رزش تو را خواهانيم و بازگشت به سوي تواست.]
 چون فرمان الله تعالی فرا رسید مؤمنان[واقعی] دیگر هیچ اختیاری ازخود ندارند و در مقابل دستور خدا و رسولش بهانه ای به پیش نمی کشند:
« وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَهٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمْ الْخِيَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِيناً » احزاب [36]
[هيچ مرد و زن مؤمني در كاري كه خدا و رسولش داوري كرده باشند اختياري از خود ندارند. هركس از دستور الله ورسولش پيروي كند گرفتار گمراهي كاملاً آشكاري مي گردد.]
برای دریافت همین مطلوب، نیاز شدیدی به هماهنگی و نزدیکی فتوا در بسیاری از امور مسلمین است تا طالبان حقیقت به منتها درجه­ي واقعيّت برسند و از آبشخور ومنبع اصلی آن سیراب گردند و با اعمالِ آن به پاداش و ثواب نایل آیند وهم فرمان الله و رسولش را اجابت كرده باشند خاصه، آن آبشخور، سرچشمه اي گوارا و زلال باشد:
« وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنْ اقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ أَوْ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْراً لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتاً * وَإِذاً لآتَيْنَاهُمْ مِنْ لَدُنَّا أَجْراً عَظِيماً » نساء[66-67] [ و اگر ما بر آنان واجب مي كرديم كه خويشتن را بكُشيد يا اينكه از سرزمين خود بيرون رويد، اين كار را جز گروهي اندك از آنان انجام نمي دادند و اگر پند هايي كه به آنان داده مي شد انجام مي دادند براي آنان بهتر بود و ايمان ايشان را پابرجاتر مي كرد. و در اين صورت از سوي خود به ايشان پاداش بزرگي مي داديم.]
 اگر هُدهُد در پیشگاهِ سلیمان [علیه السلام]  سخنوري نمی­آموخت، به خود جرأت نمی داد که قلم را در نگارشِ پیشگفتار کتابی به حركت وادارد که جامع و حاوی فتاوی عالمان و دانشمندان بزرگوار است، همونانی که نشانه های قبول و وصولشان به یقین رسید و آشکار شد و در علم و بزرگواری مقبول همگانند. خداوند ما و ایشان را بر راه حق، ثبات و دوام عطا فرماید.
 هرکس در این کتاب که از مروارید های فتاوی و گنجینه های سخن گرد آوری شده بنگرد « الفتـاوی الشرعیّةفی­المسائل العصریة من فتاوی علماء البلد الحرام» خواهد دید که گردآورنده­ي آن دکتر « خالد بن عبدالرحمان الجریسی» نهایت تلاش خود را جهت تحقیق و پی گیری مسائل، فصل بندی و نظم بخشی و به نتیجه رساندن آن به عمل آورده است. کاری که نمی توان آن را سهل شمرد و تلاشی که نمی توان آن را اندک خواند و این سعی و تلاش خود کفایت می کند. [إن شاء اللّه] با عنایت الله تعالی و اخلاص درونی که گردآورنده داشته است، این کتاب در صحیفه­ي اعمال نیک وي دو چندان و مضاعف درج می گردد. برای « روزی که مال و فرزند سودی نبخشد مگرآن کسی که با قلبی پاک به آستان الله تعالی آمده باشد » گرچه این مجموعه­ي ارزشمند، نخستين اثر و تلاش مؤلّف در این راستا نیست و از قبل نـیز در جمع فتاوی و نظایر آن پُرکار بوده اند. [بايد گفت] این حقیقتی است مسلّم كه اعمال نيك جاذبِ يكديگرند و هر عمل خير مقدمه ای برای دیگري خواهد بود. بعد از این تلاش[مستمَر مؤلّف] کاری جز پخش و نشر بهینه ی آن باقی نخواهد ماند.
فیا خالدٌ أودعت سفراً جمعته        لآلیء من فقه یرصّعه الدُّرر 
فتوّج جبین السفر فی قصد بذله    و عمم به القرّاء فی البدو والحضر

ووزعه فی الآفاق مسکاً مضوّعاً   یضیء بلا شمسٍ ویسری بلا قمر 

فأنت به أهدیت للجیل منّةً         ستبقی لکم یا شهمُ کالنقش فی الحجر 

إذا کان وَبلُ الطلِّ یشکُر صیبه      فکیف بوبلٍ کلّ صیّبه مطر

- ای خالد تو کتابی از گوهرهای فقهی را جمع ساختی و آن را با مرواریدهای درشت آراسته گردانیدی.
- با شتاب براي بخش و بذل آن به مسافرت پرداختی و با این تلاش خود خوانندگان را در بیابان و شهر(همه جا) بهرمند ساختی؛ یعنی همگان را از این کتاب بهره مند گردانیدی.
- و با پخش آن گویی مُشکی خوشبو در جهان پراکندی که بدون خورشید و ماه می درخشد و در حرکت است.
- تو با این کار بر نسل مسلمان [نیز] منّت گذاشتی،رپس ای سرور و بزرگ ذی نفوذ و نیرومند! تلاش تو چون نقش بر سنگ، ماندگار خواهد بود.
اگر ريزش شبنم شكر گزار ارزش كتاب توباشد، چگونه خواهد بود اگر باران شديد شكرگزار آن ريزش باشد يا اگر قطرات زياد شبنم باريزش خود در صدد شكرگزاري از بركات كتاب تو برآيد چگونه خواهد توانست وقتي كه بركات كتاب تو چون باراني شديد و مداوم است؛ يعني شبنم با قطرات اندك خود نمي تواند شكر گزار باران زياد بركات كتاب توباشد چون هرچه فرو مي ريزاند باران است.
[در پایان] از باري تعالی خواهانم، با اين کتاب به گرد آورنده، خواننده، ناشر و همه­ي مسلمین سود و نفع برساند!
بنده­ي نیازمند بخشایش الهی
ابو عبدالله سعد بن عبدالله البريك
رياض28/8/1418هـ[40] مسلمانان حكم به جهنمي بودن افراد نمي كنند؛ مگر با شرايط خاص

س: يك دختر تحصيلكرده ي بودائي پس از هفت سال تحقيق و بررسي مشرّف به اسلام شده است، در حال حاضر مسلماني فعال و اهل دعوت است، كه تعدادي از مردان و زنان توسط ايشان به اسلام گرويده اند؛ در يكي از سفرهايش كه به منظور دعوت به اسلام به مناطق داشته است يكي از بودائيها از ايشان سؤال نمود، شما چگونه غير مسلمانان را اهل جهنم مي دانيد، در حالي كه تا الآن دعوت اسلام به مناطق ما نرسيده است با توجه به اين امر آيا پدران ما اهل جهنم هستند؟

در اين صورت گناه آنان چيست، در حالي كه شما مسلمانان كوتاهي كرده ايد و دين را به ما نرسانده ايد؛ اين خانم مسلمان با ما تماس گرفته و در مورد سؤالي كه از طرف يك مرد تازه مسلمان مطرح شده تقاضاي جواب نموده است.

ج: بايد توجه نمود كه مسلمانان حكم به جهنمي بودن افراد نمي كنند مگر زماني كه احكام قرآن مستقيماً يا بوسيله ي اهل دعوت به آنان برسد؛ زيرا الله تعالي فرموده: « وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ » [انعام: 19] 

«اين قرآن به من وحي شده است تا شما و تمام كساني را كه اين قرآن بدانها مي رسد بدان بيم دهيم.»

الله تعالي فرموده « وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا » [اسراء15]

«و ما (هيچ شخص و قومي را )مجازات نخواهيم كرد، مگر اين كه پيغمبري(براي آنان مبعوث و) روان سازيم.»

بنابراين تمام كساني كه دعوت اسلامي به آنها برسد و پس از آن بر كفر خويش اصرار ورزند اهل جهنم هستند.

پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در حديثي فرمود: « وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَا يَسْمَعُ بِي أَحَدٌ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ يَهُودِيٌّ وَلَا نَصْرَانِيٌّ ثُمَّ يَمُوتُ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَّا كَانَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ ».[1]

قسم به ذاتي كه جانم در اختيار اوست، هر فردي از اين امت چه يهودي و چه نصراني كه خبر رسالت مرا دريافت كند و بدون ايم