علی و فاطمة و الحسن و الحسین و الائمة من ذریتهم.(3).  
و در قرآن مسلمانان: کلمات فی محمد و علی و فاطمة و الحسن و الحسین و الائمة من ذریتهم.. وجود ندارند و آیه این طور است: و لقد عهدنا الی آدم من قبل فنسی، لذا طبق این روایت الفاظی از قرآن کریم حذف شده اند و قرآن کریم مورد تحریف قرار گرفته است.
---------------------------------------------------------------------------------
1) تفسير صافی ص 14
2) اصول کافی ص 227
3) ترجمه مقبول ص 637<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه مترجم</a><a class="text" href="w:text:5.txt">سخنی از گرد آورنده کتاب</a><a class="text" href="w:text:6.txt">اسامی مناظره کنندگان و مدیران جلسه</a><a class="folder" href="w:html:7.xml">آغاز مناظره</a></body></html>فالظاهر من ثقة الاسلام... معنای این عبارت چنین است: به نظر علمای ظاهر بین محمد بن یعقوب کلینی معتقد به تحریف قرآن بودند......
یعنی علمای ظاهر بین پنداشته اند کلینی به تحریف قرآن اعتقاد داشته است و علمای محقق ما چنین نظری نداشته اند.
علمای ظاهر بین با علمای محقق تفاوت دارند و نظر علمای ظاهر بین قابل قبول نیست و اما علمای محقق ما مانند شیخ صدوق و شریف مرتضی و ابوجعفر طوسی و ابوعلی طبرسی اعتقادی به تحریف قرآن نداشته اند و نزد ما قول همین چهار عالم معتبر است و قول دیگران اشتباه است.
مناظر شیعه به جای ارائه دادن روایتی از ائمه معصوم چندین بار از همین چهار نفر نام برد و گفت ما قول همین چهار نفر را قبول داریم در صورتیکه مولانا عبدالستار دهها دلیل از کتب شیعه برای اثبات عقیده کافرانه تحریف قرآن نزد تشیع ارائه داد و از مناظر شیعه تقاضا نمود فقط یک روایت صحیح و صریح ارائه دهد اما مناظر شیعه از ارائه یک روایت هم ناتوان بود.سروران عزیزم
فکر می کردم برای مناظره با من از علمای بزرگ لکهنو دعوت کرده اید اما اشتباه فکر کرده بودم چون مناظر شیعه حتی معنای عبارت عربی را نمی داند و اشتباه ترجمه می کند.
ایشان عبارت فالظاهر را ناشیانه و جاهلانه  ترجمه کردند و گفتند معنای عبارت علمای ظاهر بین است، این بیچاره کتب مذهب خودش را هم نخوانده است و شاید وقتی برای مطالعه نصیبش نشده است زیرا که این آخوندها فقط بلدند به همسران پیامبر و یاران پیامبر اهانت کنند و مجلس لعن برگزار کنند و وقت خود را در لعن اصحاب پیامبر می گذرانند.
بهتر است ترجمه عبارت فالظاهر را از کتابهای خود شیعه نقل کنم چنانچه مقبول دهلوی در ترجمه مقبول می نویسد: اما اعتقاد علمای بزرگ ما در این مورد: پس واضح است که ثقة الاسلام کلینی معتقد به تحریف و نقص در قرآن بوده است و همین طور استادش چنین اعتقادی داشتند زیرا تفسیرش مملوا از این بحث است و...(1) 
ببینید سروران عزیز علمای شیعه عبارت را طوری تشریح کردند که ما تشریح کرده بودیم و هیچ عالم شیعی فالظاهر را علمای ظاهر بین معنی نکرده است و این خود دلیل شکست مناظر شیعه است که به جای ارائه دلیل عبارت عربی را اشتباه وغلط ترجمه می کند.
در طول تاریخ شیعه فقط نام چهار نفر وجود دارد که سخن از تحریف قرآن نگفته اند و این چهار نفر هم بنابر تقیه عقیده تحریف قرآن را از مردم پنهان کرده اند و طبق قول علمای شیعه این چهار نفر هم قلبا به تحریف قرآن معتقد بوده اند.
دوما قول این چهار نفر در  برابر اقوال امامان معصوم و هزاران روایت ارزش و اعتباری ندارد، آقای شیخ اسماعیل شما را چه شده است که اقوال امامان معصوم را ترک کرده ای و دنبال غیر معصومین افتاده ای؟ 
به مردم می گوئید ما پیروان امامان معصوم هستیم و امروز سخن امامان معصوم را به دیوار می زنید و غیر معصومین را امام و مقتدای خود قرار می دهید؟ 
روایات تحریف قرآن در کتب شیعه:
1.	در کتاب احتجاح طبرسی روایتی از حضرت علی نقل شده است که ایشان می فرمایند: والذی بدا فی الکتاب من الازرا علی النبی صلی الله علیه وسلم من فرقة الملحدین.(2)  
ترجمه: آنچه در قرآن اهانت به پیامبر است ملحدین به قرآن افزوده‌اند (یعنی جمع آوری کنندگان قرآن)..
این قول امام معصوم است که می گوید ملحدین اهانتهائی به پیامبر اسلام در قرآن کریم افزوده اند، آیا شیخ صدوق و شریف مرتضی و غیره این اهانتها را از قرآن حذف کرده اند یا آن اهانتها همچنان در قرآن وجود دارد؟ 
2.	در تفسیر صافی روایت شده است : حضرت علی به یک شخص در مورد ربط دو آیه فرمودند: فهو ما قدمت ذکره من اسقاط المنافقین من القرآن بین القول فی الیتمی و بین نکاح النساء من الخطاب و القصص اکثر من ثلث القرآن(3).  
ترجمه: دلیل آن را قبلا بیان کردم که منافقان از بین قول پروردگار فی الیتمی و فانکحوا آیه های زیادی از احکام و قصص را که به اندازه یک سوم قرآن بود حذف کرده اند (به همین خاطر آیه ها بی ربط شده اند)
قول آن چهار عالم شیعه زمانی معتبر می شود که برای اثبات قول خود از قول امام معصوم دلیلی داشته باشند و بدون دلیل از معصوم قول آنان پذیرفته نمی شود و ارزش استدلالی هم ندارد.  
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) ترجمه مقبول دهلوی شیعه ص 47
2) احتجاج طبرسی ص 137
3) تفسیر صافی صفحه 37عزیزان 
مولوی عبدالستار چندین بار از من خواستند یک روایت صحیح برای اثبات تحریف نشدن قرآن ارائه دهم و من الان یک روایت از امام معصوم امام باقر ارائه می دهم تا پاسخی به تقاضای مکرر مولوی عبدالستار داده باشم.
فروع کافی روایتی از امام محمد باقر علیه السلام نقل کرده است که ایشان فرمودند: اقاموا حروفه و حرفوا حدوده(1)  
ترجمه: آنان حروف قرآن را برپا داشتند اما حدود قرآنی را زیر پا گذاشتند.
این قول امام باقر است و از این قول امام معصوم ثابت می شود که حروف قرآن تغییر نیافته اند و فقط احکام و حدود قرآن زیر پا گذاشته شدند. 
در برابر این قول امام معصوم تمام روایاتی که مولوی عبدالستار بیان نمود ضعیف هستند و اعتباری ندارند.
چنانچه مولف تفسیر صافی می نویسد مذهب صحیح  ما تحریف قرآن را نمی پذیرد(2). 
ببینید مولف تفسیر صافی می گوید مذهب بزرگان ما این است که قرآن تحریف نشده است و می افزاید که دلیل تحریف نشدن قرآن اهتمام و توجه اصحاب پیامبر در جمع آوری قرآن می باشد زیرا اصحاب پیامبر در جمع آوری قرآن تلاشها و زحمات فروانی متحمل شدند و قرآنی که با این همه زحمت و دقت و تلاش جمع آوری شده باشد ممکن نیست مورد تحریف قرار گرفته باشد.
جناب مولوی عبدالستار اگر علمای ما به قرآن ایمان نمی داشتند چرا چنین چیزهائی را در کتابهایشان می نوشتند؟ 
----------------------------------------------------------------------------------
1) فروع کافی جلد سوم کتاب الروضة ص 36
2) تفسیر صافی ص 14روایتی که شیخ اسماعیل از کتاب فروع کافی نقل کرد مطلقا گفته است حروف قرآن را برپاداشتند و نامی از تمام قرآن و یا تمام آیه های قرآن در این روایت برده نشده است و در ادامه همین روایت امام محمد باقر در مورد امتهای پیشین بعینه همین لفظ را به کار می برد و می گوید اقاموا حروفه و حرفوا حدوده یعنی امتهای پیشین (یهود و نصارا) حروف کتابهایشان 