ذكور حسن است، دار قطني (2/202) بيهقي در الكبري (8109) و امام بخاري آنرا معلقاً در صحيح خود آورده است (1933). حافظ ابن حجر در التلخيص (1/62) گفته است: و اسناده حسن
[2] . دارقطني مثل همين حديث را مرفوعاً از حديث خباب  رضی الله عنه و موقوفاً از حديث علي رضی الله عنه روايت كرده است (2/204)، طبراني در الكبير 4/78 (3696)، بيهقي در الكبري (8120، 8121) وأخرجه بنحوه: البزار في «مسنده» (2137) مرفوعاً من حديث علي رضی الله عنه . قال في «مجمع الزوائد» 3/164: «رواه الطبراني في الكبير و رفعه عن خباب و لم يرفعه عن علي، و فيه كيسان أبو عمر، و ثقه ابن حبان و ضعفه غيره»
[3] . بخاري (1904) و مسلم (1151)[32 ] حكم روزه در حال جنابت

س: آيا روزه ي شخصي كه جنب است درست مي باشد؟

ج: در حديث ثابت شده است كه:[ أن النبي كان يُدْرِكُهُ الفجر وهو جُنُب من أهلِهِ، ثم يغتسل ويصوم][1]

«احياناً فجر صادق طلوع مي كرد در حالي كه پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ به علت نزديكي با همسرش( در شب) هنوز در حال جنابت بود و بعد از طلوع فجر صادق غسل مي كرد و به روزه اش ادامه مي داد.»

 ولي از آن جا كه غسل كردن شرط صحت نماز است تأخير آن به خاطر نماز صبح جايز نيست. اما اگر شخصي كه جنب بود خواب بر او غالب شد و بعد از طلوع آفتاب از خواب بيدار شد، غسل كند و نماز صبح را بخواند و روزه را كامل كند.

شيخ ابن جبرين- فتاواي روزه، جمع و ترتيب محمد المسند، ص (31)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . بخاري (1925، 1926، 1930، 1931)، و مسلم (1109)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:779.txt">مسافت سفر كه خوردن روزه را جايز مي كند</a><a class="text" href="w:text:780.txt">مسافر نمي تواند روزه اش را بخورد مگر آن كه از شهر خارج شود</a><a class="text" href="w:text:781.txt">براي مسافر گرفتن روزه بهتر است يا نگرفتن آن؟</a><a class="text" href="w:text:782.txt">حكم كسي كه نيت سفر مي كند و قبل از آن كه شهرش را ترك كند، روزه اش را با آميزش جنسي مي شكند</a><a class="text" href="w:text:783.txt">شخصي از مسافرت به شهرش بر مي گردد و هنوز ساعت هايي از روز تا وقت غروب مانده است آيا در اين ساعت هاي باقي مانده از خوردن امساك كند يا خير؟</a><a class="text" href="w:text:784.txt">اقامت موقّت و يا رسيدن به شهر خود در روز امساك را بر مسافر واجب نمي كند؟</a><a class="text" href="w:text:785.txt">مسافري كه موقتاً مقيم شده است تا چند روز مي تواند از قصر استفاده كند؟</a><a class="text" href="w:text:786.txt">حكم آميزش مسافر با همسرش در روز رمضان</a><a class="text" href="w:text:787.txt">مريض چه وقت مي تواند روزه اش را بخورد؟</a><a class="text" href="w:text:788.txt">شرايط پزشكي كه به مريض دستور خوردن روزه را مي دهد</a><a class="text" href="w:text:789.txt">زني بعد از طلوع فجر صادق از قاعدگي پاك مي شود، حكمش چيست؟</a><a class="text" href="w:text:790.txt">حكم روزه ‌ي سالمندان و زنان باردار و شيرده</a><a class="text" href="w:text:791.txt">حكم افطار در رمضان به خاطر سختي كار</a><a class="text" href="w:text:792.txt">حكم خوردن در رمضان بخاطر سختي امتحانات</a></body></html> [33 ] مسافت سفر كه خوردن روزه را جايز مي كند.

س: مسافت چند كيلومتر، خوردن روزه را واجب مي كند؟ مسافر اگر روزه اش را نخورد حكمش چيست؟

ج: بعضي از علما قصر نمازهاي چهار ركعتي و خوردن روزه را در هر سفري كه عرفاً سفر، ناميده مي شود اجازه داده اند؛ ولي جمهور علما مسافت سفر را هشتاد كيلومتر تعيين كرده اند. اگر شخصي در ماه رمضان هنگام سفر روزه اش را نخورد، روزه اش صحيح است مگر آن كه روزه برايش زيان آور باشد كه در اين صورت تأكيد مي شود روزه اش را بخورد بدليل حديث پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كه فرموده:[ ليسَ مِنَ البِرَّ الصومُ في السَّفر][1]  «روزه در سفر از نيكي نيست.»
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . بخاري (1946)، و مسلم (1115). [ 54] بیانیه ی انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا در مورد فراخوان وحدت ادیان

الحمد لله وحده والصلاة و السلام علی من لا نبی بعده، و علی آله و صحبه و من تبعهم بإحسان إلی یوم الدین .. أما بعد:

انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا در مورد سؤالات و مقالاتی که در رسانه هاي گروهي، مجلات و روزنامه ها منتشر می شود، در موضوع فراخوانِ وحدت ادیانِ اسلام و مسیحیت و یهودیت، و همزمان ساخت مسجد و کلیسا و معبد یهودیت در کنار هم، در دانشگاهها، فرودگاهها و مکانهای عمومی، و دعوت به چاپ و نشر قرآن و تورات و انجیل در یک جلد و برگزاری کنفرانسها و نشست های علمی در نقاط مختلف جهان؛ در جریان قرار گرفت. «انجمن دائم» رأی و نظر خویش را در این مورد این گونه اعلام می دارد:

اول: از اصول بدیهی و اولیه ی دین اسلام این است که دین حق، بر روی کره ی خاکی فقط دین اسلام است و بقیه ي  ادیان و مکاتب با ظهور دین اسلام، منسوخ گشته اند. دین یکتا پرستی فقط دین اسلام است؛ دین اسلام آخرین دین آسمانی است.

الله تعالی می فرماید: «  وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإسْلامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (٨٥)» 

[آل عمران:85]

« وهر کس دینی غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است»

دین اسلام، بعد از بعثت محمد رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم به دینی گفته می شود که در پرتو تعالیم و دستورات این پیامبر باشد. نه آنچه که دیگر ادیان عنوان کنند (یعنی بعد از بعثت محمد رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم دیگر به یهودیت و مسیحیت، دینِ اسلام اطلاق نمی شود)

دوم: از اصول اعتقادی اسلام این است که قرآن، آخرین کتاب آسمانی است که از جانب پروردگار نازل شده است. ناسخ تمام کتب سماوی و الهی است که از قبل نازل شده است؛ اعم از تورات و زبور و انجیل و بقیه ی کتب الهي.

قرآن یگانه کتابی است که در پرتو آن می توان پروردگار را به یگانگی پرستش نمود. الله تعالی می فرماید:«  وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ » [مائده:48]

«ما این کتاب(قرآن) را به راستی و حق بر تو نازل کردیم که مصدّق و نگهبان کتابهای پیش از خود است. پس میان آنها بر طبق آنچه الله نازل فرموده، داوری کن، و به جای حقی که از جانب الله تعالی آمده از هوسهای آنان پیروی مکن»

سوم: واجب است ایمان داشته باشیم که تورات و انجیل با نزول قرآن منسوخ گشته اند. بنا به گواهی قرآن کریم، تورات و انجیل دستخوش تحريف، تغییر و تبدیل شده اند.

 الله تعالی می فرماید: « فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلا قَلِيلا مِنْهُمْ » [مائده:13]

« پس به خاطر پیمان شکنی شان، آنها را از رحمت خویش دور خویش دور ساختیم و دلهایشان را سخت گرد