ونَ (٢٧)] (انفال/27) «اي مؤمنان! به الله و پيامبر خيانت نورزيد و دانسته به امانات خود خيانت نكنيد».

 شيخ ابن باز- فتاوي عاجلة لمنسوبي الصحة ص، (38، 40)
-------------------------------------------------------------------------------
[1]. بخاري (893)، و مسلم (1829).[118] حكم غيبت كارمندان از حضور در اداره وقتي كه كاري ندارد.

س: ما سه نفر هستيم كه همه يك كار انجام مي دهيم، در حالي كه دو نفر هم براي اين كار اضافه هستند؛ چنانچه با هم توافق كنيم كه در هفته يك نفر از ما يك روز غيبت كند آيا گناهكاريم؟

ج: بله شما با اين كار گناهكار مي شويد، و موظف هستيد همه سر كار حاضر شده و غيبت نكنيد.

شيخ ابن عثيمين- فتاوي للموظفين و العمال، ص، (57، 58) [119] حكم تشكيل انجمن كارمندان

س: گروهي از معلمان مدرسه اي با هم توافق نموده اند كه پايان هر ماه مبلغي را جمع آوري نموده و به يكي از آنان بدهند، ماه دوم به يكي ديگر و... تا نوبت به همه برسد، برخي از كارمندان عنوان «جمعية الموظّفين» را به كار مي برند، حكم شرعي آن چيست؟

ج: اشكالي در اين كار نيست؛ موضوعي كه شما بر آن توافق نموده ايد دادن قرض است، بدون هيچ شرط يا پرداخت مبلغ اضافي به يكي از افراد گروه، «هيأت بلند پايه ي علما»پس از بررسي و تحقيق، با اكثريت آرا، جواز آن را تصويب نموده اند، زيرا اين كار به مصلحت همه است بدون اين كه ضرري متوجه كسي باشد.

شيخ ابن باز- فتاوي للموظّفين و العمال، ص، (62) [120] حكم خوردن غذاي كسي كه درآمدش از راه حرام است.

س: چنانچه پدرم درآمدش از راه حرام و نامشروع باشد آيا ما فرزندان از آن تغذيه كنيم؟ اگر اجازه نداريم راه حل چيست؟ در اين صورت چكار بايد بكنيم؟

ج: چنانچه پدر، داراي كسبي حرام و نامشروع است بايد او را نصيحت نمود، شما مي توانيد خودتان او را نصيحت كنيد، يا از دوستانش بخواهيد با او صحبت كنند شايد قانع شود، اگر نصيحت قبول نكرد، شما اجازه داريد به اندازه ي نياز از درآمد پدر تغذيه كنيد و گناهي بر شما نيست، يك نكته حايز اهميت است و آن اين كه به خاطر شبهه اي كه درآمد پدرتان دارد به اندازه ي نيازتان از درآمد او استفاده كنيد.

شيخ ابن عثيمين- كتاب الدعوة ص، (5)(2/63)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1179.txt">حكم زرنگ بازي و تحويل گرفتن چندين شغل</a><a class="text" href="w:text:1180.txt">حكم كناره گيري از مناصب و مشاغل ديني</a><a class="text" href="w:text:1181.txt">حكم گرفتن مزد در مقابل اذان</a><a class="text" href="w:text:1182.txt">حكم دريافت حقوق براي اذان </a><a class="text" href="w:text:1183.txt">حكم كسي كه در آزمون استخدامي به جاي ديگري امتحان مي دهد</a><a class="text" href="w:text:1184.txt">جعل مدارك به منظور استخدام</a><a class="text" href="w:text:1185.txt">حكم تجارت براي كارمندان دولت</a><a class="text" href="w:text:1186.txt">زرنگ بازي و افتتاح دفتر تجاري توسط كارمندان دولت</a><a class="text" href="w:text:1187.txt">حكم كار كردن در روزنامه اي كه به انتشار محرمات مي پردازد</a><a class="text" href="w:text:1188.txt">حكم كار كردن حسابدار قانوني</a></body></html>[121] حكم زرنگ بازي و تحويل گرفتن چندين شغل

س: امام مسجدي سه مسجد به اسم فرزندانش تحويل گرفته است، در حالي كه فرزندانش در شهر نيستند و سه نفر ديگر را اجير نموده است تا با نصف حقوق امامت مسجد را به عهده گيرند، بنده با ايشان صحبت كردم كه اين كار درست نيست گفت: همه ي مردم اين كار را انجام مي دهند، گفتم: عمل مردم نمي تواند دليل باشد، گفت: چنانچه شما از طرف شيخ عبدالعزيز ابن باز فتوايي بر عدم جواز بياوريد بنده قبول مي كنم؛ اكنون از شما مي خواهم حقيقت موضوع را بنويسيد؛ زيرا در بسياري از شهرها و روستاها اين كار صورت مي پذيرد.

ج: اين كار از منكرات مي باشد و ناجايز است، هيچ مسلماني اجازه ندارد به مسئول مساجد در تعيين امام و مؤذن، دروغ بگويد و كساني را معرفي كند كه وجود خارجي ندارند و سپس به دلخواه خويش افرادي را به عنوان امام و مؤذن تعيين كند، ايشان بايد حقيقت امر را براي مسئولين و متوليان امر بيان كنند تا آنان در مورد امام و مؤذن مسجد تصميم گيري نمايند، نايب امام نيز بايد از طرف مسئولين امر تأييد صلاحيت شده و حكم امامت مسجد را به او ابلاغ كنند. زيرا موضوع امامت و اذان مسجد،مسئله اي مهم است كه مربوط به دومين ركن دين اسلام يعني نماز مي باشد؛ بنابراين كسي كه به عنوان امام و مؤذن مسجد انتخاب مي شود بايد داراي عقيده اي صحيح، حسن خلق و اهل استقامت بر حق باشد. ايشان بايد از عملكرد خويش توبه نموده و مسئولين را در جريان امر قرار دهند و افرادي شايسته و صالح و نيك را با موافقت متوليان امر، بر مساجدي كه فرزندانش امام هستند تعيين كنند. از الله تعالي مي خواهيم همه ي ما را هدايت و عافيت نصيب كند و از اتباع نفس و شيطان در امان نگه دارد.

شيخ ابن باز- مجله البحوث، شماره (35) ص، (99، 100)[91] حکم بکار بردن كلمه ي شهید برای افراد

س: حکم بکار بردن کلمه‌ی شهید برای افراد، چیست؟

ج: گواهی دادن به این که فلانی شهید است، دو صورت دارد:

اول: این‌که  مقید به وصفي باشد، مانند: این‌که هر کس در راه الله یا به خاطر دفاع از مال و بر اثر بیماری طاعون و... بمیرد شهید است. در این صورت جایز است که به چنین فردی شهید گفته شود و برای ما نیز جایز است که بگوییم چنین فردی شهید است و حتی به دلیل حدیث پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم واجب است که گواهی دهیم افراد مذكور شهید هستند.

دوم: مقید کردن شهید به شخصی معین. به طور مثال جایز نیست که بگویند: فلانی شهید است، البته به جز کسانی که پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم گواهی به شهادت آنان داده است و یا امت به اتفاق به شهادت فرد معيني گواهي داده‌اند.

امام بخاری برای این موضوع چنین عنوانی بسته است « بَاب لَا يُقَالُ فُلَانٌ شَهِيدٌ »: (‌چنین نگویند: فلانی شهید است). حافظ ابن حجر در فتح الباری 6/90 می‌گوید: يعني به طور قطع نمی ‌توان برای فرد خاصی گواهی دهیم كه  شهید است، جز از طریق وحی و چنان به نظر می‌رسد که امام بخاری با این عنوان به حدیث عمر رضی الله عنه اشاره می‌کند که روزی سخنرانی کرد و گفت: در جنگ‌های‌تان می‌گویید: فلانی شهید است و فلانی شهید از دنیا رفت، چه بسا که آن فرد از سواریش افتاده و مرده، هان! بدانیدكه از این به بعد چنين نگوييد، بلكه همان چيزي را بگویید: که پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم در حديثي مي‌فرمايد‌‌‍‌‍: « مَنْ مَاتَ أو قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَهُوَ شَهِيدٌ »:  (هر کس در راه الله بميرد یا کشته شود، شهید است).[1]این حدیث حسن است. احمد، سعید بن منصور، و ... از طریق محمد بن سیرین از ابو العجفا از عمر رضی الله عنه روایت کرده‌؛ چون گواهی به چیزی به شرط داشتن آگاهی دقیق و یقین، جایز است. 

شهادت حقیقی آن است که انسان به خاطر اعلای کلمة الله به جهاد برود و داشتن نیت شهادت امري قلبی است که راهی برای دانستن نيت قلبي وجود ندارد. پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم با اشاره به همین حقیقت می‌فرماید: «مَثَلُ الْمُجَاهِدِ فِي سَبِ