و هر پديده‌اي مطابق خواست و اراده‌ي او پديد آمده است. اين‌ها مراتب چهار گانه‌ي تقدير است كه ايمان آوردن به آن واجب است. و بندگان در مورد تقدير مؤمن به حساب نمي‌آيند مگر با ايمان آوردن به مراتب فوق. چنانكه از رسول اللهصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  ثابت شده كه در پاسخ سؤال جبرئيل  علیه السلام هنگامي‌كه از ايمان سؤال كرد فرمود: « أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ »[1]

«اين‌كه به الله، فرشتگان، كتابها و پيامبرانش ايمان بياوري و ايمان داشته باشي كه تقدير خوب و بد از جانب اوست».

همچنين عبادة بن صامت رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ از پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  روايت كرده است: « إِنَّكَ لَنْ تَجِدَ طَعْمَ حَقِيقَةِ الْإِيمَانِ حَتَّى تُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ، حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّمَا أَصَابَكَ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَكَ وَمَا أَخْطَأَكَ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَكَ »[2] 

«هرگز طعم ايمان را احساس نمي‌كني؛ مگر اين‌كه به تقدير ايمان داشته باشي  و بداني آنچه به تو رسد قرار نبوده بگذرد و آنچه كه از تو گذشت قرار نبوده كه به تو برسد». 

شيخ الاسلام ابن تيميه رحمة الله عليه مفهوم حديث را در كتاب (العقيدة الواسطية) توضيح داده است، سفارش مي‌كنيم كه به آن مراجعه فرماييد. 

و بالله التوفيق. وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه وسلم.

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (3 / 374 )
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. مسلم (8)
[2]. مسند احمد (5/182، 185، 189، 317)، ابن ابي شيبه در مسندش (130) اسناد اين حديث صحيح است، ابو داود (4700). ابن ماجه (77). بيهقي در سنن كبري (10/204). شيخ آلباني آن‌را صحيح دانسته است در صحيح ابوداود (3933)[313] آيا انسان مختار است يا مجبور؟

س: آيا انسان مختار است يا مجبور؟

ج: انسان هم مجبور است و هم مختار. مجبور است از اين حيث كه الله تعالي همه چيز را براي او مقدر كرده است. مختار است از اين جهت كه با وجود تقدير به او، استطاعت  و قدرت تصميم گيري داده است. مي‌تواند كارهايي را با اختيار خود انجام دهد و از كارهايي صرف نظر نمايد. الله تعالي قادر است كه وي را به راه راست رهنمون سازد. به دليل اين‌كه الله تعالي مي‌فرمايد: [وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (٣٦)وَمَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُضِلٍّ أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انْتِقَامٍ (٣٧)] [زمر:36،37] 

«هر كس را كه الله گمراه سازد، برايش هدايت كننده‌اي نيست و هر كس كه الله تعالي او را هدايت كند هيچ كس نمي‌تواند گمراهش كند».

در حديث نيز آمده است: « اعْمَلُوا فَكُلٌّ مُيَسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ »[1] 

«عمل كنيد، زيرا هر انساني براي چيزي كه بخاطر آن آفريده شده آمادگي دارد».

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  پس از اين گفتار آيه‌ي ذيل را تلاوت فرمود: [فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى (٥)وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى (٦)فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى (٧) [ليل:5، 7] 

«كساني كه بخشش كرده و از كارهاي زشت پرهيز مي‌نمايند و كارهاي نيك را تصديق مي‌كنند پس توفيق دهيم او را براي رسيدن به سراي آسايش».

در اين آيه براي انسان صدور اعمالي از قبيل بخشش، تقوا و تصديق اثبات گرديده و اعلان شده است كه اگر الله تعالي بخواهد او را بر انجام كارها كمك مي‌كند و اگر بخواهد گمراه مي‌كند و اگر بخواهد هدايتش مي نماید، پس هدايت و گمراهي همه بدست اوست. 

مذهب اهل سنت اين است كه تمام معاصي و مخالفت‌هايي كه از طرف انسان سر مي‌زند همه، تحت اراده و تقدير الهي انجام مي‌پذيرد، به اين معنا كه الله تعالي آنهارا خلق و ايجاد مي‌كند.[2] 

با همه‌ي اين اوصاف الله تعالي از گناه گناهكاران بدش آمده و بنده را به علت گناهان عذاب مي‌دهد. بنابراين، گناهاني كه انسان انجام مي‌دهد به خود او نسبت داده مي‌شود و به اوصافي چون «مُذْنِبْ، كافر، فاجر و فاسق» موصوف مي‌گردد. با اين وجود تقدير و تكوين همه‌ي امور به الله تعالي نسبت داده مي‌شود؛ بدون شك‌ كه در آفرينش او حكمتي نهفته است. در ملكيت او هيچ اتفاقي نمي‌افتد مگر به اراده‌ي او.

فرقه‌ي معتزله قدرت الله تعالي را بر افعال بندگان انكار مي‌نمايند. از نظر آنان بنده، خودش است كه گمراه يا هدايت يافته است و قدرت عبد را از قدرت رب العبد بيشتر مي‌دانند.

فرقه‌ي جبريه به مخالفت معتزله پرداخته و در اثبات قدرت براي الله تعالي مبالغه نموده و هر نوع قدرت و اختيار را از انسان سلب نموده و او را به سان مجبوري محض، بي حركت و بي اختيار مي‌دانند.

اهل سنت مذهب متوسط و ميانه، را انتخاب كرده و مي‌گويند: انسان، قادر بر اعمال خويش و داراي اراده مي‌باشد و الله تعالي خالق انسان و پديدآورنده‌ي قدرت و اراده‌ي اوست، بگونه‌اي كه شريعت و امر و نهي پروردگار، باطل و مهمل نگشته، فعل و قدرتش بر تمام اشيا منتفي نيست.

شيخ ابن جبرين- فتاوايي در توحيد- ص (52-53)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  بخاري (4949) مسلم (2649)
[2]. يعني خداوند اسباب و وسايل آن را خلق نموده و در اين كار هيچ اجباري بر انسان نيست و بنابراين خداوند از روي عدل و انصاف بنده اش را مورد حساب و كتاب قرار مي‌دهد، زيرا انسان آن كار را از روي اختيار انجام مي‌دهد.[314] اسباب و مسببات

س: بعضي از مردم شدت سردي يا گرمي را به حساب عواملي چون طبيعت، لايه‌ي ازون و چرخش كره‌ي زمين نسبت مي‌دهند، آيا چنين تأويلي صحت دارد؟

ج: شكي نيست كه سرما و گرما داراي اسباب طبيعي مشخصي هستند و پديده‌ي سرما و گرما بدليل سبب‌هايشان نشانه‌ي كامل بودن حكمت و نظام آفرينش الله ‌است. البته در اين مسئله، ‌اسباب مجهول و نامعلومي نيز وجود دارد كه ما انسان‌ها به آن پي نمي‌بريم؛ مانند اين سخن پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  : «اشْتَكَتِ النَّارُ إِلَى رَبِّهَا، فَقَالَتْ: يَا رَبِّ أَكَلَ بَعْضِي بَعْضًا، فَأَذِنَ لَهَا بِنَفَسَيْنِ، نَفَسٍ فِي الشِّتَاءِ وَنَفَسٍ فِي الصَّيْفِ، فَهُوَ أَشَدُّ مَا تَجِدُونَ مِنَ الْحَرِّ ،وَأَشَدُّ مَا تَجِدُونَ مِنَ الزَّمْهَرِيرِ»[1]  

«آتش دوزخ نزد پروردگارش شكايت كرد و گفت: پروردگارا! بعضي از اجزايم، از شدت گرما، بعضي ديگر را مي‌بلعد، الله تعالي به او اجازه داد تا سالي دوبار، تنفس كند نفسي در تابستان كه بيشترين گرما را در آن وقت احساس مي‌نماييد و نفسي ديگر در زمستان، كه شديدترين سرما را در آن زمان احساس مي‌كنيد».

 اين سبب، نامعلوم است كه جز از طريق وحي شناخته نمي شود.

انسان اگر چيزي را به اسباب حسي و شرعي نسبت دهد گناهكار نمي‌شود، به شرط اين‌كه سبب حقيقي باشد. ولي اگر سبب وهمي و يا بر اساس نظريات بي‌اساس باشد اعتماد نمودن به آن جايز نيست، زيرا انتساب حوادث و اشيا به اسباب غير معلوم داخل در ن