د است هر چند که موضوع «حلاله» هنگام اجرای صیغه ي عقد مطرح نشود«لأن المنوی کالمشروط» مادامی که نیت « تحلیل» عقد نكاح را فاسد می کند، همچنین نیت متعه، عقد را فاسد می کند. اين فتوا مطابق با مذهب حنبلی است.

قول دوم در این موضوع: نظر آن دسته از علمایی است که می گویند: شخص می تواند با زنی ازدواج کند؛ در حالی که نیت قلبی و اراده اش این است که هنگام بازگشت او را طلاق دهد؛ مانند دانشجویانی که جهت تحصیل به خارج می روند و مدت زمانی در آنجا هستند با یک خانم ازدواج می کنند با این نیت که پس از فارغ التحصیل شدن طلاقش دهند. از دیدگاه این دسته از علما چنین نکاحی صحیح است. استناد ایشان این است که این مرد هنگام اجرای صیغه ي نکاح شرط طلاق عنوان نکرده است، هر چند که اراده ي طلاق را داشته باشد؛ این دسته از علما معتقدند چنین نکاحی یک فرق اساسی با متعه دارد و آن این که متعه - ازدواج موقت- محدود به زمان مشخص است که هنگام عقد تعیین شده است و به محض این که مدت به پایان برسد، زن و مرد خود به خود از هم جدا می شوند. چه شوهر بخواهد یا نخواهد جدایی صورت می گیرد، برخلاف ازدواجی که مقرون به نیت طلاق باشد. زیرا مرد می تواند از نیت خود برگردد و همسرش را دوست داشته باشد و برای همیشه با او زندگی کند، این نظریه یکی از دو قول شیخ الاسلام ابن تیميه است.

به نظر بنده- ابن عثیمین- چنین نکاحی صحیح است و در حکم متعه- ازدواج موقت- نیست؛ زیرا تعریف متعه برآن صادق نیست؛ اما یک مسئله بسیار مهم باقی مانده وآن این که چنین نکاحی یک کلاهبرداری بزرگ است و قطعاً حرام است؛ زیرا این مرد با این نیت پنهانی، همسر و خانواده ي او را فریب داده است. در حالی که رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فریب دادن و خدعه و نیرنگ را حرام قرار داده است. شما توجه داشته باشید اگر این خانم و خانواده او از اراده ي قلبی این مرد خبر می داشتند که فقط برای مدت محدودی می خواهد ازدواج کند؛ هرگز اين خانم حاضر نمی شد با اين مرد ازدواج کند و خانواده اش نيز مخالفت می کردند.

این آقایی که می خواهد برای مدت محدودی و با فریب دادن خانواده اي با خانمی ازدواج کند و دوباره او را طلاق دهد، آیا خودش راضی می شود دخترش را به نکاح شخصی درآورد که پس از اتمام کارش او را طلاق دهد؟! چگونه چیزی را که برای خودش نمي پسندد، براي ديگران مي پسندد؟! چگونه یکمؤمن واقعی، ایمانش به او اجازه می دهد دست به چنین کاری بزند؟

 رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ می فرماید:[ لَا يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى يُحِبَّ لِأَخِيهِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ ][2]

[هیچ یکی از شما مومن واقعی نمی شود؛ مگر تا زمانی که آنچه را برای خودش دوست می دارد، برای برادرش دوست داشته باشد.] 

در مواردی شنیده ام که بعضی از مردم فقط بخاطر ازدواج به جاهای دیگر سفر می کنند و با یک خانم ازدواج می کنند و تا وقتی که ایشان در آنجا اقامت می کنند با او زندگي مي كنند و هنگام بازگشت زن را طلاق می دهند (زیرا از ابتدا او را برای زمان محدودی عقد نموده است.) باید دانست که هیچ عالمی چنین امری را جایز نمی داند، و این موضوع، بحران به وجود خواهد آورد. بنا بر سدّ ذرایع و به دلیل سوء استفاده ي مردم از این موضوع، بستن این دروازه بهتر است؛ و از طرفی عموم مردم از نظر مسائل دینی جاهل و بی سواد هستند و خواهشات نفسانی آنان را وادار می نماید تا نسبت به احکام و حدود شريعت بی توجه باشند.

شیخ ابن عثیمین- فتاوی المرأة ص:116،115

س2: بعضی از مسلمانان بنا به دلایلی مثل تحصیلات و مواردی دیگر به خارج سفر می کنند و در آنجا به نیتِ طلاق، ازدواج می کنند، لطفاً بفرمایید فرق این ازدواج با متعه چیست؟

ج: ازدواج در کشورهای غربی و اروپایی و بلاد کفر با مشکلات و ضررهای زیادی همراه است، اصلاً سفر به خارج جايز نیست؛ مگر با شرایط خاص و ویژه ای؛ بدلیل این که:

مسافرت به سرزمین های کفار، مسلمانان را در معرض کفر و انواع گناهان مانند: شرابخواری، زنا و انواع فساد قرار می دهد؛ از همین رو علما سفر به سرزمین های کفار را تحریم نموده اند، و به دلیلی که رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرموده اند:[ أَنَا بَرِيءٌ مِنْ كُلِّ مُسْلِمٍ يُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِ الْمُشْرِكِينَ][3]

[من بری هستم از مسلمانانی که بین مشرکین اقامت مي گزينند.]

بنابراین اقامت در میان کفار موضوعی خطر ساز است، اعم از این که مسافرت به قصد سیاحت باشد یا تحصیل یا تجارت یا هر موضوع دیگر.

 محصلین مدارس راهنمایی و دبیرستان و دانشجویانی که در خارج درس می خوانند با موضوع مهمی رو به رو هستند. دولت موظف است به آموزش محصلین توجه نماید و شرایط ادامه تحصیل را در داخل مهیا سازد و زمینه های تحصیلی را در کشور فراهم سازد تا احدی مجبور نشود جهت ادامه تحصیل به خارج سفر كند، حکومت موظف است تا سفر به سرزمین های کفر را به دلیل خطر ساز بودن آن ممنوع اعلام کند.

خیلی از افراد به دلیل رفت و آمد و مسافرت به سرزمین های کفر از دایره ی اسلام خارج گشته و به مرز ارتداد وارد شده اند. بسیاری از این افراد در انجام خیلی از معاصی مانند زنا و شرب خمر بی پروا شده اند. بدتر از همه ترك نماز برایشان امري عادی شده است. بررسی وضعیت کسانی که به خارج مسافرت می کنند، بیانگر همه این مشکلات است. مگر تعداد اندکی که مشمول رحمت الهی شده اند و ایمان و اعمال خویش را حفظ کرده اند. بنابراین راه چاره این است که جلوی این مسافرت ها گرفته شود؛ مگر برای کسانی که از نظر دین و ایمان و علم و عمل شناخته شده هستند؛ آنها فقط به منظور دعوت الي الله یا فرا گیري رشته های تخصصی که دولت اسلامي بدان نیازمند است، به خارج كشور سفر می كنند.

علمایی که به خارج سفر می کنند باید اهل استقامت باشند و در مسیر دعوت، دیگران را با بصیرت بر دین الله دعوت نمایند و لحظه ای هدف خود را فراموش نکنند.

البته بعضی از موارد را می توان مستثنی نمود، از جمله: علوم دانشگاهی که ما به آن دسترسی نداریم و مجالی هم برای آموزش آن در داخل، توسط استادان این فنون نیست و چاره ای جز سفر به سرزمین های کفار نیست. در چنین مواردی باید افراد ملتزم و متعهد به اصول دینی و دستورات الهی را انتخاب نمود.

اما موضوع ازدواج با نیت طلاق: علمای اسلامی در این موضوع باهم اختلاف نظر دارند، گروهی از علما از جمله علامه اوزاعی معتقدند این كار ناجایز است و شبیه ازدواج موقت است. گروه دوم که اکثریت باآنان است بنا به آنچه که علامه «ابن قدامه» در کتاب «المغنی» (7/137) ذکر نموده اند؛ معتقدند ازدواج با نیت طلاق درست است مادامی که شخص نیتش را بین خود و خدای خود مخفی نماید و آن را به عنوان شرطِ ازدواج مطرح ننماید. به عنوان مثال فرد به منظور تحصیلات به خارج سفر می کند بر نفس خویشتن بیمناک می شود که مبادا در فتنه و فساد بيفتد، می تواند آنجا ازدواج کند و هر چند که اراده اش بر این باشد 