.txt">معني حديث:« تَخَيَّرُوا لِنُطَفِكُمْ »</a><a class="text" href="w:text:1290.txt">توضيح واژه ي مولي از نظر شرع </a><a class="text" href="w:text:1291.txt">حكم نگاه كردن به نامزد</a><a class="text" href="w:text:1292.txt">شرايط و محدوده ي نگاه به دختري كه خواستگار مي خواهد او را ببيند</a><a class="text" href="w:text:1293.txt">حكم آرايش دختر براي نامزدش و حكم دادن هديه از طرف پسر به نامزدش</a><a class="text" href="w:text:1294.txt">حكم تماس تلفني بين دو نفري كه باهم نامزد هستند</a><a class="text" href="w:text:1295.txt">حكم مهريه در نكاح</a><a class="text" href="w:text:1296.txt">آيا مقدار مهر در شريعت مشخص شده است</a><a class="text" href="w:text:1297.txt">حكم بالا بردن مهريه ها</a></body></html>[31] معني حديث:« تَعَلَّمُوا مِنْ أَنْسَابِكُمْ مَا تَصِلُونَ بِهِ أَرْحَامَكُمْ»[1]

س: معني اين حديث چيست؟ آيا مي تواند به نفع كساني دليل مي باشد كه معتقدند كساني كه از نظر نژادي در طبقه ي بالاي جامعه قرار دارند، نمي توانند با افراد طبقه ي پائين اجتماع ازدواج كنند؟ تا نسب قبيله هاي اصيلبا غير اصيل آميخته نشود.

ج: در مورد صحت اين حديث اطلاع ندارم؛ اما در صورت صحيح بودن معنايش اين است كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ به ما دستور مي دهد تا نسب خود را بشناسيم و با خويشاوندان صله ي رحم داشته باشيم؛ از قبيله ي خود مان باشند يا از قبيله اي ديگر باشند، اصيل باشند يا غيرآن، بر فرض مثال شخصي كه مادرش كنيز است و خودش آزاد است؛ ارباب كنيز با او صله ي رحم نمايند؛ هر چند از نظر نژادي از طرف مادر، كنيز زاده باشد. اين حديث دلالت بر نژاد و اصيل و غير اصيل ندارد. خويشاوند، خويشاوند است هر چند كه از نظر نسب فرق دا شته باشد.

 فتوا با امضاي شيخ ابن عثيمن
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  احمد (2/374) ترمذي (1979) و قال:«حديث غريب من هذالوجه» حاكم 4/161(7284) و صححه و وافقه الذهبي. و صححه أيضاً الألباني في « الصحيحة» (1/276)[32] معني حديث:« تَخَيَّرُوا لِنُطَفِكُمْ »

س: برخي از مردم معتقدند: معني اين حديث:[ تَخَيَّرُوا لِنُطَفِكُمْ وَانْكِحُوا الْأَكْفَاءَ وَأَنْكِحُوا إِلَيْهِمْ][1]

اين است كه خانواده هاي اصيل و داراي حسب و نسب و اسم و رسم نبايد با كساني ازدواج كنند كه از طبقه ي پائين اجتماع هستند؛ مردم اين گونه معتقدند؛ فردي هر چند ديندار و امانت دار باشد؛ اما به دليل اين كه از فلان طبقه پائين است، او را همسر نمي دهند. نظر شما در اين مورد چيست؟ لطفاً نظر خود را بيان داريد. « تَخَيَّرُوا لِنُطَفِكُمْ وَأَنْكِحُوا الأَكْفَاءَ وَأَنْكِحُوا إِلَيْهِمْ ». 

ج: بنظر ما اين روايت صحيح نيست، و چون صحيح نيست،قابل استدلال همنمي باشد. بنابراين استدلال اين افرادِ نژاد پرست باطل است. 

فتوا با امضاي شيخ ابن عثيمين.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  ابن ماجه (1968) دار قطني (3/299(198) حاكم 2/163 (2687) و صححه و لم يوافقه الذهبي ، و فيه الحارث بن عمران و هو متروك الحديث.[101] به‌كار بردن جمله‌ي‌(الله ‌مي‌داند!) براي تأكيد

س- حکم این جمله که  مي‌گويند: ( الله مي‌داند!) كه چنين و چنان است، ‌چيست؟

ج-گفتن: (الله می‌داند) مسئله‌ي خطر ناکی است. حتی در برخی از کتاب‌های حنفی دیدم که هر کس درباره‌ی چیزی بگوید: (الله می‌داند) در حالی که واقعیت بر خلاف آن باشد، کافر است و از دین خارج می‌شود. هرگاه بگویی: (الله می‌داند که من فلان کار را انجام نداده ام) در حالی که انجام داده باشی، معنای اين سخن این است که الله از آن بی‌خبر است.  وقتی كه می‌گویی: (الله می‌داند که من با فلانی ملاقات نکرده ام) در حالی که ملاقات کرده ای! در واقع (به تصور چنین فردی)  الله از آن چه اتفاق افتاده بی‌خبر است. بدیهی است که هر کس داشتن آگاهی و علم را از الله نفی کند، کافر می‌شود.

شافعی ‌در باره‌ی قدریه ‌می‌‌گو‌یند‌: (بوسيله‌ي ‌علم با قدريه ‌مجادله كيند اگر‌آن را انکار کردند‌ کافر مي‌شوند، ‌و اگر به‌ داشتن علم برای ‌الله ‌اقرار کنند، با اقرار خودشان مغلوب شده و شكست مي خورند).[1]

 خلا‌صه‌ ي سخن این‌که: گفتن‌ جمله ي(الله ‌می‌داند) هر‌گاه ‌فردی‌ چنین حرفی ‌بزند در حالی‌که ‌واقعیت بر خلاف‌آن باشد، حرف بسيار خطرناکی زده و بدون شک حرام است،  اگر حرفش درست و مطابق با واقعیت باشد، ‌ایرادی‌ ندارد، چرا که در گفته‌اش‌ صادق است‌ و الله بر هر چیز دانا است، همان‌طور که از قول پيامبران‌ در سوره‌ی یس‌آمده:‌ «قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ (١٦)» (گفتند: الله می‌داند که ما بسوی شما فرستاده شده ایم). «یس/16» 

شیخ ابن عثیمین: الفاظ و مفاهیم فی میزان الشریعة (ص/49)‌‌
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -شرح عقيدة الطحاوية ص/302 مراجعه شود.[33] توضيح واژه ي مولي از نظر شرع 

س: معني شرعي مولي چيست؟ آيا مولي بر برده اطلاق مي شود؟ 

ج: مولي به برده اطلاق مي شود – عتيق- وهم به كسي كه برده اي را آزاد نموده- معتق- ؛ مثلاً گفته مي شود: ابو رافع مولي بني هاشم، آنگونه كه گفته مي شود: بني هاشم مولي ابو رافع.

معناي اين عبارت اين است كه ابو رافع با بني هاشم پيمان دوستي منعقد نموده است و به آنان منسوب است كه آنها را ياري مي كند و به آنان پناهنده مي شود و همچنين بني هاشم ابو رافع رااز خودشان مي دانند و در مشكلات او را ياري مي كنند و به عنوان عصبه از او ميراث مي برند.

نزد برخي علما: برده از معتق خود در صورتي كه عصبه ي نسبي نداشته باشد، ارثمي برد؛ بنابراين كلمه مولي بر كساني اطلاق مي شود كه از بردگي آزاد شوند؛ هر چند كه يكي از اجداد آنان در گذشته هاي بسيار دور برده بوده و سپس آزاد شده است، همچنين بر فرزندان او كلمه ي مولي اطلاق مي شود. مولي گاهي نسبش از عرب است مانند زيد بن حارثه و گاهي از عجم است. مانند اكثر موالي صدر اسلام كه همگي در علم، فقه و حفظ زبانزد بوده اند. مانند: سعيد بن جبير، عطاء بن ابي رباح، طاووس بن كيسان، محمد بن اسحاق و ديگران . ( و الله اعلم).

فتوا با امضاي شيخ ابن جبرين، مورخه ي 29/10/1420[34] حكم نگاه كردن به نامزد

س: يكي از اسباب طلاق، عدم رؤيت همسر قبل از عقد نكاح و ازدواج است، در حالي كه دين اسلام اين را جايز قرار داده است؛ چه توضيحي در اين مورد داريد؟ 

ج: بدون ترديد عدم رؤيت همسر قبل از ازدواج يكي از اسباب جدايي و طلاق است. بخصوص زماني كه مرد متوجه شود كه همسرش از نظر حسن جمال بر خلاف آن چيزي است كه در موردش با او صحبت كرده اند. بنابراين شريعت اسلامي به مرد اين اجازه را داده است كه قبل از ازدواج، همسر آينده اش را ببيند؛ رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مي فرمايد: « إِذَا خَطَبَ أَحَدُكُمْ الْمَرْأَةَ فَإِنْ اسْتَطَاعَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى مَا يَدْعُوهُ إِلَى نِكَاحِهَا فَلْيَفْعَلْ، فَإِنَّهُ أَحْرَى أَنْ يُؤْدَمَ بَيْنَهُمَا »[1] 

 [هرگاه يكي از شما از زني خواستگاري نمود و مي توانست به محاسن او نگ