و در مدينه ساكن نشدم تا بتوانم از محضر پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآله َسَلَّمَ سؤال نمايم؛ زيرا معمول اين بود كه هر گاه يكي از اصحاب به شهر مدينه هجرت مي نمود و در آنجا مقيم مي شد از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآله َسَلَّمَ سؤال نمی کرد؛ بلکه همواره به احادیث و آیاتی که پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ می خواند گوش می داد .[10] 

همچنين در صحيح مسلم از انس روايت است كه فرمود: ما از سؤال كردن از محضر پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نهي شده بوديم، خيلي برايمان جالب بود كه يكي از صحرا و خارج از مدينه مي آمد تا از محضر پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سؤال كند و ما گوش كنيم ... .[11] 

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود: «هر گاه شما را از چيزي نهي نمودم از آن باز بيائيد و هر گاه شما را به چيزي امر نمودم به اندازه توان آن را انجام دهيد»

 بنابراين با اين بيان پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآله َسَلَّمَ ما را متوجه مي سازد كه با عمل كردن به دستورات و باز آمدن از منهيات خود را مشغول سازيم و از طرح سؤال بپرهيزيم. بنابراين شايسته است كه مسلمانان تمام اهتمام و توجه خود را بكار ببندند  تا دستورات خدا و رسولش را ياد بگيرند، مسلمان باید تلاش كند تا آن را بفهمد، و امور اعتقادي را كاملاً تصديق كند، و امور عملي را به اندازه توانش انجام دهد  و از منهيات باز بيايد، اصحاب پيامبر و تابعين اينگونه بودند و همواره مي كوشيدند علم قرآن و حديث را ياد بگيرند. اگر ذكر و فكر شنونده ی احكام شريعت متوجه امور احتمالي و فرضي شود، اين همان چيزي است كه از آن نهي شده و بايد از آن پرهيز شود؛ زيرا اين احتمالات ذهني مانع از آن مي شود كه ذهن شنونده متوجه اصل دستورات شريعت  شود تا كاملاً به آن عمل نمايد. 

شخصي از عبدالله بن عمر در مورد استلام حجر الأسود سؤال كرد؟ عبدالله بن عمر در جواب گفت: پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآله َسَلَّمَ را ديدم كه استلام حجر الأسود مي نمود و آن را مي بوسيد. سائل گفت اگر نتوانستم چكار كنم؟ اگر خيلي شلوغ بود چكار كنم؟ ابن عمر گفت : اگر و اما را در شهر خودت یمن رها كن، من پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ را ديدم كه حجر الأسود را مي بوسيد .[12] 

منظور ابن عمر اين است كه توجه فقط متابعت امر رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ باشد، فرضيات و احتمالاتي را كه هنوز اتفاق نيفتاده رها كن؛ زيرا اين امور مانع اطاعت امر رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآله َسَلَّمَ مي شود؛ بايد دانست كه تفقّه ديني و سؤال و جواب علمي زماني ارزشمند است كه به منظور عمل به احكام باشد نه اينكه از روي بحث و جدل باشد.

 از علي رضي الله عنه روايت است كه ايشان در مورد فتنه هاي آخر الزمان سخن مي گفت: عمر رضي الله عنه از ايشان پرسيد، اي علي ! چه زماني اين فتنه ها ظاهر مي شوند، علي رضي الله عنه فرمود: اذا تفقّه لغير الدين، و تعلّم لغير العمل، و التمست الدنيا بعمل الآخرة .[13] هر زماني كه تفقه براي غير دين باشد، و فراگيري علم منهاي عمل باشد، و اعمال آخرت با انگيزه ي دنيا طلبي باشد.

ابن مسعود رضي الله عنه مي گويد: چه حالي خواهيد داشت آن زماني كه فتنه هائي شما را فراگيرد كه خرد سالان در آن فتنه ها بزرگ شوند و بزرگان پير شوند، امور منكر جايگزين سنت شود، اگر روزي بخواهند منكر را تغيير دهند، اعتراض همه بلند مي شود و مي گويند: اين كار درست نيست چرا اين كار را انجام مي دهيد؟ مر دم عرض نمودند: آن زمان كي فرا مي رسد؟ فرمود: آنگاه كه افراد امين و مورد اعتماد كم شوند، فرمانروايان بسيار شوند، فقها اندك شوند، قرّاء زياد شوند، تفقّه براي غير دين باشد، عمل به دين با انگيزه رسيدن به متاع دنيا باشد .[14] 

بر همين اساس بسياري از صحابه، سؤال در مورد حوادثي كه هنوز اتفاق نيفتاده را مكروه مي دانستند و اصلاً به چنين سؤال هاي پاسخ نمي دادند . 

عمروبن مرّة مي گويد: عمر رضي الله عنه در ميان مردم رفت و خطاب به آنان گفت: از اموري كه هنوز اتفاق نيفتاده سؤال نكنيد؛ زيرا ما با اموري درگیر هستيم كه اتفاق افتاده و براي آنها بايد چاره جوئي كنيم .[15] 

ابن عمر می گوید: از چیزی که اتفاق نیفتاده سؤال نکنید؛ زیرا شنیده ام که عمر، سائلی را که از چیزی سوال میکند که هنوز واقع نشده لعنت کرده است.[16]

هر گاه از زيد بن ثابت سؤالي پرسيده مي شد، مي گفت: آيا اين اتفاق افتاده؟ اگر مي گفتند خير، مي گفت: اكنون اين مسئله را رها كنيد هرگاه اتفاق افتاد آنگاه از آن بپرسيد .[17]

مسروق مي گويد: از أبي بن كعب مسئله اي را پرسيدم، فرمود: آيا همچنين چيزي اتفاق افتاده است؟ گفتم: خير، گفت: پس ما را اذيت نكن، هر گاه اين مسئله اتفاق افتاد آنوقت ما براي جواب آن جست و جو مي كنيم .

شعبي مي گويد: از عمّار مسئله اي پرسيده شد، گفت: آيا اين امر اتفاق افتاده است؟ گفتند خير، گفت: چيزي كه اتفاق نيفتاده از آن سؤال نكنيد هر وقت اتفاق افتاد آنوقت بپرسيد تا ما جوابي براي آن پيدا بكنيم[18] .

صلت بن راشد مي گويد در مورد مسئله اي از طاوس سؤال كردم، با عصبانيت پرسيد آيا اين مسئله اتفاق افتاده است، گفتم آري، گفت: ترا به خداوند سوگند! آيا اين چنين است؟ گفتم سوگند به خداوند، فرمود : اصحاب ما از معاذ بن جبل روايت كرده اند كه ايشان فرمود: اي مردم مشكلاتي را كه هنوز اتفاق نيفتاده است جستجو نكنيد كه سرگردان مي شويد. بدانيد كه اگر شما در پي مشكلاتي نباشيد كه هنوز اتفاق نيفتاده است، آنگاه كه اتفاق افتاد خداوند در ميان مسلمانان كساني را بوجود خواهد آورد كه براي حل مشكل چاره جوئي مي كنند و جواب صحيح را پيدا مي كنند .[19]

مردم در اين موضوع به چند گروه تقسيم شده اند:

پيروان اهل حديث در جستجوي فرضيات و احتمالات نبودند و همواره تلاش مي كردند تا آنچه را كه الله تعالي نارل فرموده است به خوبي بفهمند و علم دين را حاصل كنند. فقهاء اهل رأي در جستجوي مسائل قبل از وقوع، قائل به توسعه بودند و امور محتمل و غير محتمل را جستجو مي كردند،  و با تكلف تمام تلاش مي كردند تا براي آنها جوابي پيدا كنند، در مواردي اين امور منجر به خصومت و جدال و افتراق بين قلوب و بغض و عداوت مي شد و مقترن بود به فخر و مباهات و جلب توجه مردم بدور خود، بديهي است كه چنين اعمالي از نظر علماي ربّاني مذموم است و از نظر سنت نبوي محكوم است. 

فقهاي اهل حديث و علماي عامل، همواره تلاش مي نمودند تا معاني و مفاهيم قرآن را در پرتو احاديث رسول الله و سخنان صحابه و تابعين دريافت كنند، احاديث صحيح را از ميان روايات ضعيف تفكيك كنند. آنگاه احكام مسائل فقهي را تبيين كنند، فقهاء و اهل حديث و علماي عامل، همواره تلاش مي نمودند تا در مرحله بعد سخنان صحابه و تابعين را در علوم تفسير و مسائل حلال و حرام و اصول سنت  و زهد و رقائق و امور ديگر را فراگيرند، منهج امام احمد و موافقانش اينگونه بود. بديهي است