خواص نبوده اند بلكه هيچ جايگاهي در هيج جاي اسلام، نداشته اند. كساني كه مرتب مورد لعن و سرزنش پيامبرصلی الله علیه وسلم و قرآن و...(البته به زعم شيعه) قرار گرفته!!! چگونه خواص  شده اند؟ و از اين دو نفر كه بگذريم آيا مردم، تابع دو نفر از خواص بودند؟ يا اينكه پيرو تمام خواص و اگر پيرو تمام خواص، چگونه تمام خواص يك شبه بد و گمراه شدند؟ زيرا اصولاً گذشت زمان و همنشيني با ناپاكان موجب گمراهي انسان مي شود. آن هم در مورد انسانهايي كه مستعد بد شدن هستند نه كساني كه 23 سال قبل در محيط فاسد و جاهلي دعوت پيامبرصلی الله علیه وسلم را لبيك گفتند! و براستي چه كسي آنها را خواص كرد و موجبات خواص شدن آنها را فراهم كرد؟ تا مردم در آينده فريب بخورند و گمراه شوند. نعوذبالله آيا اين شخص، كسي جز نبي اكرم بود كه مرتب و به مدت 23 سال به صورت شبانه روزي با اين افراد نشست و برخاست  مي كرد؟!!!  به آنها دختر مي داد و دختران آنها را به زني مي‌گرفت؟ اجازه مي داد همراه او در سفر و حضر و در جنگ و صلح باشند و علمدار جنگ (‌تبوك) و امير حجاج شوند؟ و اجازه داشته باشند مرتب در راه اسلام پول خرج كنند؟ پس آيا پايه گذار اصلي خط انحراف و بنيان گذار و موجب اصلي چنين اتفاقي نعوذبالله نبي اكرم بودند؟ يا همة اينها زاييدة توهمات و ذهن ماليخوليايي غاليان و موالي ايراني ساكن كوفه و روافض و مفوضه است كه از دل تاريخ به كتابهاي سني و شيعه راه يافته ولي فقط در فرهنگ شيعه توانسته رشد و نمو كند؟ 
-	اين بحث به عبارت ساده‌تر اين مي شود كه:  مردم، مانند گوسفند هستند و به بالاتري‌هاي خود نگاه مي‌كنند. ما از زبان ابوسفيان در تاريخ مي شنويم كه حضرت ابوبكررضی الله عنه،كمترين قبيله قريش بوده از نظر ثروت نيز تمام دارايي خود را در راه اسلام خرج كرده بود  حضرت عمر رضی الله عنه نيز نه ثروت چنداني داشته نه از قبيله مهمي بوده و نه با آن اخلاق تند و تيزش، محبوبيتي در بين مردم داشته است. پس آنها چگونه خواص شدند. مگر اينكه بگوييم واقعا از نظر دين و ايمان و يا اخلاص و كارداني و اعتقاد برتر بوده اند كه جاي بحثي باقي نمي‌ماند.  اگر هم قبول كنيم از ديد سايرين آنها خواص بودند آيا خواص منحصر مي شده اند به حضرت عمر رضی الله عنه و حضرت ابوبكررضی الله عنه؟ و حتي اگر اين تز را هم درست بدانيم باز اين سئوال پيش مي آيد كه گناه اين دو نفر چه بوده است؟
-	چرا، در ابتداي بعثت پيامبر اكرم، اول مردم فقير و بدون مسئوليت و يا سمت به پيامبرصلی الله علیه وسلم ايمان مي‌آوردند و سپس روساي قبايل و اشراف و خواص؟ (اگر مردم تابع خواصند؟)
-	اگر مردم تابع خواصند به عنوان مثال در تاريخ  مي خوانيم كه انصار در سقيفه دور سعد ابن عباده جمع شده و مي خواستند او را به خلافت بر گزينند و به حضرت عمر رضی الله عنه و حضرت ابوبكررضی الله عنه خبر مي رسد و آنها خود را با عجله به آنجا مي رسانند. چگونه است كه اين دو نفر خواص، خودشان از ماجرا بي خبر بوده و براي همين با عجله، ‌خودرا به جمع عوام!!!‌ مي رسانند؟!!! و علل اين تضاد سليقة عمومي در پيروي از خواص مختلف چيست (1) ؟ 
-	پس از فوت پيامبرصلی الله علیه وسلم، هر يك از افراد مهاجر و انصار براي خودش در درك آيات قرآن و از حفظ بودن آيات و احاديث پيامبرصلی الله علیه وسلم و حتي مشاهدة عملي روش پيامبرصلی الله علیه وسلم، يك خواص بوده و در حقيقت بيشتر مردم، خواص و حافظ و عامل به قرآن و..  بوده اند پس اينها دنباله رو كدامين خواص شدند؟
-	عباس، طلحه، زبير، سلمان، مقداد، ابوسفيان و 250 نفر ديگر از ساكنين مدينه طرفدار انتخاب حضرت علي (ع) بوده اند(2)  (كاري به نيات آنها نداريم) آيا اينها خواص نبودند که مردم دنباله رو آنها شوند؟
-	چرا خداوند در قرآن مي فرمايد:[إِنَّ اللهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ] {الرعد:11} : " همانا خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر اينكه آنها خودشان خودشان را تغيير دهند. " و چرا نمي فرمايد خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر اينكه خواص آنها تغيير كنند. البته در آياتي از قرآن از قول دوزخيان مي خوانيم كه ما سران و بزرگانمان را پيروي كرديم پس گمراه شديم. ولي در جايي ديگر از قول همين سران، پاسخ مي شنويم كه خدايا اينها خودشان چون گمراه بودند پيروي ما را كردند و ما هم خودمان گمراه بوديم...
-	اگر دو نفر، براي رييس جمهوري كانديد شوند، يكي لايقتر باشد ولي ديگري انتخاب شود آيا اولي بايد از دست دومي دلگير شود؟ يا طرفدارانشان با هم نبرد كنند؟ البته حضرت علي (ع) اصلاً در صحنه سقيفه غايب بودند ولي براي فرهنگ عرب، شرط مسن بودن و سالخوردگي يك شرط اساسي بوده ما هيچ رييس قبيله اي را در تاريخ عرب نمي‌بينيم كه جوان بوده باشد چه برسد به رييس تمام قبايل، يعني  خليفه! (از اين نكته كه افراد زياد و سرشناسي توسط حضرت علي از قبايل مهم كشته شده اند مي گذريم)
-	اگر بحث خواص طبق استدلال برادران شيعه درست باشد: ما مي دانيم كه اولين يا دومين مرد بالغي كه به پيامبرصلی الله علیه وسلم ايمان آورد حضرت ابوبكر بود. و مي دانيم قريش در بيشتر كارها با حضرت ابوبكر مشورت مي كرده و او را قبول داشته و دقيقا به همين علت به محض اسلام حضرت ابوبكر پنج نفر از افراد متنفذ به اسلام در مي آيند. افرادي كه اسلام آنها در آن لحظات بسيار موثر بوده. سپس حضرت ابوبكر برده هايي كه اسلام مي آورند را از مال خود خريده و در راه خدا آزاد مي‌كرده (مانند بلال) در مكه قرآن را با لحن خوشي مي خوانده و مردم دور خانه او جمع شده و اينگونه خشم كافرين را بر مي انگيخته. تنها كسي بوده كه همراه پيامبرصلی الله علیه وسلم در آن لحظات مخاطره آميز به مدينه هجرت مي كند و... پس اگر بحث خواص درست باشد حضرت ابوبكر و حضرت عمر  با اسلام آوردن و مسلمان شدنشان در آن شرايط دشوار باعث تقويت اسلام و مسلمان شدن بقية عوام شدند. پس چرا شما هميشه نيمه خالي ليوان را مي بينيد؟ 
-	اين چه خواصي (و ديگران دنباله رو و پيرو آنها) بوده اند (منظور حضرت عمر  و حضرت ابوبكر) كه هيچكس آنها را لايق خبر كردن از اجتماع سقيفه ندانسته و آنها به طور اتفاقي متوجه اجتماع سقيفه مي شوند؟!!!  و صدها سئوال بي پاسخ ديگر...
-----------------------------------------------------------------------------------
1) و به تبع آن علت اینهمه تضاد و تناقض در آراء و افكار شیعه ؟
2) طبق نوشته شیخ شرف الدین در كتاب الفصول المهمه -	زبان، سرچشمه سوء تفاهم هاست. (سنت اگزوپري ـ شازده كوچولو)(1) 
-	هيچگاه از من نقل قول نكنيد زيرا آنچه مي گوييد چيزي است كه شما شنيده‌ايد نه چيزي كه من گفته ام. (لاورنس فرانك) 

دقت كنيد كه سرمنشاء اصلي اختلاف شيعه با ساير فرق و مذاهب اسلامي دقيقا در همين نكته نهفته است و برداشت غلطي كه علماي شيعه از كلمه مولي داشته اند. و اين اعتقاد كه كلمه مولي به معناي اولي است و بعد اولي را اولي بالتصرف معنا و سپس اولي بالتصرف را اولي الامر يا ولي امر مع