صُوا بِالنِّسَاءِ خَيْرًا، فَإِنَّمَا هُنَّ عَوَانٌ عِنْدَكُمْ، لَيْسَ تَمْلِكُونَ مِنْهُنَّ شَيْئًا غَيْرَ ذَلِكَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ، فَإِنْ فَعَلْنَ فَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ضَرْبًا غَيْرَ مُبَرِّحٍ، فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا، أَلَا إِنَّ لَكُمْ عَلَى نِسَائِكُمْ حَقًّا وَلِنِسَائِكُمْ عَلَيْكُمْ حَقًّا، فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَى نِسَائِكُمْ فَلَا يُوطِئْنَ فُرُشَكُمْ مَنْ تَكْرَهُونَ، وَلَا يَأْذَنَّ فِي بُيُوتِكُمْ لِمَنْ تَكْرَهُونَ، أَلَا وَحَقُّهُنَّ عَلَيْكُمْ: أَنْ تُحْسِنُوا إِلَيْهِنَّ فِي كِسْوَتِهِنَّ وَطَعَامِهِنَّ».[1]

[آگاه باشيد و در مورد زنان وصيت به خير نماييد، زيرا آنها نزد شما اسيرند(شما سرپرست آنها هستيد)، شما از آنها هيچ چيزي را بجز استمتاع (استفاده ي جنسي) مالک نيستيد، مگر اينکه آشکارا مرتکب عمل فحشا شوند. اگر چنين کردند همبستري با آنان را ترک کنيد، و آنها را بزنيد، زدني که نه چندان سخت باشد. اگر از شما اطاعت کردند، بر آنها راهي را جستجو مکنيد. با خبر باشيد، که همانا شما بر زنان تان حقي داريد، و زنان شما بر شما حقي دارند. حق شما بر آنان اينست که بر فرش شما کساني را ننشانند که از آنها بدتان مي آيد، و در خانهء تان به کسي اجازهء ورود ندهند که شما از آنان متنفريد. و آگاه باشيد که حق آنها بر شما اينست که به آنها در لباس شان و طعام شان نيکي و احسان کنيد.]

معاویه بن حیدة رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روایت مي‌کند که به رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَعرض نمودم؛ وظایف مرد در مقابل همسرش چیست؟ پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمود:« أَن تُطْعمَها إِذَا طَعِمْت، وتَكْسُوهَا إِذَا اكْتَسيْتَ ولا تَضْربِ الْوَجهَ، وَلا تُقَبِّح، ولا تَهْجُرْ إِلاَّ في الْبَيْتِ »[2] حدیث حسن رواه ابوداوود.

[چون طعام خوردي طعام شان دهي و چون لباس پوشيدي او را لباس بپوشاني، بصورت زن سيلي مزن و باو نگو خدا ترا زشت سازد، و جز در خانه از او دوري مکن.]

وبالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله وصحبه وسلم

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا(19/212-214)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  احمد (5/72) ترمذي (3087،1163) نسائي در (الكبري) (9169) ابن ماجه (1851)
[2] . احمد (4/446-447)،(5/3،5)، ابوداوود (2142-2144)، نسایی در (الکبری9171، 9180، 11104، (11431)، ابن ماجه (1850) بيهقي در (الكبري) (15471،14556) ابن حبان (4175) حاکم2/188 (2764) حاکم آن را صحیح دانسته است و ذهبی با او موافق است. رجوع كن: «المغني عن حمل الأسفار» (1/401)، (1517)  تلخیص الحبیر(4/7) و «فيض القدير» (1/67).[75] آیا مادر شوهر، موظف است به عروس خود خدمت کند؟

س: آیا مادر شوهر، موظف است به عروس خود خدمت کند؟ 

ج: بر مادر شوهر واجب نیست که به همسرِ فرزندش خدمت کند و کارهای او را انجام دهد، اما مادر شوهر موظف است در حق عروس خود احسان و نیکی کند تا از این طریق بین آنان تفاهم، دوستی و محبّت پیدا شود، مادر شوهر، با کمک کردن به عروس خود در کارهای ساده و جزیی مي‌تواند نظر عروسش را نسبت به خود و فرزندش جلب نموده و در مواردی از او مشورت بگیرد و به نظر او احترام بگذارد.

با تمام این موارد بر مادر شوهر واجب نیست که به عروسش خدمت کند.

 شیخ ابن عثمین- لقاءات الباب المفتوح (س 1525)[76] فرزند متأهل مي‌تواند از زندگی با خانواده‌ي خویش، صرفنظر کند تا آسایش خود و همسرش را فراهم کند.

س: جواني بیست ساله و متأهل هستم که با دختر عمویم ازدواج کرده ام، چهار ماه از زندگی زناشویی ما مي‌گذرد من و همسرم در منزل پدری همراه با بقیه‌ي اعضای خانواده با هم زندگی مي‌کنیم، در یکی از روزها بین خانواده‌ي بنده و همسرم سوء تفاهمی ایجاد شده بود که همسرم به منزل پدرش رفته بود، من هم به دنبالش رفتم، همسرم از من خواست منزلي کرایه کنم تا به صورت مستقل زندگی کنیم. پیشنهاد همسرم را با خانواده ام مطرح نمودم آنان مخالفت کردند؛ چنانچه بنده با نظر خانواده ام مخالفت کنم و با همسرم بصورت مستقل در منزلی جداگانه زندگی کنم گناهکار مي‌شوم؟

ج: بیشتر خانواده‌ها به نوعی با این مشکل مواجه هستند، در چنین شرایطی شخص باید بکوشد بین همسر و خانواده‌اش الفت و محبت ایجاد کند و با کسی که مقصر است همراه با مهربانی و دلسوزی گفتگو کند و کدورتها را از بین ببرد؛ زیرا الفت و محبت از هر چیزی مهمتر است.

اگر این امر امکان پذیر نشد، اشکال ندارد که شخص به صورت مستقل و جداگانه زندگی کند؛ چه بسا که این کار به خیر و صلاح همه باشد تا این که رفته رفته کدورتها از بین برود و بین خانواده‌ها صلح و آشتی و صفا و صمیمیت بر قرار شود. چنانچه منزل جدید نزدیک منزل پدری باشد بهتر است تا به راحتی بتوانند از همدیگر خبر بگیرند و دید و بازدید کنند. بنابراین اگر شخص، رعایت حال خانواده‌ي خویش را داشته باشد و در عین حال با همسرش جداگانه زندگی کند این کار بهتر و شایسته تر است.

شیخ ابن عثيمین – نور علی الدرب (الحلقة الثانیة) (ص 50،51) [105] حکم استدلال به تقدیر در ارتکاب گناهان

س: نظر جناب عالی در باره‌ی گناهکاری که با استدلال به تقدیر می‌گوید: بدبختي یا نیکبختي من از پيش نوشته شده؛ چیست؟

ج: از نظرمن، این که می‌گوید، نیکبخت و بدبخت بودنش نوشته شده است، راست می‌گوید. اما آیا او بر این امر مجبور است؟ و آیا یقین دارد که الله تعالی  نوشته است که او بدبخت است؟‌ حقیقت این است که همه ما نمی‌دانیم، برای ما چه چيزي نوشته شده است، مگر بعد از آن که اعمال را انجام دهیم، وقتی نمی‌داند که اعمال او بد خواهد بود، مگر پس از انجام اعمال، پس باید قبل از انجام عمل چنین تصور کند که الله تعالی او را از نیکان نوشته است و اعمال نیکان را انجام دهد. وانگهی چنین فردی که در گناهان به تقدیر استدلال می‌کند در مصلحت‌های مادی و دنیایی خود به تقدیر استدلال نمی‌کند، لذا او را می‌بینی که دست به هر کاری می‌زند و از هر وسیله‌اي برای رسیدن به مقصود استفاده می‌کند و به تقدیر استدلال نمی‌کند الله‌تعالی استدلال به تقدیر را باطل اعلان کرده است و می‌فرماید:‌ رُسُلا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » [نساء: 165]

(پیامبرانی که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند. تا بعد از این حجتی برای مردم بر الله باقی نماند) اگر تقدیر دلیل و حجتی می‌بود، قبل و بعد از رسولان می‌بود.)

 و الله تعالی استدلال مشرکانی را که به تقدير استدلال مي نمودند، باطل نمود.

 مشركين می‌گفتند:‌» لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلا آبَاؤُنَا وَلا حَرَّمْنَا مِنْ شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذَاقُوا بَأْسَنَا » (اگر الله می‌خواست، نه ما شرک می‌ورزیدیم و نه پدران ما، و