 را به آیات یسر و پیروزی مؤید گرداند، بدانید که این دلائل و براهین، برحق‌بودن ظهوردهنده امر خداوند در زمان‌مان را به صورتی واضح‌تر و روشن‌تر از حقیقت دیگر ظهوردهندگان امر خدا (انبیاء) در زمان‌های گذشته به اثبات می‌رساند. این دلائل در ظهور اعظم و طلوع پرشکوه و پرابهت سرورمان (بهاء) جل اسمه و عز ذکره، پابرجا و بسیار زیادند، به انگونه که انبیاء گذشته اینچنین دلایل و براهینی نداشته اند، و اگر کسی این ظهور اعظم و دلائل و براهین پرشکوه آن را انکار کند، هرگز نخواهد توانست برحق‌بودن هیچکدام از ادیان گذشته را به اثبات برساند.او پس از این که انبیاء قبل از موسی و سپس انبیاء تورات، و دیانت مسیح را ذکر می‌کند، و مدعی می‌شود که اثبات مقام آنان در ظهور الهی بسیار ضعیف‌تر از اثبات مقام بهاء در ظهور الهی است، در انتهای صفحة 118 تا صفحه 122 می‌گوید:
«پس ای یاران، در امر اسلام به دلائلی که مسلمانان به آن دست یازیده اند تا حقیقت سیدنا رسول (ص) را به اثبات برسانند بنگرید:
آنان عقیده دارند که کتاب آسمانی و وحی الهی همان قرآن شریف و مصحف مجید است که آیات آن در زمان رسول (ص) نوشته شده و سوره‌های آن نیز حفظ گردیده است، و سپس در زمان خلفای او توسط گروهی از بزرگان صحابه و یارانش تدوین شده و مرتب گشته است، و همه ملت‌های اسلامی علی رغم اختلاف، تفرق، و مذاهب مختلف، و بدون هیچ اختلافی این کتاب واحد را قبول دارند، این کتاب یک جلد بیشتر نبوده و سی جزء است که به صورت متفرق و در مدت بیست و سه سال بر نبی (ص) نازل شده است، و سرور ما نبی – همانگونه که نزد همگان معلوم است – از قبیله قریش بود، یعنی قبیله‌ای که در زبان و لغت به فصاحت و بلاغت مشهورتر از همه قبائل بود، حتی اکثر علماء فصاحت بیان او(1) و کلام بلیغش را معجزه می‌پندارند، اما ما این مسئله را در کتاب‌های بسیاری رد کردیم(2). و سبب اعجاز وحی اسمائی و دلائل اختلاف آن با کلام بشر را(3) به صورتی عنوان کردیم که هیچ شخص دارای بصیرت و نظری به آن مشکوک نمی‌گردد».
«و اما دین و کلمه او (حضرت رسول) به جز در اقوام عرب از فارسیان، خزرها، ترکان، و هندیان هرگز به صورت کامل و تام ظهور نکرد که آن هم در قرآن دوم هجری بود.....».
----------------------------------
1) منظور او این است که زیبائی قرآن به دلیل بلاغت و فصاحت محمد (ص) است، چون او از قبیله قریش یعنی بلیغ‌ترین و فصیح‌ترین قبائل عرب می‌باشد، در نتیجه – بزعم آنان – بیان قرآن از نزد خداوند نمی‌باشد، چون خداوند صفتی نداشته و فعل و کاری از او سر نمی‌زند، پس نمی‌تواند تکلم کند، بلکه انبیاء او هستند که ظهوردهندگان صفات و افعال او می‌باشند.
2) یعنی این که قرآن در لغت و بیانش معجزه نمی‌باشد.
3) از جهت بشارت‌ها. (در چند سطر دیگر به این مسئله خواهیم رسید..).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:5.txt">ارکان بهائیت</a><a class="text" href="w:text:6.txt">رد پای بهائیت</a><a class="text" href="w:text:7.txt">باب و بابیت</a><a class="text" href="w:text:8.txt">گردهمائی «بدشت»</a><a class="text" href="w:text:9.txt">مناظرات میان باب و علمای شیعه</a><a class="text" href="w:text:10.txt">حکم اعدام باب</a><a class="text" href="w:text:11.txt">فرصت‌طلبی بهاء و کسب خلافت و ترکه باب</a><a class="text" href="w:text:12.txt">عقیده بهائیان</a><a class="text" href="w:text:13.txt">کتاب «الایقان»</a><a class="text" href="w:text:14.txt">جدال دو برادر بر سر کتاب «ایقان»</a><a class="text" href="w:text:15.txt">مجموعه الواح</a><a class="text" href="w:text:16.txt">جنگ آنان با لغت مشترک در عالم اسلامی</a><a class="text" href="w:text:17.txt">عقیده بهائیان در مورد خداوند و انبیاء او</a><a class="text" href="w:text:18.txt">بهائیان کجروی و گمراهی خود را بر همه ادیان برتری می‌دهند</a><a class="text" href="w:text:19.txt">بهائیان اعجاز قرآن را مگر در مورد بشارت به آمدن بهاء انکار می‌کنند</a><a class="text" href="w:text:20.txt">بهائیان معجزات محمدی را بجز در احادیث «عکا» انکار می‌کنند</a><a class="text" href="w:text:21.txt">گزافه‌گوئی آنان در مورد وحی بهائی</a><a class="text" href="w:text:22.txt">هلاک‌شدن بهاء و باقی‌ماندن عبدالبهاء</a><a class="text" href="w:text:23.txt">توضیحی از مترجم</a><a class="text" href="w:text:24.txt">تعالیم بهائیت در میزان</a></body></html>«و اما معجزات و امور عجیبی را که به او نسبت می‌دهند یعنی آن معجزاتی که دشمنان او از وی درخواست می‌کردند تا انجام بدهد، و علماء اسلام می‌خواهند آنان را اثبات کنند – توسط آیات صریح قرآن نفی می‌کردند.... ﴿وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن کَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ﴾ [الإسراء: ٥٩] و امثال این آیه در قرآن بسیار زیاد است، و در مورد آن در کتاب‌های (الفرائد) و (درر البهیة) و (فصل الخطاب) به اندازه کافی سخن گفته ایم».
«و اما معجزاتی – که بدون درخواست و پیشنهاد – از خود او صادر می‌شد، هیچ سندی به جز روآیات و احادیثی که نمی‌توان به آنان اعتمادی کرد، ندارد. و در قبال این احادیث فقط می‌توان حسن ظن داشت!».
«اما در قرآن شریف و احادیث صحیحه که از او (ص) نقل شده است، و در مورد امور اینده خبر داده است(1) هیچ شکی نمی‌توان کرد، و به جز غرض‌ورزان هیچکس دیگری آنان را انکار نمی‌کند، چون ایشان (ص) در مورد همه حالات امت خویش از صعود و نزول و نشاط و کسادی آن... خبر داده است، و همچنین در مورد اموری که در اخر الزمان اتفاق خواهند افتاد، همانند ظهور مهدی و نزول روح الله(2) و قیام انبیاء دروغین و ظهور داعیان کاذب، و قیامت صغری و کبری و اشراط و علامات آن همه و همه مردم را اگاه نموده، و به صورت جزئی و کلی حتی محل وقوع این مسائل(3) را بطرزی مشخص نموده است که هیچ انسانی نمی‌تواند با تمسک به درک بشری خود آن را ادراک نموده و حتی با دیدگاه وسیع سیاسیش در مورد آنان سخن بگوید، و حتی باید گفت که نمونه این اثار در مظاهر قدسی قبل از او نیز مشاهده نشده است».
«... و منظور ما از احادیث صحیحه، آن احایثی نیستند که اصطلاحا علمای اهل سنت، و شیعه آنان را صحیح می‌خوانند، چون اهل سنت، آن احادیثی را صحیح می‌خوانند که موافق با مذهب آنان بوده(4)، و روایت‌کننده این احادیث نیز بر مذهب آنان باشد(5)، و همه احادیث دیگر را حتی در صورت امین و مورد اطمینان‌بودن روایت‌کننده آن ضعیف و یا نادرست می‌خوانند(6). و به همین صورت نیز علمای شیعه هرگز اخبار کسانی را که بر طریقه آنان نباشند، معتبر نمی‌دانند».
و آنگاه در آخر صفحة 123 ادامه می‌دهد:
پس ای پاکان! هم اکنون که چگونگی انتشار ادیان گذشته و دلایل اصحاب این ادیان را دانستید، این را هم بدانید که – خداوند از ملوک ابهایش بر شما نور افکند – دلائل مذکوره بر این ظهور اعلی، بیشتر، کامل‌تر و زیباتر از ادیان گذشته (بودائی، برهمائی، یهودیت، مسیحیت، و اسلام) دلالت می‌کند، بدانگونه که اگر شخصی از پیروان آن ادیان این ظهور اعلی را انکار کند، هرگز نمی‌تواند حقیقت دین خود را نیز اثبات کند، پس بگذارید در مورد نسبت هرکدام از آن دلائل با این ظهور