هاي شيطان همان دو طرف سر شيطان هستند... و منظور از آن دو گروه كافر هستند و مقصود حديث اين است كه مشرق محور و مركز تسلط شيطان شده و كفر و نافرماني در اين سرزمين گسترش پيدا خواهد كرد. و مصداق اين حديث در زمان خود پيامبر به وقوع پيوست. همچنين دجال كه از مشرق ظهور مي‌كند و منشأ فتنه‌هاي بزرگ مي‌شود از مصاديق حديث مذكور است»[8]

و بالله التوفيق. وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه وسلم.

فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (3/93، 94)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. بخاري (3301) و مسلم(52)
[2]. بخاري (1037، 7094)
[3]. بخاري (1006، 6393) و مسلم (675)
[4]. مسند احمد (5/395)، ابن ابي شيبه (37402). بزار (2797). در مجمع الزوائد (7/313) آمده است: «احمد و بزار اين حديث را با اسانيد و طرق مختلفي آورده اند و رجال يكي از اسانيد احمد و بزار رجال صحيح مي‌باشند».
[5]. مسند بزار (2797)، حاكم در مسندرك(4/470-8451). حاكم اين حديث را صحيح نموده و ذهبي در اين زمينه با وي موافق است.
[6]. مسلم (1068)
[7]. بخاري (3302، 4387، 5303) و مسلم(51)
[8]. صحيح مسلم به شرح نووي (2/34)[309] وظيفه‌ي ما در زمان شيوع فتنه‌ها

س: آيا منظور از آن زمان، همان زماني است كه پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در پاسخ به سؤال يكي از يارانش فرمود: كه گفته بود: اي پيامبر! به هنگام زياد شدن فتنه‌ها و فرقه‌ها چه كار بايد كنم؟ رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود:[اعتزل الناس اجلس في بيتك ] «از مردم گوشه گيري كن و در خانه‌ات بنشين». در بخاري نيز حديثي به معناي ذيل آمده است: رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يارانش را به وقت نزول فتنه‌ها و مشكلات به انزوا و گوشه گيري امر نمود و فرمود: «و لو أن تعضّ علي اصل شجرة» «اگر به پاي درختي پناه ببريد [ايمانتان را نجات داده‌ايد]». (كتاب الفتن) اميدوارم حديث مذكور را توضيح داده و اقوال علما را پيرامون آن بيان كنيد.

ج: در صحيح بخاري و صحيح مسلم و... از ابوادريس خولاني- با الفاظ بخاري- روايت شده است كه ايشان از حذيفه‌بن‌يمان رضی الله عنه چنين شنيده است: مردم از رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ درباره‌ي امور خير، مي‌پرسيدند و من از بدي‌ها مي‌پرسيدم كه مبادا گرفتار آنها شوم. بدين جهت، گفتم: اي رسول خدا‌! ما در جاهليت در بدي بسر مي‌برديم. پس الله تعالي اين خير (اسلام) را به ما عطا كرد. آيا بعد از اين خير، شّري هم وجود دارد؟ فرمود: «بلي!» گفتم: آيا آن شر، خير و بهبودي به دنبال خواهد داشت؟ فرمود: «بلي، ولي با تيرگي همراه است»[1] پرسيدم: تيرگي آن چيست؟ فرمود: «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ». گفتم آيا بعد از آن خير، شر ديگري مي‌آيد؟ فرمود:[نعم؛ دُعاةٌ علي أبواب جهنم مَنْ أَجَابَهُم إليها قَذَفُوهُ فيها] «آري، دعوتگراني بر دروازه‌هاي جهنم ايستاده‌اند، هر كس سخن آنان را اجابت دهد، او را به سمت جهنم مي‌كشند». گفتم: آنها چگونه انسان‌ها يي هستند؟ گفت: «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا». «آنها از نژاد ما و همزبان ما هستند». گفتم: اگر آن زمان را درك نمودم چه توصيه‌اي براي من داريد؟ فرمود: «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ». «جماعت مسلمانان و اطاعت از امام مسلمين را بر خود لازم بگير». گفتم: اگر مسلمانهادر آن زمان جماعت و امامي نداشتند، چكار كنم؟ فرمود: «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا، وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ، حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ»[2]. «از همة آن گروه‌ها، دوري كن و اگر به پاي درختي هم پناه ببري ايمانت را نجات داده‌اي، به همين جهت بمان تا اين‌كه مرگ به سراغتان بيايد».

 اين زمان، مي‌تواند هر زماني را شامل بشود، از فتنه‌هاي عهد صحابه رضی الله عنهم و شورش بر عثمان رضی الله عنه گرفته تا فتنه‌هاي زمان‌هاي بعدي.

منظور از اعتزال و گوشه گيري در زمان فرقه گرايي همان چيزي است كه حافظ ابن حجر عسقلاني در فتح الباري از طبري نقل كرده كه ايشان گفته است: «هر گاه مسلمانان امام و رهبري نداشته باشند و به گروه‌ها و دسته‌هاي مختلفي تقسيم بشوند آن گاه نبايد از هيچ فرقه‌اي پيروي كرد، بلكه تا حد توان بايد از همه آنها دوري جست، تا از شر و بدي ها در امان ماند».[3]

 هر گاه جماعتي كه بر سر حق باشد يافت شود بايد به آن ملحق شد و جمعيت آن را تكثير نمودو به تقويت آن پرداخت زيرا با توجه به وضعيت مذكور، اين جماعت براي اين فرد همان جماعت مسلمين محسوب مي‌شود.

و بالله التوفيق. وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه وسلم.

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (3/95، 96)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. معناي تيرگي كه در آن خير، خير كامل و خالصي نخواهد بود و باعث شفافيت قلوب نخواهد گشت بلكه در بين قلوب حسد، كينه توزي و اختلاف خواهد بود. مراجعه شود به شرح نووي بر مسلم (2/236، 237) و فتح الباري (3/36)
[2]. بخاري (3606، 7084) و مسلم (1847)
[3]. فتح الباري (13/37).[310] مسيح دجال

س: سابقاً داستان فتنه‌ي دجال را شنيديم، همان كه به آسمان و زمين دستور مي‌دهد تا ببارد و سبزه و علف بروياند، از خزانه‌ها و دفينه‌هاي زير زمين خبر مي‌دهد، شخص را كشته و سپس زنده‌اش مي‌گرداند. در اين جا اساتيد، حقيقت كار دجال را از ما پرسيده‌اند، صحت اين امر را براي ما واضح بگردانيد. آيا كارهاي دجال اعمال سحر آميز است كه ديگران را سحر مي‌كند؟

ج: از پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثابت شده است كه دجال در آخر زمان ظهور خواهد كرد، به آسمان مي‌گويد: ببار، آسمان شروع به باريدن مي‌كند، به زمين دستور مي‌دهد كه سبزه و علفزار شود و زمين بلافاصله سبزه و علف مي‌روياند. شخص مؤمني را به قتل مي‌رساند و سپس زنده‌اش مي‌گرداند و مي‌گويد: من پروردگار تو هستم. آن بنده‌ي مؤمن مي‌گويد: دروغ گفتي، تو همان كور دروغ گويي هستي كه پيامبرمان درباره‌اش سخن گفته است قسم به پروردگارم، درباره‌ي تو آگاهي و بصيرتم بيشتر شد. دجال بار ديگر قصد كشتن آن مؤمن را مي‌كند ولي نمي‌تواند اين كار را انجام دهد. او همچنين ادعاي خدايي مي‌كند، حال آن‌كه پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سه علامت مخصوص وي را براي امتش مشخص كرده است كه كذب و بطلان ادعاهايش برملا مي‌شود:

اول: چشم راستش كور است و الله تعالي كور، نيست.

 دوم: بين دو چشمش كلمه «كافر» نوشته شده كه هر مؤمن باسواد و بي سوادي مي‌تواند آن را بخواند.

 سوم: در دنيا قابل رؤيت است، حال آن‌كه هيچ انساني نمي‌تواند در دنيا الله تعالي را مشاهده كند؛ مگر پس از مرگ.

 نواس بن سمعان رضی الله عنه از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ چنين روايت كرده است: 

« فَيَأْتِي عَلَى الْقَوْمِ فَيَدْعُوهُمْ فَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَجِيبُونَ لَهُ فَيَأْمُرُ السَّمَاءَ فَتُمْطِ