048. 
19) السیره النبویه الصحیحه، ج 2، ص 550. 
20) السیرة النبویه، ندوی، ص 391 به نقل از زاد المعاد، ج 1، ص 249. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:794.txt">1- تکامل دینی اسلامی است</a><a class="text" href="w:text:795.txt">2- تربیت افراد براساس قطع رابطه با جاهلیت و دوری از گناه</a><a class="text" href="w:text:796.txt">3- تربیت جامعه براساس مبادی اصلی</a><a class="text" href="w:text:797.txt">4- شیوة آموزشی در خطبه‌های حجه الوداع</a><a class="text" href="w:text:798.txt">5- برخی احکام فقهی برگرفته شده از حجه الوداع</a><a class="text" href="w:text:799.txt">فواید نامگذاری ایام حج</a></body></html>امت اسلامی در سال دهم هجری به بلوغ دینی و اجتماعی پیشرفته‌ای رسید و زمینة این تکامل در سال نهم با آمد و شد دسته‌های مردم از هر سو و اکنون با سفر حج فراهم گردیده بود و امت بزرگی فراهم آمد که تعالیم اسلام را مستقیم از پیامبر فرا می‌گرفت و دعوت و تبلیغ اسلام را بر عهده داشت و این امر باعث می‌شد تا دعوت اسلامی برای تمامی ادوار ادامه یابد(1)  و علاوه بر آن حجه الوداع نیز زمینه بسیار مناسبی برای تربیت افراد و شکل‌گیری جامعه اسلامی براساس کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم (ص) بود.
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) الاساس فی السنة، ج 2، ص 1054. الف - پیامبر اکرم (ص) در سخنان خود در حجه الوداع به اهمیت قطع رابطة انسان مسلمان با جاهلیت، با بت‌ها، انتقام‌ها، ربا و .... اشاره می‌نمود و این را فقط به عنوان قانونی کلی برای مخاطبان و برای نسل‌های بعدی به صورت تأکید بیان داشت چنانکه فرمود: بدانید که تمام امور جاهلی زیر قدم‌های من است، خون‌های زمان جاهلی، ربا و ... بخشیده و هدر اعلام می‌شوند(1) ؛ چرا که زندگی جدید هیچ ارتباطی با زندگی گذشته‌اش که مملو از چرک و آلودگی بوده است، ندارد(2).  
ب – پیامبر اکرم (ص) خود را از ارتکاب گناهان و معاصی بر حذر داشته است چه گناهان ظاهری و چه گناهان باطنی؛ زیرا اثر گناه و معصیت، از دشمنی دشمنان انسان بیشتر خواهد بود و گناه باعث مصائب زیادی برای انسان حتی در این دنیا می‌شود؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: 
(وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَيْدِيکُمْ وَيَعْفُو عَن کَثِيرٍ) (شوری، 30)
«آنچه از مصائب به شما می‌رسد، به خاطر کارهایی است که خود کرده‌اید و این در حالی است که خدا بسیاری از گناهان شما را می‌بخشد.»
همچنین باعث ورود انسان به آتش دوزخ خواهد بود و آثار تخریبی گناه و معصیت بر یک جامعه و ملت، از آثار یورش نظامی بر آنها، ویرانگرتر خواهد بود(3).  
-----------------------------------------------------------------------------------
1) فقه السیره، بوطی، ص 331. 
2) قراءة سیاسیة للسیرة النبویه، محمد قلعجی، ص 303. 
3) همان. الف – اخوت و برادری فقط برای رضای خدا، ریسمان محکم و ناگسستنی‌ای است که مسلمانان را با همدیگر مرتبط می‌نماید؛ چنانکه خداوند می‌فرماید:   انما المومنون اخوه  و پیامبر نیز فرموده است: ای مردم! سخن مرا بشنوید و آن را خوب بفهمید. بدانید که مسلمان، برادر مسلمان است و تمامی مسلمانان، برادرند؛ پس برای هیچ برادری خوردن مال برادر مسلمان روا نیست؛ مگر درصورتی که با رضایت خاطر باشد؛ پس بر خویشتن ظلم روا مدارید و افزود که ریختن خون‌ها، مال‌ها و آبروی شما، بر همدیگر حرام است. همان طور که زیر پا گذاشتن حرمت این روز در این شهر حرام است، تا اینکه به ملاقات پروردگارتان بیایید. آن گاه او شما را از اعمالتان خواهد پرسید. آگاه باشید، بعد از من گمراه نشوید که گردن یکدیگر را بزنید(1).  
ب – رعایت حال ضعیفان جامعه تا آنان تضعیف بنای محکم جامعه را فراهم نسازند(2)  بنابراین، پیامبر در سخنانش به رعایت حال زنان که نمونه‌ای از قشر ضعیف جامعه هستند، سفارش و تاکید نمود. به ویژه در حق زنان که در زمان جاهلیت بر آنان ستم زیادی روا داشته می‌شد، سفارش کرد(3).  
ج – تعاون و همکاری با دولت اسلامی در راستای تطبیق احکام اسلام، حتی اگر حاکم برده‌ای حبشی باشد، مورد دیگری از سفارشات پیامبر در خطبه‌های حجه الوداع بود. و این امر خیر و صلاح راعی و رعیت در دنیا و آخرت را در بر دارد. 
همچنین آن حضرت با بیان قاعده‌ای، میزانی پیروی از حاکم و فرماندهی جامعه اسلامی را تعیین کرد و فرمود: تا مادامی که حاکم بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر سخن می‌گوید، حرف شنوی از او واجب است و در غیر این صورت فرمانبرداری از او جائز نیست؛ پس حاکم، از جانب مسلمانان نمایندة تنفیذ اوامر الهی است(4).  
د – مساوات و برابری: پیامبر اکرم (ص) در این راستا فرمود هیچ عربی بر عجمی و یا عجمی بر عربی و هیچ سفیدی بر سیاهی و ب