ْنُونَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا (٦٨)يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا (٦٩)إِلا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (٧٠)وَمَنْ تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا (٧١)] [فرقان:68-71] 

«-و بندگان خوب- رحمان كساني‌اند كه معبود ديگري را نمي‌خوانند و پرستش نمي‌كنند و انساني را كه الله خونش را حرام كرده به قتل نمي‌رسانند مگر به حق و زنا نمي‌كنند. چرا كه هر كس از اين (كارهاي ناشايست) انجام دهد كيفر آن را مي‌بيند و عذاب او در قيامت مضاعف مي‌گردد و خوار و ذليل، جاودانه در عذاب مي‌ماند. مگر كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل نيكو انجام دهد كه الله تعالي(گناهان چنين كسي را مي‌بخشد) و بدي‌هاي گذاشته‌ي او را به خوبي‌ها و نيكي‌ها تبديل مي‌كند و الله تعالي آمرزنده و مهربان است. كسي كه توبه كند و كار شايسته انجام دهد كاملاً بسوي الله باز مي‌گردد».

 اما پاسخ به قسمت آخر سؤال؛ توبه پنج شرط دارد:

شرط اول: توبه بايد خالصانه براي الله تعالي باشد و نبايد از روي ترس از مخلوق انجام بگيرد، زيرا اعمالي كه براي تقرب به الله است در صورتي‌كه غير خالصانه انجام داده شوند باطل و بيهوده مي‌گردند.

الله تعالي- در حديث قدسي- فرموده است: « أَنَا أَغْنَى الشُّرَكَاءِ عَنْ الشِّرْكِ؛ مَنْ عَمِلَ عَمَلًا أَشْرَكَ فِيهِ أَحَداً غَيْرِي تَرَكْتُهُ وَشِرْكَهُ»[4] 

«من از شريك بي‌نيازم، هر كس عملي انجام دهد و در آن ديگري را با من شريك سازد او و شركش را رها مي‌سازم- مرا با او كاري نيست- »

شرط دوم: توبه‌كار از گناهي كه مرتكب شده بايد پشيمان شده و خود را گناهكار و محتاج مغفرت و آمرزش الله تعالي بداند.

شرط سوم: ريشه‌ي گناهي را كه انجام داده از بيخ كنده و از تكرار آن بطور كلي بي‌خيال شود، زيرا توبه، توأم با اصرار گناه پذيرفته نمي‌شود و چنان‌چه شخص توبه كننده بگويد من توبه كرده‌ام ولي باز هم به گناه ادامه دهد در حقيقت به استهزا و تمسخر پروردگار پرداخته است. مثال او مثال شخصي است كه به انسان ديگري بي‌حرمتي كرده و به او قول بدهد كه بعد از اين حرمتش را نگه مي‌دارد و در عين حالي كه به او تعهد مي‌دهد نسبت به او بي‌ادبي بكند؛ آيا اين همان استهزا و مسخره كردن نيست؟!

الله تعالي بالاتر و بزرگتر از آن است كه به او بگويي: الهي! از معصیت تو، توبه كرده ام و باز بر معصيت او اصرار بورزي!

شرط چهارم: قاطعانه اراده كند كه گناه گذاشته‌اش را تكرار ننمايد.

شرط پنجم: توبه بايد در زمان و مهلت تعيين شده براي توبه باشد، و پس از گذشت مهلت معين توبه پذيرفته نمي‌شود. توبه بايد قبل از مشاهده‌ي مرگ و پيش از طلوع خورشيد از جانب مغرب انجام بگيرد.

 الله تعالي مي‌فرمايد:[ هَلْ يَنْظُرُونَ إِلا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ (١٥٨)][انعام:158] 

«آيا انتظار دارند كه فرشتگان- ماموران قبض ارواح- به سراغ‌شان بيايند؟ يا اين‌كه پروردگارت به سراغ آنان بيايد؟ يا پاره‌اي از نشانه‌هاي پروردگارت نزد آنان بيايد، روزي‌كه برخي از نشانه‌هاي پروردگارت فرا مي‌رسد ايمان آوردن افرادي كه پيش از آن ايمان نياورده‌اند يا اين‌كه با وجود ايمان آوردن كارهاي شايسته انجام نداده‌اند سودي به حالشان نخواهد داشت. بگو: منتظر باشيد و ما هم منتظر(نتيجه وعده‌ي الله تعالي درباره‌ي شما) هستيم».

كلمه « بَعْضُ » در آيه‌ي مذكوره همان طلوع آفتاب از جانب غرب است.

توبه همچنين به وقت مشاهده مرگ قابل قبول نيست، چرا كه الله تعالي مي‌فرمايد: [وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (١٨)]  [نساء:18]  «توبه‌ي كساني پذيرفته نيست كه مرتكب گناهان مي‌شوند و به دنبال آن توبه نمي‌كنند تا وقتي‌كه مرگ يكي از آنان فرا مي‌رسد و مي‌گويد: هم اينك توبه مي‌كنم. همچنين توبه‌ي كساني قبول نيست كه بر كفر مي‌ميرند، هم براي اينان و هم براي آنان عذابي دردناك را تدارك ديده‌ايم».

و(شما اي جوان) اگر اين پنج‌ شرايط را رعايت كنيد توبه‌ات پذيرفته مي‌شود.

شيخ ابن عثيمين- فتاواي اسلامية(3/99).
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. مسلم (440) بزيادة في أوله.
[2]. بخاري (837 ،849 ،850 ،870)
[3]. بخاري (730) و اطراف آن در (101) و مسلم (2633)
[4]. مسلم (2985)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:404.txt">پاسخ به دعوتگران و طرفداران آموزش مختلط-آميختگي زنان و مردان-</a><a class="text" href="w:text:405.txt">ملحق شدن به دانشگاه‌هايي كه بين پسران و دختران اختلاط وجود دارد به قصد دعوت به سوي«الله»</a><a class="text" href="w:text:406.txt">حكم تدريس در مدارسي كه پسران و دختران سر يك كلاس حاضر مي‌شوند</a><a class="text" href="w:text:407.txt">پيامدهاي نامطلوب آموزش پسران توسط زنان در مقطع ابتدايي</a><a class="text" href="w:text:408.txt">ساختن مدارس بيگانه در كشورهاي اسلامي</a><a class="text" href="w:text:409.txt">حكم تقلبي در امتحان ماده‌ي زبان انگليسي</a><a class="text" href="w:text:410.txt">فراهم كردن شرايط غير قانوني براي قبولي دانش آموز</a><a class="text" href="w:text:411.txt">تنبيه بدني دانش آموزان</a><a class="text" href="w:text:412.txt">مجبور كردن دانش آموز توسط معلم تا اشياي گران قيمت براي او بياورد.</a><a class="text" href="w:text:413.txt">دست زدن و بلند شدن دانش‌آموزان به استقبال معلم</a></body></html>[11] پاسخ به دعوتگران و طرفداران آموزش مختلط-آميختگي زنان و مردان-

الحمد لله، والصلاة و السلام علي رسول الله... و بعد:

در يكي از روزنامه‌هاي منتشر شده در تاريخ 24/7/1404، شماره‌ي 5644، به قلم عبدالعزيز مقالح وابسته به دانشگاه صنعاء مطلبي خواندم. عبدالعزيز مقالح در اين روزنامه مدعي بود كه درخواست جداكردن دانشجويان دختر از دانشجويان پسر برخلاف دستور شريعت اسلامي است. او براي اثبات ادعاي خود استدلال كرده بود كه مردان و زنان در زمان پيامبر در يك مسجد نماز مي‌خواندند. بنابراين تعليم و تعلم پسران و دختران نيز بايد در يك مكان باشد از سخن اين مدير دانشگاه اسلامي سخت شگفت‌زده شدم زيرا كه خواسته‌ي مردم از مقامات كشور اين است كه آحاد ملت را به سعادت و خوشبختي برسانند، و اين خوشبختي چگونه با اختلاطي كه موجب‌آبروريزي و هتك نواميس است محقق مي‌گردد؟

(انا لله و انا اليه راجعون) ولا حول ولا قوة إلا بالله.

بي‌گمان ادعاي آقاي مقالح