‌اش، در ماشين، هواپيما يا هر جاي ديگر و يا در هنگام مشاركت دفن ميتي در قبرستان باشد كه هنوز حفر قبر كامل نشده است و مردم نشسته و منتظر هستند، آيات الهي را به آنان متذكر شود همان طور كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  متذكر مي‌شد.

منظور اين است كه عالم بايد در هرجا و در هر اجتماع مناسب از فرصت استفاده كند و آن را از دست ندهد؛ بلكه با استفاده از فرصت، آيات الهي را به مردم گوشزد کند. با سخن خوب، روشي نيك، پايدار مردم را دعوت دهد. از گفتار بدون علم نسبت به الله و دین پرهیز نماید. والله ولي التوفيق

 شيخ ابن باز- مجلة البحوث العدد(36) ص(127،128)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . بخاري (100)[18] كسي كه علم ندارد، چگونه دیگران را دعوت می دهد؟

س: جواني هستم كه مي‌خواهم دعوتگر باشم، امّا شيوه‌ي مناسبي براي دعوت ندارم... آيا اگر به توزيع كاست‌هاي اسلامي‌و كتاب‌هاي ديني بپردازم برايم كافي است؟ لطفا راهنمايي‌ام كنيد؟ 

ج: آري، بدون ترديد بسي اوقات خود انسان توان دعوت ندارد، امّا مي‌‍‌تواند كتابها و نوارهاي مفيد را پخش كند. البته با توجه به اين كه خود فرد توان دعوت را ندارد، كتابها و نوارهايي را كه مي‌خواهد توزيع كند نخست آنها را به فردي آگاه (عالم) بدهد تا اشتباهات احتمالي را بداند و بي‌خبر، مسايلِ نادرست را پخش نكند...

و نيز مي‌تواند با طلبه يا دانشجويي در خصوص روش دعوت هماهنگي كند، بدين صورت كه  طلبه روش دعوت به خير را برايش بنويسد؛ و مخارج اين كار به عهده‌ي فردي باشد كه نمي‌تواند دعوت دهد.

 ابن عثيمين كتاب الدعوة (5) (2/17)[19] حكم كسي كه دعوت مي‌دهد و عمل نمي‌كند.

س: اگر كسي به چيزي دعوت دهد كه خودش پس از تلاش توان عمل به آن را ندارد، اما باور دارد، كه مخاطب او مي‌تواند به آن عمل كند؛ آيا دعوت بدهد يا خير؟

ج: اگر اين فرد مذكور به خير و نيكي دعوت مي‌دهد و خود قادر به ‌انجام آن نيست، مانعي ندارد كه فرد ديگري را به عمل خيري راهنمايي كند. بطور مثال: مردم را به نماز تهجّد فرا مي‌خواند امّا خود توانايي انجام اين عبادت را ندارد. شما حق نداريد به‌چنين فردي بگوييد وقتي خودت عمل نمي‌كني ديگران را به ‌اين عمل دعوت نده! يا كسي كه به صدقه دادن تشويق مي‌كند در حالي كه خودش توانايي انجام آن را ندارد يا پولي در اختيار ندارد، بايد او را در اين راه تشويق كرد ليكن اگر كسي دعوت مي‌دهد در حالي كه خودش توان انجام آن را دارد و عمل نمي‌كند؛ ترديدي نيست كه چنين فردي از دیدگاه عقل و دین، گمراه ‌است..... 

  شيخ ابن عثيمين كتاب الدعوة (5) (2/173)[20] توضيحي پيرامون روشهاي نقدِ دعوتگران.

الحمد لله رب العالمين، و الصلاة و السلام علي نبيّنا محمد النبي الأمين، و علي آله و صحبه و من اتبع سنته ‌الي ‌يوم الدين.  

و بعد ... الله تعالي به عدالت و نيكي امر نموده و از ستم، تجاوز و تعدي منع مي‌كند. پيامبرش محمدصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  را با همان هدفي كه تمام پيامبران را كه دعوت به توحيد و اخلاص در عبادت براي الله، فرمان به برپايي عدل و داد و جلوگیری از بی عدالتی كه عبادت غيرالله؛ اختلاف و تجاوز به حقوق بندگان، مبعوث كرده است. در عصر ما بسياري از علما و دعوتگران كه به خير و نيكي منتسب هستند (بدون رعايت انصاف در جلسات خصوصي خود و يا با تهيه و توزيع كاست‌هايي) كه در اختيار مردم قرار مي‌دهند و حتي گاهي در سخنراني‌هاي عمومي كه در مساجد برگزار مي‌گردد، آبرو و شخصيت علما و دعوتگران سرشناس، طلاب و سخنرانان زبردست را مورد حمله قرار مي‌دهند!؟ اين كار از جهات مختلف با دستورات الله و پيامبرش مخالف است، از جمله: 

اول: اين عمل، تجاوز به حقوق مردم مسلمان و حتي نخبگان جامعه ‌است كه تمام سعي و تلاش خود را براي بيداري، راهنمايي، اصلاح عقيده و راه و روش مردم به كار گرفته‌اند و براي تشكيل كلاس‌هاي درس، تأليف و تصنيف كتاب‌هاي سودمند و برگزاري محافل و مجالس سخنراني تلاش مي‌كنند.

دوم: اين حركت باعث به هم خوردن اتّحاد مسلمانان مي‌گردد، حال آن كه مسلمانان سخت نيازمند وحدت و پرهيز از اختلاف و دودستگي و بگو مگو هستند. در اين حركت نا‌بخردانه علما و دعوت‌گراني از اهل سنت و جماعت آماج حمله قرار مي‌گيرند كه با بدعت‌ها، خرافه‌گويي‌‌هاي اهل بدعت و مروجين و طراحان آن مبارزه مي‌كنند و متأسفانه دشمنان قسم خورده‌اسلام اعم از كفار، منافقين، مبتدعان و گمراهان نهايت استفاده از اين شرايط را مي‌برند. 

سوم: اين كار كمك به ‌افراد سودجو و فرصت طلب است مانند: افراد لائيك، غرب‌زده‌ها و بي‌دين‌هايي كه در دشمني با دعوتگران و طالبان علم و دانش مشهورند و با دروغ‌پراكني، تحريك و نوشته‌ها و تبليغات زهرآگين خود از طريق پخش نوارها به ميدان آمده‌اند. 

شايسته‌ي هيچ برادر ديني نيست كه ‌از چنين افراد سطحي‌نگر كه با اين اعمال خود دشمن را ياري و تقويت مي‌كنند، همصدا شود. 

چهارم: اين كار منجر به نابودي امنيت رواني عموم مردم و نخبگان مي‌گردد. از طرفي با ترويج اكاذيب و شايعات، غيبت و سخن چيني، افزايش مي‌يابد، درهاي شر براي افراد زبوني گشوده مي‌شود كه در صدد طرح شبهات، ايجاد فتنه و آزار دادن مومناني هستند كه جرمي را مرتكب نشده‌اند. 

پنجم: بسياري از سخناني كه (درباره ی دعوتگران) مي‌گويند هيچ اصل و اساسي ندارد بلكه مبتني بر توهمات و گمان‌هايي است كه شيطان براي هوادارنش مزين نموده و بدين‌گونه فريب‌شان داده ‌است.

 الله تعالي در كلام پاكش مي‌فرمايد: [يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا ]

(اي كساني كه‌ايمان آورده‌ايد! از بسياري از گمان‌ها بپرهيزيد، كه برخي از گما‌ن‌ها گناه‌است، و جاسوسي و پرده‌دري نكنيد، و يكي از ديگري غيبت ننمايد).«حجرات/12»

براي فرد مؤمن شايسته است كه سخن برادر مسلمانش را به بهترين صورت ممكن توجيه كند. يكي از بزرگان سلف مي‌گويد: «لا تَظُنَّنَ بكلمةٍ خرجت من أخيك سوءًا و أنت تَجِدُ لها في الخير مَحمَلاً»:[1] 

(تا مادامي  كه به گفته و سخن برادرت مي‌تواني توجيه و برداشت خوب داشته باشي اصلاً گمان بد و برداشت نادرست مكن).

ششم: نظريات اجتهادي كه عده‌اي از علما، دانشجويان و طلاب، (در مسايلي كه گنجايش اجتهاد دارد) در صورت توانمندي ارائه مي‌دهند نبايد مورد سرزنش و توبيخ قرار گيرند. اگر كسي با او مخالفت كرد، زيبنده است كه با بهترين روشي با او مجادله كند، تا (نشان دهد كه) شيفته‌ي رسيدن به حق و دفع وسوسه‌هاي شيطاني و پرهيز از نزاع بين مؤمنين است. ‌اگر چنين چيزي امكان نداشت و با فردي روبه‌رو شد كه ناگزير مي‌بايست با وي مخالفت شود، بايد از بهترين كلمات و ملايم‌ترين اصطلاحات بدون حمله كردن، يا جرح نمودن، يا تندي در سخن كه بسي اوقا