د. و این همان مسئولیت است که آخرین نظریات سیاسی در ادارة تشکیلات اجتماع امروز تازه بآن رسیده است. و بدیهی است که این اقدام در موردی صحیح و نافذ است که دولت بتواند برای بیکاران کار ایجاد نماید. اما اگر دولت در اثر روبرو شدن با بحرانهای سیاسی و اقتصادی از انجام وظیفه خود بازماند، و کسانی در اجتماع پدید آیند که اصلاً از کار عاجز باشند، در اینجا صندوق بیت المال و بعبارت امروز وزارت دارائی و خزانه داری کل باید احتیاج نیازمندان را مرتفع سازد.
واضح است که در این صورت هم شخصیت و آبروی آنان محفوظ و هم مورد احترام دولتند، زیرا که از حقوق قانونی باز نشستگی خود استفاده میکنند نه از صدقة ثروتمندان.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:20.txt">بخش اول</a><a class="text" href="w:text:21.txt">بخش دوم</a><a class="text" href="w:text:22.txt">بخش سوم</a><a class="text" href="w:text:23.txt">بخش چهارم</a><a class="text" href="w:text:24.txt">بخش پنجم</a><a class="text" href="w:text:25.txt">بخش ششم</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="folder" href="w:html:4.xml">جلد اول</a><a class="folder" href="w:html:37.xml">جلد دوم</a><a class="folder" href="w:html:78.xml">جلد سوم</a></body></html>زن در اسلام

اکنون در این پهن دشت خاور زمین یک هیجان شگفت انگیز و یک غوغای عجیبی برپا است، این جنب و جوشها بنام حقوق زن و بنام تساوی حقوق مرد و زن معروف است، و در میان  این هیاهو و غوغا گروهی از زنان و مردان تب دار بنام اسلام هذیانها بافته و یاوه ها سروده اند، و برای گم کردن راه و گمراه ساختن ملت های مسلمان گروهی میگویند: اسلام مرد و زن را در همة شئون و حقوق انسانی کاملاً متساوی اعلام نموده. و گروهی بعکس یا از روی جهل و نادانی و یا از روی غفلت و اشتباه میگویند: اسلام دشمن دیرینه و سرسخت زن است. اینان میگویند: اسلام همیشه شخصیت زن را بی ارزش و وجود او را بی احترام و مشاعر و وجدان او را ویران و نیروی از خودآگاهی و خودشناسی را در نهادش سرکوب ساخته، و با چهارپایان هم طرازش میداند. و بعبارت دیگر، اسلام زن را گوی بازی بازیکنان شهوت و کالای کامرانی هوسبازان قرار داده است. خلاصه زن در نظر اسلام یک کارخانه آدم سازی بیش نیست و در تمام این مراحل مانند سایه ای پیرو مرد است، بطوریکه در همة ادوار زندگی مرد بر او مسلط و در کلیه شئون اجتماع ازوی برتر و بالاتر است.
متأسفانه بی پرده باید بگویم که هیچ یک از این دو گروه هذیان گو پی بحقیقت اسلام نبرده و او را نشناخته اند، و اگر شناخته باشند از روی غرضهای شیطانی و بقصد بر انگیختن فتنه ها و فسادها حق را کتمان نموده و در پس پرده باطل نهان ساخته اند، ما اکنون پیش از بیان حقیقت زندگی و وضع اجتماعی زن در اسلام بهتر است که با یک بیان سریع و ساده بداستان غم انگیز زندگی زن در عالم اروپا اشاره کنیم؛ و تا تاریخ اندوهگین اروپا را در این باره ورق نزنیم این داستان برای ما روشن نخواهد شد، زیرا که بزرگترین منبع فساد و قویترین سرچشمه فتنه در خاور میانه وضع زنان اروپائی است که از طریق تقلید محکوم بفنا باین سرزمین پاک سرازیر شده و این ناآلوده محیط را با فسادهای اروپائی آلوده ساخته است. بر همگان روشن است که قبل از گسترش نظام تابناک اسلام زن در جهان بخصوص در سرزمین اروپا موجودی بود بی ارزش و بی ارج؟ و در قاموس آمارگران بشریت با هیچ طبقه ای سرشماری و آمارگیری نمیشد، دانشمندان و فلاسفه آنروز در چگونگی شخصیت و هستی زن با یکدیگر گفتگوها داشتند که آیا در نهاد این اعجوبة هستی روح و روانی وجود دارد یا نه؟ و اگر داشته باشد روح انسانی است یا حیوانی؟ و بفرض اینکه دارای روح انسانی است وضع اجتماعی آن در برابر مردان مانند وضع و حال بردگان است و یا کمی برتر و بهتر از آنست؟ و حتی در فرصتهای کوتاهی هم که زنان در یونان و در امپراطوری روم به مرکز اجتماع آن عصر راه برده و اندک مدتی از نعمت تمدن آنروز بهره مند شدند باز یک مزیت عمومی و بخاطر مراعات احترام جنس زن نبود، بلکه مقامی بود در انحصار عدة زنان انگشت شمار که بجهت دارا بودن پارة اوصاف و خصوصیاتی بآن میرسیدند. و گاهی هم برای عدة از بانوان پایتختها و شهرهای بزرگ این حق میسر میشد. اما نه بعنوان اینکه زن از جنس بشر و از مزایای انسانیت بهره مند است، بلکه برای این بود که اینگونه زن همه جا زینت بخش محافل عیاشی و یک نوع وسیلة کامیابی و سرگرمی ثروتمندان عیاش بود. و با شرکت کردن اینگونه زنان بزمهای سرور و عیاشی و خوشگذرانی اغنیا رنگ دیگری بخود میگرفت، و بدین ترتیب این بزمهای شهوت گرمتر و رنگین تر و خوش آیندتر میگشت، اما هرگز زن در این اجتماع شهوت بار مانند یک فرد انسان دارای احترام واقعی و سزاوار شخصیت حقیقتی نبود، و قطع نظر از جنبة شهوت انگیزی زنان و شهوت رانی عیاشان که زن را در نظر مرد فقط بخاطر تسکین درد و خالی کردن کیسة شهوت زیباتر جلوه میداد، و در جلوگاه شهوت دارای احترام مینمود. این زیبا موجود هیچگونه ارزش انسانی نداشت.
آری، وضع زن از نظر عمومی جهان اینگونه بود و در عصر تاریک بردگی و در زمان ذلت بار تیول در اروپا این وضع اندوهگین با شدت ادامه داشت. و این موجود پرارزش در منجلاب جهل و گرداب نادانی دست و پا میزد، گاهی برای خاموش کردن آتش شهوت شهوترانان باجتماع آنروز هدایت میشد. و دیگر گاه مانند چهارپایان در کارگاه خوردن و خوابیدن و آبستن شدن و زائیدن شب را بروز و روز را بشب میرساند، تا سرانجام انقلاب صنایع در جهان بوجود آمد و همزمان با آن انقلاب یک صحنة طوفانی و یک صفحة پرآشوب دیگری در زندگی زنان باز شد که در تاریخ زندگی این طایفه تا آن روز بیمانند و بی سابقه بود و تاکنون آن چنان سیاه روز و غم انگیزی در قاموس تاریخ ثبت نگردیده است.
آری، طبیعت بشر اروپائی در تمام ادوار تاریخی و اجتماعی خود همینگونه خودسر و خود خواه و خشک و بی ثمر بود، این طبع هستی سوز هرگز اجازه نمیداد که بشر اروپائی بوادی خوش نسیم مردانگی و نجابت قدم بگذارد. و در دریای بی پایان فضیلت انسانیت غوطه ورگردد، و با پیروی از الهام هستی ساز بشریت بوظیفة مردانگی و نگهداری زن و تشکیل خانواده بطور آبرومندانه قیام کند.
اما اوضاع اقتصادی در عصرهای تاریک بردگی و تیول و همچنین دسته بندی و همکاری قهری که لازمة محیط و زندگی کشاورزی بود خود بخود ایجاب میکرد که مرد بناچار تأمین امور زندگانی زن را بعهده بگیرد. و این یک امر طبیعی بود که بمقتضای زمان و مناسب و ملازم با عصر کشاورزی صورت میگرفت، بخصوص که زن در این عصر تاریک در منزل بکارهای دستی و صنایع ساده که مربوط بامور کشاورزی بود مشغول شده با مرد همکاری میکرد، و مخارج سرپرستی مرد و هزینة زندگی خود را از دست رنج خود میپرداخت. و باین ترتیب یک نوع همکاری نیمه نزدیک و یک نوع سرپرستی نیمه رسمی در تشکیلات ناقص خانواده های کشاورزی زمان تیول و بردگی بوجود آمده بود.
و لیکن دیری نپائید که انقلاب صنعتی پدید آمد و همه اوضاع را در دهستان و شهرستان