ابه، كفر، طغيان و نفاق است.

 چهارم: گروه احباش در مورد فتواهايي كه صادر مي كند، راه تكروي و مخالفت با جمع مسلمانان و مخالفت با نصوص قرآن و سنت را در پيش گرفته است .

بعنوان مثال: قمار با كفار را جايز مي دانند تا از اين طريق بتوان اموالشان را تصاحب نمود؛ سرقت حيوانات و محصولات كشاورزي كفار را جايز مي دانند؛ مشروط به اين كه منجر به فتنه و در گيري  نشود. ربا با كفار را جايز مي دانند؛ معتقدند افراد نياز مند در بخت آزماييهاي حرام شركت كنند !!

نگاه شهواني به زنان بيگانه را از طريق تلويزيون و يا نگاه در آيينه جايز مي دانند !! استمرار نگاه به زنان بيگانه را جايز مي دانند.

نگاه مرد به بدن زن نامحرم را جايز مي دانند !! خروج زنان در اماكن عمومي همراه با آرايش و استفاده از عطر را جايز مي دانند به شرطي كه زن قصد جلب توجه مردان را نداشته باشد!! اختلاط بين مردان و زنان را جايز مي دانند. و فتاوايي از اين قبيل كه گناهان كبيره را جايز مي دانند و دستورات شريعت را نقض مي كنند. نسأل الله العافية من أسباب سخطه و عقوبته.

پنجم:  اين گروه با وقاحت تمام سب و شتم علماي رباني و زبان درازي نسبت به آنان مي پردازند تا مردم را از توجه به كتاب ها و اقوال علماي واقعي متنفر سازند؛ بلكه علماي امت و در رأس آنان شيخ الاسلام ابوالعباس احمد بن عبدالحليم بن عبدالسلام بن تيمية را تكفير مي كنند.  تا جايي كه آقاي عبدالله الحبشي رئيس فرقه احباش كتابي را در رد ابن تيمية تأليف نموده است و اين امام بزرگوار را گمراه دانسته است، و اقوالي را به او نسبت داده است كه او هرگز آنها را نگفته است. به دروغ سخناني را به او نسبت داده است؛ الله تعالي خودش او را كفايت مي كند؛ بدون ترديد بدون ترديد طرفين دعوا نزد او تعالي جهت فيصله و حسابرسي حاضر خواهند شد.

به شخصيت امام مجدد شيخ بن محمد بن عبدالوهاب و دعوت اصلاحي ايشان در قلب جزيرة العرب، بسيار حمله مي كنند. شخصيتي كه با شرك با تمام ابعادش مبارزه نمود و به ارج نهادن به مقام قرآن و سنت رنجها كشيد و جهت زدودن بدعات و احياي سنت هاي زيباي رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم شبانه روز تلاش نمود.

پروردگار آثار دعوت اصلاحي شيخ محمد بن عبدالوهاب را در تمام نقاط جهان اسلامي انتشار داد و افراد زيادي را توسط ايشان هدايت نمود. اما اين گروه نادان تيرهاي خود را بسوي اين منهج صحيح نشانه گرفته اند و شبانه روز تلاش مي كنند تا چهره ي اصلي اين حركت اصلاحي و رهبران آن را تخريب كنند و در صدد شبهه افكني هستند. با تمام توان با عقايد اين منهج كه بر گرفته از آيات و احاديث صريح است مخالفت مي ورزند و مردم را متنفر مي سازند و مي خواهند سدّ راه آن باشند.

مخالفت و لجاجت اين گروه با اين دسته از علماي امت دليل واضح و روشني است بر حقد و كينه ي قلبي ايشان با تمام دعوتگران بسوي توحيد و كساني كه مردم را ارشاد و راهنمايي مي كنند تا به عصر صحابه بر گردند و اعتقاد و عمل آن بزرگواران و كساني را كه در قرون پرخيز و بركت صحابه و تابعين و تبع تابعين مي زيسته اند، برگزينند. اين گروه از اهل اسلام و حقيقت آن خيلي فاصله دارند.

 ششم:  بنابر مطالبي كه بيان شد و مواردي كه از ذكر آن خود داري شد، انجمن دائم پژوهش هاي علمي و افتابيانيه ي ذيل را صادر نموده و اعلام مي دارد:

1. جماعت احباش فرقه اي گمراه و خارج از اسلام و جماعت مسلمين (اهل سنت و جماعت ) است.

ما ايشان را دعوت مي دهيم كه به حق و عقيده و عمل صحابه و پيروان راستين آنان در تمام زمينه ها برگردند، اين كار براي آنان بهتر و سودمندتر است.

2. اعتماد بر فتواهاي اين گروه جايز نيست؛ زيرا گفته هايشان مخالف با آيات و احاديث صريح است. اين گروه نصوص شريعت را تأويل و تحريف مي كنند، در مجموع اعمال و اقوال ايشان سبب مي شود كه نمي توان به گفته هايشان اعتماد نمود .

3. آنچه را كه به عنوان حديث بيان مي كنند نمي توان بر آن اعتماد نمود، نه از جهت سند حديث و نه از جهت معاني و مفاهيم.

4. مسلمانان در هر جا كه هستند بايد هوشيار باشند كه گرفتار گمراهي هاي آنها نشوند و با هر اسم و شعاري كه وارد ميدان شوند آنان را شناسايي كنند و فريب خوردگان را توجيه و ارشاد نمايند و افكار و عقايد فاسد آنان را بر ملا سازند.

انجمن دائم پژوهش هاي علمي ضمن صدور اين اعلاميه، از پروردگار مسئلت دارد كه با اسماء حسني و صفات علياي خويش، مسلمانان را از تمام فتنه ها در امان نگه دارد و گمراهان را هدايت نصيب فرمايد؛ و حال و روز آنان را سامان بخشد. مكر مكاران را به خودشان برگرداند و مسلمانان را از شر آنان در امان نگه دارد، او تعالي بر هر چيز قادر است.

 صلي الله وسلم علي نبينا محمد و آله و اصحابه و من تبعهم بإحسان.

  انجمن دائم پژوهش هاي علمي وافتا، كتاب ( فتاوي و بيانات مهمه ص 39 ) 
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  بخاری (6429،3561،2652)

[2]  احمد (4/126) و ابوداود (4607) ترمذی (2676)

[3]  مسلم (1923،1920،156).

[4]  احمد (4/276،271،267) ابوداود (1479) ترمذي (2969،3247،3372) ابن ماجه(3828) نسائي در الكبري(11464) ترمذي گفته:(حسن صحيح)

[5] بخاري  (7404)  مسلم  (1751)

[6]  بخاري  (4351)  مسلم (1064)

[7]  اين گفتار از عبد الله ابن مسعود است، در معارج القبول (1/154) گفته: (قال الذهبي : رواه عبدالله ابن احمد في السنة و ابوبكر بن المنذر و ابو احمد العسال و ابوالقاسم الطبراني و ابو الشيخ و ابوالقاسم اللا لكائي و ابو عمر و الطلمنكي  و ابوبكر البيهقي و ابو عمر بن عبدالبر في تواليفهم  و إسناد صحيح ) و يشهد له حديث ابو داود ( 4726 ) در كتاب السنة، و حديث الدارمي (341) في المقدمة

[8]  بخاري (3673) مسلم (2540). مُد از پيمانه هاي قديمي است و برخي مقدار آن را تقريباً 675 گرم دانسته اند.[26] آيا زن عده‌نشين مي‌تواند به حج برود؟

س: آيا زني كه در عده‌ي وفات شوهر و يا در عده‌ي طلاق بسر مي‌برد مي‌تواند  فريضه‌ي حج را ادا كند؟

ج: زني كه در عده‌ي وفات شوهرش بسر مي‌برد جايز نيست كه از خانه خارج شود و يا به سفر حج برود تا اين كه عده‌اش به پايان برسد؛ زيرا بر او واجب است در خانه‌اش بنشيند. الله تعالي فرموده است:[ وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا] [بقره: 234]

«و كساني كه از شما (مردان) مي‌ميرند و همسراني از خود به جاي مي‌گذارند، همسرانشان بايد چهار ماه و ده شبانه‌روز انتظار بكشند (عده نگه دارند)».

پس لازم است زني كه شوهرش مي‌ميرد تا پايان مدت مذكور در خانه بنشيند و عده نگه دارد.

اما زماني كه در غير عده‌ي وفات به سر مي‌برد:

اگر در عده‌ي طلاق رجعي باشد[1] اجازه‌اش در دست شوهر است و نمي‌تواند بدون اجازه‌ي شوهر سفر كند و بر مرد گناهي نيست كه به زن رجعيه‌ي خود اجازه دهد تا با همراه يكي از محارمش به حج برود.

ولي اگر طلاق طلاق بينونه[2] باشد، جايز است كه زن در خانه بماند و همچنين جايز است كه با موافقت شوهر به حج برود، چون ا