خبار المدينة) و عيني در (شرح بخاري) مکانهاي بسياري را كه پيامبر صلی الله علیه وسلم  در آن‌جا نماز خوانده است ذكر كرده‌اند؛ اما مساجد هفتگانه را با اين نام، ذكر نكرده‌ اند. با اين گفتار كوتاه روشن شد كه در روايات معتبر، وجود مساجد هفتگانه ثابت نيست و حتي چيزي به نام مسجد فتح هم وجود ندارد.

اين‌ها را ابوالهيجا وزير حكومت منحرف عبيدي‌ها (فاطمي‌ها) كه مذهب‌شان مشخص است،[19] پديد آورد و از آن زمان بود كه اين مساجد جزء اماكن زيارتي، نماز گزاردن و تبرك جستن قرار گرفت و بسياري از زائران مسجد النبي صلی الله علیه وسلم  بدين وسيله گمراه مي‌شوند.

در حقيقت قصد زيارت اين اماكن بدعتي آشكار است. ابقاي اين مكانها با اهداف شريعت و دستوراتي كه خطاب به پيامبر صلی الله علیه وسلم  آمده: (خالصانه الله را عبادت‌کند)مخالف است و به اقتضاي اين حديث كه پيامبر صلی الله علیه وسلم  مي‌فرمايد:« مَنْ عَمِلَ عَمَلًا لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ » (هر كس كاري انجام دهد كه مطابق دستور (دين) ما نباشد مردود است.)[20] بايد از بين برود، تا فتنه دفع شود و وسيله‌اي براي شرك نماند و عقيده ي مسلمانان پاك و صاف باقي بماند و توحيدكاملاً حمايت شود.

 و با اين كار به خليفه ي راشد، امير المومنين، عمر بن خطاب رضی الله عنه كه درخت حديبيه را از بيم فتنه قطع كرد اقتدا كرده باشيم. عمر رضی الله عنه  براي مردم توضيح داد كه امت‌هاي پيشين، با جستجوي آثار پيامبران كه چنين فرماني براي‌شان از جانب پروردگار نيامده بود هلاك شدند. چون اين كار عملي عبادي است كه الله به آن دستور نداده است.

دوم: با توجه به مسايلي كه ذكر شد به اين نتيجه مي‌رسيم كه:

رفتن مردم به مساجد هفتگانه و ديگر مساجد تازه تاسيس جهت شناخت آن و عبادت در آن و تبرك جستن به در و ديوار آن‌ها بدعت، و از انواع شرك مي‌باشد. اين اعمال شبيه همان كاري است كه كفار در جاهليت با بت‌هاي‌شان انجام مي‌دادند. پس بر هر مسلمان خيرخواه واجب است از اين عمل خودداري كند و برادران مسلمان خويش را به ترك آن  نصيحت نمايد.

سوم: با اين توضیح مشخص مي‌شود که افراد سودجويي كه حجاج و زوار را در مقابل اخذ مبلغي پول به اين اماكن مي‌برند كارشان بدعت و حرام است. و مبلغي را كه از اين راه كسب كرده‌اند حرام مي باشد و ترك اين كار بر آنان واجب است.

الله تعالي مي فرمايد: « وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (٢)وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا (٣)» [طلاق:2-3]

« و هركس از الله تعالي بترسد و پرهيزگاري كند، الله راه نجات(از هر تنگنايي) را براي او فراهم مي سازد.(2) و به او از جايي كه تصورش نمي كند روزي مي رساند»

وبالله التوفيق و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

انجمن دايم پژوهشهاي علمي و افتا 

  از كتاب: (فتاوي و بيانات مهمة) ص (82)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - بخاري (1190) مسلم 1394- 1395 - 1396
[2]  - ترمذي 324 ابن ماجه 1411 ابن حبان در صحيح خود ش/ 1627  و ترمذي گوید: حسن غريب 
[3] - احمد 3/487 نسائي 699 ابن ماجه 1412 ابن ابي شيبه 7530 طبراني در الكبير 6/75 (5560-5561) حاكم 3/13(4279) حاكم آن را صحيح دانسته و ذهبي با او موافق است.
[4]- بخاري ش/ 2697 مسلم ش/4492
[5]- بخاري در كتاب البيوع و الاعتصام بصورت معلق آورده است و المسلم 1718- 18 بصورت متصل آورده است
[6]- احمد ج4ص126 ابوداود 4607 ترمذي 2676 وقال حسن صحيح ابن ماجه 42-43 ابن حبان و حاكم 1/174 و 177 (329-333) او را صحيح دانسته و با ذهبي موافقت كرده است.   
[7] .  احمد 5/218 ترمذي2180 و قال حسن صحيح   ابن ابي شيبه 37375 ابن حبان در صحيح ش/6702 طبراني در معجم الكبير3/244– 17/21 قال الهيثمي في "المجمع الزوائد" 7/24:« رواه الطبراني و فيه كثير بن عبدالله و قد ضعفه الجمهور و حسّن الترمذي حديثه» 
[8]- ابوداود 4596-4597  ابن ماجه 3992  احمد2/322  ابن حبان 6247  طبراني درالصغير/724 و در الاوسط 4886-7840   
حاكم 1/6 ، 128 ، 129 (10،441) و آلباني در صحيح ابوداود 3842 آن را صحيح دانسته است.
[9] - مجموع الفتاوي 27/171
[10] - تقريب التهذيب 5815
[11] - اخبار المدينه النبويه ج1ص60 -61
[12] - تاريخ طبري ج1ص13
[13] - خلاصه الوفا باخبار المصطفي ج2ص306 با اندكي تصرف
[14] مجموع الفتاوي ( 17/466) ، بنحوه
[15] - مجموع الفتاوي ج4ص469 - 497
[16] - اعتصام ج1ص346
[17] - مرجع سابق ج1ص347
[18] - مرجع سابق ج1ص346
[19] - فاطمي‌ها سالها مصر و حومه آن را تصرف كرده بودند و داراي عقيده باطني و منحرف از توحيد و معتقد به انواع خرافات و بدعات بودند.
[20] - بخاري ش(2697)   مسلم ش(4492)[10] حکم کسانی که افراد متدین و پایبند به شریعت را مسخره می کنند

س: حکم کسانی که افراد متدین و پایبند به دین را مورد استهزاء قرار می دهند چیست؟

ج:  کسانی که افراد ملتزم به دین اسلام و مجریان فرمان های الهی را به باد مسخره می گیرند، در وجودشان نوعی نفاق نهفته است؛ زیرا الله تعالی در مورد انسان های منافق می فرماید:« الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لا يَجِدُونَ إِلا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (٧٩) »[توبه:79]

 ( کسانی که که از صدقات مؤمنان اطاعت پیشه، عیب جویی می کنند و آنهایی را که دسترسی جز به مقدار توانایی شان ندارند مسخره می نمایند الله تعالی  آنها را مسخره می کند و برای آنان عذاب دردناکی است).

در صورتی که تمسخر ایشان به افراد ملتزم از روی حقیقت تمسک به شریعت باشد، بدیهی است که تمسخر ایشان در واقع تمسخر به اصل شریعت است که کفر محسوب می شود، ولی اگر مسخره ی آنان متوجه خود شخص صرف نظر از اعمال اسلامی و التزام به سنت باشد، در این صورت حکم به تکفیر مسخره کنندگان نمی شود؛ زیرا اتفاق می افتد که فردی دیگری را مورد تمسخر قرار می دهد- بدون توجه به اعمال و افعالش- در هر صورت مسخره کردن ملتزمین به شریعت بسیار خطرناک است.

بلکه ما مؤظف هستیم ملتزمین به شریعت را تشویق کنیم، چنانچه متوجه اشتباهی در کارشان شدیم، آنها را راهنمایی و توجیه نماییم تا اینکه بر مسیر صحیح تری قرار گیرند.

 الشیخ ابن عثیمین- المجموع الثمین(1/75)[228 ] احياي آثار اسلامي

س: حكم اسلام در مورد احياي آثار اسلامي (همانند: غار ثور، غار حرا، و دو خيمه ي ام معبد)  جهت پند گرفتن مردم و هموار كردن راههاي دسترسي مردم به آنها براي شناخت و درك عمق تلاش پيامبر صلی الله علیه وسلم  و اقتداي به ايشان چيست؟

ج: توجه به آثار اسلامي به صورت احترام و تعظيم منجر به شرك مي‌شود و به چيزهايي كه به گمان‌شان مفيد بوده گرايش پيدا مي‌كنند. شرك انواع زيادي دارد كه مردم آن‌ها را نمي‌دانند، اگر شخصي در كنار اين آثار اسلامي بايستد، مي‌بيند كه انسان‌هاي جاهل چگونه خاك اين‌ها را مسح كرده و دعا و طلب كمك مي‌كنند و تصور مي‌كنند كه اين كار تقرب به الل