َانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ » 

(هيچ قومي را كه ايمان به الله و روز رستاخيز دارند، نمي‌يابي كه با دشمنان الله و رسولش دوستي كنند هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندان‌شان باشند.) «مجادله/22»

براي فرد مؤمن جايز نيست كه با كلمات محبت‌آميزي كه به قصد دوستي به كار مي‌رود، كافر را مورد خطاب قرار دهد. و نيز تبسم به روي كافر به هدف جلب دوستي، همان طور كه از آيه مشخص است، جايز نيست.

 شيخ ابن عثيمين- فتاواي عقيده – (253،254)[192] حكم كسي كه با كفار كار مي‌كند.

س: شخصي با كفار كار مي‌كند، چه نصيحتي براي ايشان داريد؟

ج: اين برادر را نصيحت مي‌كنيم كه با كفار كار نكند و در پي كاري باشد كه در آن كسي از دشمنان الله و رسول، كساني كه ديني غير از دين اسلام دارند، نباشد. البته اين زماني است كه چنين كاري برايش ميسر شود اما در صورت ميسر نشدن اشكالي ندارد. چون هر كس كار را براي خود انجام مي‌دهد. اما به شرطي كه دوستي، محبت و موالات آن‌ها در قلبش نباشد، و به آنچه در شريعت مانند سلام كردن و جواب سلام آن‌هاست پايبند باشد و همچنين جنازه‌هاي آنان را تشييع نكند، بر جنازه‌هاي آنان حاضر نشود، به مراسم اعياد آن‌ها نرود و به آن‌ها تبريك نگويد.

شيخ ابن عثيمين- فتاوي عقيده ص (255)[6] حکم مسلمانی که ارکان عملی اسلام را انجام نمی دهد

س: شخصی که پدر و مادرش مسلمان هستند اما خودش تارک نماز و روزه و همه ی احکام و شعائر اسلامی است، آیا می توان با چنین فردی بر خوردی مانند دیگر مسلمین داشت، مثلاً با او غذا خورد و .... ، یا خیر؟

ج:  چنانچه اصل قضیه این گونه باشد که شما بیان کردید که این شخص تارک نماز و روزه و  همه ی شعائر اسلام است، بنا بر قول صحیح علما چنین فردی کافر و از دین اسلام خارج شده است، به مدت سه روز از او درخواست توبه شود، اگر توبه نمود- الحمد لله- و اگر توبه نکرد پس باید ولی امر مسلمانان احکام مرتدین را در مورد او به اجرا درآورد، مسلمانان اجازه ندارند با چنین فردی دوستی کنند، و یا به دیدنش بروند مگر به منظور نصیحت و ارشاد و راهنمایی تا شاید توبه کند.

  و بالله التوفیق. و صلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه و سلم

  فتاوای انجمن دائم مباحث علمی و افتا (2/22)[193] حكم نشست و برخاست با كفار و به نرمي رفتار كردن با آن‌ها به اميد مسلمان شدن‌شان.

س: حكم نشست و برخاست با كفار و به نرمي رفتار كردن با آن‌ها به اميد مسلمان شدن‌شان، چيست؟

ج: شكي نيست كه بايد مسلمان نسبت به دشمنان الله بغض داشته باشد و از آن‌ها بيزاري بجويد چون اين روش رسولان و پيروان‌شان است.

الله تعالي مي‌فرمايد:« قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ »

 (براي شما سرمشق خوبي در زندگي ابراهيم و كساني كه با او بودند وجود دارد در آن هنگام كه به قوم (مشرك) خود گفتند: ما از شما وآنچه را كه عبادت مي‌كنيد، بيزاريم؛ ما نسبت به شما كافريم و ميان ما و شما عداوت و دشمني هميشگي آشكار شده است تا آن زماني كه تنها به الله ايمان بياوريد). «ممتحنه/4»

و مي‌فرمايد:« لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ »

(هيچ قومي را كه ايمان به الله و روز رستاخيز دارند نمي‌يابي كه با دشمنان الله و رسولش دوستي كنند هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندان‌شان باشد.آنان كساني هستند كه الله ايمان را بر دل‌هايشان نوشته و با روحي از جانب خود آن‌ها را تقويت فرموده است) «مجادله/22»

 بنابراين بر هيچ مسلماني روا نيست كه در قلبش محبت و دوستي دشمنان الله را كه در واقع دشمنان خود اوست، جاي دهد.

الله تعالي مي‌فرمايد:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ »

(اي كساني كه ايمان آورده‌ايد دشمن من و دشمن خود را دوست نگيريد، شما نسبت به آن‌ها محبت مي‌كنيد در حالي‌كه آن‌ها در آنچه از حق بر شما آمده، كافر شده‌اند). «ممتحنه/1»

اما به نرمي رفتار كردن مسلمان به خاطر طمع در اسلام و ايمان آن‌ها، اشكالي ندارد، چون از باب به دست آوردن دل‌ها براي اسلام است. اما اگر از آن‌ها نا اميد شد با آن‌ها همان رفتاري را كه در خور شأن آنهاست، داشته باشد.

و اين بحث به صورت تفصيلي در كتاب‌هاي علما به ويژه كتاب «احكام اهل الذمة»ابن قيم جوزي، وجود دارد.

شيخ ابن عثيمين- مجموع فتاوا ورسائل(3/31)[194] حكم گفتن «غربيها اسلام را ناپسند نمي‌دانند»

س: نظر شما درباره‌ي كسي كه معتقد است غربي‌ها اسلام و مسلمانان را ناپسند نمي‌دانند اما آن‌ها بر حسب مصالح خود زندگي مي‌كنند اگر مصالح آن‌ها با مصالح ما يكي باشد با ما هستند ولي اگر مصلحت‌هاي آنان با مصلحت‌هاي ما مخالف باشد آن وقت عليه ما هستند، چيست؟

ج: به نظر من اين نظريه اشتباه است چون غربيها افرادي را كه به كشورهاي مسلمان براي تبليغ دين نصارا مي‌آيند، كمك مي‌كنند، اگر آنها اسلام را ناپسند نمي‌دانستند اينان را در پخش دعوت باطل‌شان كمك نمي‌كردند.

شكي نيست كه بسياري از آنان به ويژه رهبران مادي‌پرست فقط به دنبال مصالح خود هستند و براي‌شان اديان اهميت چنداني ندارد. آن‌ها فقط به دنبال مصالح مادي خود هستند، پس با اين وجوداز نظر ما آن‌ها اسلام را دوست ندارند و حتي ناپسند مي‌دانند، چرا كه شرايط را براي دعوتگران نصراني فراهم مي‌كنند تا درسرزمين‌هاي اسلامي به فعاليت و تبليغات بپردازند و آن‌ها را كمك مي‌كنند

فتوا با امضاي شيخ ابن عثيمين [195] چگونه از آنچه كفار دارند بدون اين كه مرتكب عمل ناروا شويم؛ استفاده كنيم؟

س: چگونه از آنچه كفار دارند استفاده كنيم بدون اين كه مرتكب عمل نامشروعي شويم؟آيا مصالح مرسله در اين نقشي دارد؟

ج: آنچه را كه دشمنان ما و دشمنان الله، (كفار) انجام مي‌دهند به سه دسته تقسيم مي‌شود:

اول: عبادات دوم: عادات (رسم‌ها)سوم: صنعت و فنون

عبادات: بديهي است كه براي هيچ مسلماني جايز نيست در عبادت با كفار مشابهت داشته باشد لذا هر كس در عبادت با كفارمشابهت داشته باشد درخطر بزرگي قرار دارد و چه بسا كه منجر به كفر و خروج از دايره ي اسلام شود.

 اما در عادات (رسم‌ها): مانند لباس وغيره نيزمشابهت با آن‌ها حرام است.

 زيرا پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: «مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ فَهُوَ م