 و سبب شفا يافتن (از امراض) مي‌شود!؟

بسياري از داعيان گمراه با تشويق مردم بر زيارت اين اماكن منبع درآمدي براي خود درست كرده‌اند و غالبا در اين مكان‌ها شخص صالحي كه مردم را نصيحت كند، نيست، بلكه قضيه همان‌طور كه ذكر شد، كسب درآمد است.

ترمذي و غيره با سند صحيح از ابو واقد ليثي روايت مي‌كند، كه فرمود: در حالي كه تازه مسلمان شده بوديم همراه رسول الله بسوي حنين حركت كرديم. در آن زمان درخت ذات انواط براي مشركين محترم بود [در سايه آن به استراحت مي‌نشستند و اسلحه هاي خود را به آن آويزان مي‌كردند] از كنار يكي از اين درخت‌ها گذشتيم و اين صحنه را مشاهده كرديم به پيامبر صلی الله علیه وسلم  گفتيم:« يَا رَسُولَ اللَّهِ: اجْعَلْ لَنَا ذَاتَ أَنْوَاطٍ كَمَا لَهُمْ ذَاتُ أَنْوَاطٍ؛ فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: سُبْحَانَ اللَّهِ، هَذَا كَمَا قَالَ قَوْمُ مُوسَى: (اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ). وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَتَرْكَبُنَّ سُنَّةَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ»[1]

 (اي رسول الله! براي ما هم درختي را تعيين كن، آن چنان كه ايشان درختي دارند. پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: سبحان الله! اين همانند گفته ي قوم موسي علیه السلام است. که خطاب به وی گفتند: ]تو هم براي ما معبوداني قرار ده همان‌گونه كه آن‌ها معبوداني دارند] قسم به ذاتي كه جانم در قبضه اوست، حتماً از راه و روش گذشتگان پيروي مي‌كنيد.)

اگر احياي اين آثار با زيارت آن‌ها عملي جايز مي‌بود، حتماً پيامبر صلی الله علیه وسلم  اين كار را انجام مي‌داد و يا به آن دستور مي‌داد. و يا اين‌ كه صحابه (آگاه‌ترين مردم به شريعت و محبو‌ب‌ترين انسان‌ها نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم  ) مردم را به اين كار راهنمايي مي‌كردند.

از پيامبر صلی الله علیه وسلم  و هيچ يك از صحابه روايت نشده است كه ايشان به زيارت غار حرا، يا غار ثور، يا خيمه ي ام معبد و يا محل درخت بيعت الرضوان رفته باشد. بلكه از روايات تاريخي ثابت است زماني كه عمر رضی الله عنه متوجه شد مردم براي زيارت درخت بيعت الرضوان (كه اصحاب زير آن با پيامبر بيعت ‌كرده بودند) مي‌روند از بيم آن كه مبادا مردم به  غلو و شرك دچار نشوند، آن را قطع كرد. مسلمانان از اين كار عمر خوشحال شدند و اين كارش را ستودند.

خلاصه سخن اين‌كه: زيارت اين آثار و هموار كردن راه‌هاي رسيدن به آن‌ها در شريعت جايگاهي ندارد. بر علما و انديشمندان و متوليان امر واجب است، كه به هدف حمايت از توحيد و يكتاپرستي، از اين‌گونه اعمالي كه منجر به شرك مي‌شود، جلوگيري كنند. وصلي الله علي محمد و آله و سلم.

 شيخ ابن باز- مجلة مجاهد: سال چهارم، شماره هاي (37) (38)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- احمد ج5ص218 و ترمذي (2180) و گفته "حسن صحيح" نسائي در الكبري(11185)، ابن حبان(6702) و ديگران[229] حكم سوگند به غير الله

س: حكم سوگند به غيرالله چيست؟ آيا سوگند به غير الله شرك است يا خير؟

ج: سوگند به غير الله شرك و حرام است، برابر است كه سوگند به پادشاه يا پيامبر صلی الله علیه وسلم  يا ولي و يا هر مخلوقي از مخلوقات باشد.

 چون ابن عمر رضی الله عنهما روايت مي‌كند كه: پيامبر صلی الله علیه وسلم  عمربن خطاب رضی الله عنه را در حالي در لشكر يافت كه به پدرش‌سوگند مي‌خورد، پيامبر صلی الله علیه وسلم  آنان را صدا‌كرد و فرمود:« أَلَا إِنَّ اللَّهَ  عزّوجلّ يَنْهَاكُمْ أَنْ تَحْلِفُوا بِآبَائِكُمْ، فَمَنْ كَانَ حَالِفًا فَلْيَحْلِفْ بِاللَّهِ أَوْ لِيَصْمُتْ»[1]

 (هان! بدانيدكه الله تعالي شما را از سوگند به پدران‌تان نهي‌مي‌كند لذا هر كسي كه ‌‌‌مي‌خواهد سوگند ياد كند به نام الله سوگند ياد كند يا سكوت نمايد.)

در روايتي ديگر عبدالله‌بن‌عمر  رضی الله عنهما روايت مي‌كند كه رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود: «مَن كان حالفًا فلا يَحلِف إلّا بالله» (هركس مي‌خواهد سوگند يادكند فقط به نام الله سوگند يادكند،) راوي مي‌گويد: قريش به نام پدرانشان سوگند ياد مي‌كردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود: « لاتَحلِفُوا بآبائكم»  ( به نام پدران‌تان سوگند ياد نكنيد.)[2]

لذا پيامبر صلی الله علیه وسلم  از سوگند به غير الله نهي كرده است و اصل در صيغه‌هاي نهي، تحريم است. از پيامبر صلی الله علیه وسلم  ثابت است كه سوگند به غير الله را شرك دانسته است. احمد با سند صحيح روايت مي‌كندكه عمربن خطاب رضی الله عنه گويد: پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: هركس به چيزي غير از الله‌سوگند ياد كند، قطعاً شرك ورزيده است.[3]

درحديثي از ابن عمرt به روايت و تحسين ترمذي و تصحيح حاكم آمده ‌كه پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود:«من حلف بشيء دُونَ اللهِ فَقَد أشرَك » (هركس به غير الله سوگند ياد كند، قطعاً كفر يا شرك ورزيده است).[4]

علما اين را بر شرك اصغر حمل‌كرده و گفته‌اند: اين، كفر و يا كمتر از كفر اكبراست. كه‌فاعل‌‌آن از دين خارج مي‌گردد. پس سوگند به غير الله از بزرگ‌ترين‌گناهان‌است. و ‌به همين جهت ابن مسعود مي‌گويد: اگر به نام‌الله‌سوگند ‌‌به دروغ يادكنم برايم از سوگند‌راست به غير الله محبوب‌تر است! و روايت ابو هريره رضی الله عنه از پيامبر صلی الله علیه وسلم  اين موضوع را تأييد مي‌كند كه پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود:« مَنْ حَلَفَ مِنْكُمْ فَقَالَ فِي حَلِفِهِ: بِاللَّاتِ وَالْعُزَّى فَلْيَقُلْ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَمَنْ قَالَ لأخيهِ تَعَالَ أُقَامِرْكَ فَلْيَتَصَدَّقْ» رواه مسلم و غيره،

 (هركس به لات و عزي سوگند ياد كند بايد «لا اله الا الله» بگويد، و هركس به دوستش بگويد: بيا  قمار بازی‌كنيم، بايد صدقه بدهد.)[5]

پيامبر صلی الله علیه وسلم  هرمسلماني را كه با لات‌ و عزي‌سوگندياد‌كند دستور داده است لا اله الا الله بگويد (يعني: تجديد ايمان‌كند). زيرا سوگند به غير الله با كمال توحيد منافات دارد و در اين كار به وسيله سوگندكه مخصوص الله است به غير الله تعظيم شده است.

آن‌چه در احاديث در مورد سوگند به پدران آمده است قبل از نهي و بر اساس عادات جاهلي عرب قبل از اسلام بوده است.

  وبالله التوفيق و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

 انجمن دايم پژوهشهاي علمي و افتا (1/226،227)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - بخاري (2679- 6108 – 6646) – مسلم (1646)
[2] - بخاري (3836)  مسلم (1646)
[3] - احمد (1/47) عبدالرزاق در مصنف خود – 15926 – حاكم 1/52 (167- 168)   ضياءالمقدسي در المختارة – 205-207 – با سند صحيح
[4] -احمد (2/125) ابوعوانه در مسند (5967) ترمذي (1535) و گوید: حديث حسن است. بيهقي در كبري (19614) حاكم – (4/297) (7814) ذهبي صحيح و موافقت كرده است.
[5] - بخاري (4860)  مسلم (1648)[230] حكم نام‌گذاري به عبدالرسول و عبدالنبي

س: مي‌شنويم كه بعضي از مردم فرزندان‌شان را به عبدالنبي و عبدالرسول نام‌گذاري مي‌كنند، حكم آن چيست؟

ج: بندگي‌فقط بر