ويي براي آن‌ها، مثال زده اند و نوعي از موالات دانسته‌اند. (دوستي وهمكاري) با مشركين ‌كفري است كه فرد را از دين خارج مي‌گرداند. بدين صورت كه آنان را دوست داشته باشد يا با مال، جان و مشورت مشركين را ياري و كمك‌ نمايد، يا از ترس آنان چنان اظهار كند كه در دينشان با آنان موافق است و به خاطر دفع شرشان با آنان مدارا و سازش نمايد حتي اگر دينشان را ناپسند بداند، از آنان متنفر باشد و اسلام و مسلمانان را دوست داشته باشد.

امّا كسي كه به زور و ادار به اين كار شده باشد. از اين قاعده مستثني است. فرد مجبوركسي است كه مشركان بر وي مسلط شده‌اند و به او مي‌گويند: كافر شود و گرنه تو را مي‌كشيم يا با تو چنين و چنان مي‌كنيم و مورد شكنجه قراردهند تا تسليم شود و با آنان اعلان موافقت كند براي اين فرد رواست كه با زبان، خواسته ي آنان را برآورده كند مشروط بر اين‌كه در قلبش كاملاً ايمان داشته باشد. همان‌طور‌كه الله تعالي مي‌فرمايد:

« إِلا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإيمَانِ »«نحل/ 106»

 (به جز آن‌ها كه تحت فشار واقع شدند در حالي كه قلب‌شان مطمئن و با ايمان است). 

به اجماع علما هركسي به شوخي كلمات كفري به زبان بياورد، كافر مي‌شود. وقتي حقيقت چنين است حكم كسي كه از ترس‌، يا با طمع اظهار كفر مي‌كند‌، چه مي‌شود؟ ادله درباره چنين فردي در قرآن و سنت زياد است.[3] 

الشيخ عبدالعزيز الراجحي- القول المبين الاظهر في الدعوة 

الي الله والامر بالمعروف والنهي عن المنكر، ص (72/73)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] تخريج، باب/ 166
 4 تخريج، فتاوا/154
[3] الدرر السنية في الاجوبة النجدية»(7/57،58،154، 154، 196،201)[169] حكم سفر تفريحي به كشورهاي كفر

س: سفر به كشور كفر چه حكمي دارد؟ و حكم سفر براي تفريح و سرگرمي چيست؟

ج: سفر به كشور‌هاي كفر جايز نيست مگر به سه شرط:

شرط اول: اين‌كه انسان مسلّح به سلاح علم باشد تا بتواند به شبهات آنان پاسخ دهد.

شرط دوم: فرد، داراي ايماني باشد كه او را ا‌ز هواهاي نفساني و شهواني باز دارد.

شرط سوم: به آن سفر نياز مبرم داشته باشد.

اگر اين شرايط را دارا نباشد سفر به كشور‌هاي كفر جايز نيست؛ چرا كه در چنين سفري فتنه يا بيم فتنه (انحراف از عقيده‌ي صحيح) وجود دارد و موجب ضايع شدن اموال مي‌گردد، چون در چنين سفر‌هايي اموال زيادي خرج مي‌شود و نيز باعث رشد اقتصادي كفار خواهد شد. البته اگر بخاطر نياز، مانند: معالجه يا بخاطر يادگير‌ي علومي كه در كشور وجود ندارد و به همان ميزان از علم و دين كه ياد آورشديم دارا باشد، مسافرت به كشورهاي كفر ايرادي ندارد.

اما سفر به كشور كفر براي تفريح و... نيازمحسوب نمي‌شود. چون برايش ممكن است كه به كشور‌هاي اسلامي سفر كند تا خانواده‌اش شعائر اسلامي را رعايت نموده و حفظ كنند. هم اكنون كشورهاي ما جزو كشور‌هاي توريستي و سياحتي هستند و در برخي از مناطق كشور‌هاي اسلامي چنين مكان‌هايي وجود دارد. لذا مي‌تواند به اين مناطق برود و تعطيلات خود را در آن‌جا بگذراند.

شيخ ابن عثيمين – مجموع الثمين (1/49-50)[170] سفر تفريحي به كشورهاي غربي جواز شرعي ندارد.

س: بنده به اتفاق همسرم و بچه‌ام هر ساله تعطيلات دو هفته اي به خارج – يونان، يا اتريش مي‌رويم، در دريا، جزير‌هاي زيبا و پارك‌هاي آن‌جا به تفريح سالم مي‌پردازيم، آيا اين جايز است؟ شايان ذكر است كه من و همسرم نمازها را مي‌خوانيم، همسرم حجاب را رعايت مي‌كند، فقط از ميوه‌ها مي‌خوريم، با بيگانه‌ها ارتباط نداريم و به عورتشان نگاه نمي‌كنيم. لطفاً ما را در اين مورد راهنمايي فرماييد؟

ج: سفر به كشورهاي مشركين جايز نيست مگر با جواز شرعي مانند: معالجه و كسب علم بايد دانست كه سفر به كشورهاي كفر بمنظور تفريح جواز شرعي ندارد. 

پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: « أَنَا بَرِيءٌ مِنْ كُلِّ مُسْلِمٍ يُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِ الْمُشْرِكِينَ »:[1]

 (من از هر مسلماني كه بين مشركين اقامت مي‌كند، بيزارم). ابوداود

لذا توصيه مي‌كنم به اين كشور‌ها و مانند اين‌ها به هدف فوق سفر نكنيد تا در معرض فتنه‌ها قرار نگيريد. درباره‌ي اقامت بين مشركان در حديث صحيح پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: « أَنَا بَرِيءٌ مِنْ كُلِّ مُسْلِمٍ يُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِ الْمُشْرِكِينَ »:[2]

 (من از هر مسلماني كه بين مشركين اقامت‌ مي كند، بيزارم). و به همين معنا احاديث ديگر نيز وجود دارد.

 و بالله التوفيق و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

 انجمن دايمي پژوهشهاي علمي و افتا (20‌/‌8)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] تخريجش گذشت در باب( 154)
[2] تخريجش گذشت در باب (154)[171] حكم سفر به كشورهاي غربي به قصد درس خواندن

س: جواني از كشور عربستان هستم، براي من بورسيه ي تحصيلي در يكي از رشته‌هاي تخصصي داده‌‌اند، اين رشته تخصصي در دانشگاه‌هاي كشور خود ما نيز تدريس مي‌شود‌. بايد به عرض شما برسانم كه در خارج دانشجويان زن و مرد با هم در يك كلاس بصورت مشترك درس مي‌خوانند و برخي دختران لباسهاي تنگ و كوتاه مي‌پوشند و برخي لباس‌هاي‌شان تا ران آن‌ها و بعضي تا زانوي آن‌ها است. علاوه بر اين آرايش نموده و خوشبويي مي زنند. به گردن صليب آويزان مي كنند و ما اين صحنه‌هاي فتنه انگيز در خيابان‌ها و اماكن عمومي به وضوح مشاهده مي شود. وضعيت من و بسياري از جوانان در اين‌جا بدين صورت است كه با دانشجويان دختر و پسر يهودي و نصراني نشست و برخاست داريم، با آن‌ها با تبسم و خوشرويي برخورد مي‌كنيم، با نرمي با آن‌ها حرف مي‌زنيم برخي از برادران مرا نصيحت كردند كه از چنين مسافرتي خودداري كنيم چراكه براي دين و اخلاق خودم، همسرم و فرزندانم خطر‌هاي زيادي به همراه دارد، زيرا با مشاهده‌ي منكرات و اوضاع اخلاقي در آن‌جا تحت تأثير قرار مي‌گيريم و دوستان براي بنده آيه‌ي:«إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ» [نساء:97] را برايم خواندند.

و گفتند: ابن كثير مي‌گويد: فرد مقيم در سرزمين كفار به خود ظلم كرده است و به اجماع و به نص اين آيه مرتكب حرام شده است.

گفتند: اظهار دين فقط در نماز خواندن و روزه گرفتن نيست؛ بلكه اظهار دين بايد مانند ابراهيم علیه السلام باشد، به اين صورت كه از آنان و تمام عقايد كفري‌شان اعلان بيزاري كني، و آشكارا از آنان بيزاري و تنفر خود را اعلان كني و بگويي آنان بر حق نيستند، عقايد‌شان باطل است و دشمني خود را نسبت به آنان آشكار گرداني. گفتند: محمدبن عبد الوهاب در كتاب سيره يادآورشده است كه حتي اگر انسان الله را به يكتايي قبول داشته باشد و شرك را ترك كند باز هم مسلمان حقيقي نخواهد بود مگر زماني‌كه با كفار دشمني نمايد، از آن‌ها متنفر باشد و آشكارا با آنان دشمني و عداوت كند و يادآور شدند كه پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: « أَنَا بَرِيءٌ مِنْ كُلِّ مُسْلِمٍ يُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِ الْم