 عصر حاضر (و نه در زمانهای پر از تعصب گذشته) محققین خود آنها نیز معترفند كه برخی اشتباهات در كتب قدیمی آنها وجود دارد.
26-	برخی از احادیث كه در كتب اهل سنت و به ضرر خلفاء وجود دارد مسلم است كه توسط اطرافیان خلفای بنی امیه و بنی عباس ساخته شده است. مانند احادیثی كه می‌گوید حضرت عمر یا حضرت ابوبكر شراب می‌نوشیده اند! مسلم است كه این احادیث را ساخته اند تا سرپوشی باشد برای شرب خمر توسط خودشان! یعنی  وقتی ابوبكر و عمر شراب خورده اند پس ما هم می توانیم و وقتی آنها به اهل بیت ظلم كرده‌اند پس ما هم می توانیم! 
27-	تمام اعتقادات شیعه یك صحت جزئی و اولیه دارد ولی در قرون بعدی بعلت نفوذ اندیشه های غالیان و نفوذ فرهنگ مسیحیت و یهود و ایرانی و هندی به آنها شاخ و برگ داده شده و دچار غلو و خرافه و زیاده روی شده و علت اینكه علمای شیعه برای تمام اشتباهات و نتیجه گیریهای غلط خود یك یا چند آیه و حدیث و داستان در چنته دارند وجود همین صحت اولیه و جزئی است.برای مثال:  پیامبر اكرم جهت طلب آمرزش و آموزش عبرت گیری به دیگران به قبرستان بقیع می‌رفته اند ولی ساختن گنبد و بارگاه و ضریح و زیارتنامه خوانی و دور ضریح گشتن (مانند كعبه) قفل و طلب شفا و بوسیدن درو دیوار و براه انداختن گروه اركستر و... به هیچ وجه در سنت و روش ایشان جایی نداشته و قطعاً از فرهنگ ایرانی مسیحی وارد فرهنگ شیعه شده است. به همین ترتیب زیاده رویهای دیگر را بررسی كنید مانند سفارش به دوستی با علی كه سر از ولایت مطلقه و خلافت و امامت و.. و درآورده است. 
28-	این استدلال شما در صورتی صحیح است كه شما نیز تمام مطالب موجود در كتب خودتان مانند اصول كافی و یا بحارالانوار را قبول داشته باشید ولی به عنوان مثال ما می دانیم یكی از چهار كتاب اصلی شیعه كتاب من لا یحضر الفقیه شیخ صدوق است او در این كتاب، غالیانی كه جملة اشهد ان علی ولی الله را در اذان اضافه كرده اند را لعنت كرده است پس چرا شما فقط می گویید نباید این جمله را به نیت اذان گفت (این هم یكی دیگر از همان كلاههای شرعی) یا ازدواج حضرت عمر با ام كلثوم كه در اصول كافی به آن اشاره شده است ولی شما آنرا قبول ندارید و... 
29-	پیروان باب و مكتب بهاییت نیز مطالب فراوانی به نفع خود از بین كتب شیعه بیرون كشیده‌اند (به خصوص در زمینه ظهور منجی) پس آیا آنها نیز با این ادعای پوچ می توانند حرف خود را به كرسی بنشانند. 
30-	كسی چه می داند شاید در برابر آنهمه دلیل قرآنی و روایی و عقلی و اجماعی، وجود این مطالب، فتنه ای از سوی خداوند برای گمراهی شیعیان باشد.
31-	در مقام تحقیق و دوری از تعصب، به جا و شایسته است وقتی مطلبی از كتب اهل سنت نقل می‌شود مطالب و روایات مخالف آن نیز كه در همان كتاب وجود دارد نقل شود و حتی اگر نویسنده پیرامون آن مطلب توضیحاتی داده آن توضیحات، نوشته شود نه این كه با انتخاب و بیرون كشیدن یك مطلب، مانند بچه ها به هو كردن بپردازیم.
32-	در انتها باید گفت: مگر سنی ها دشمن خونی حضرت علی (ع) هستند که می‌گویید آنها در کتابهای خودشان هم نوشته اند. آنها بر خلاف آنچه که روحانیون در مغز ما کرده اند علی را بهتر از ما  می‌شناسند و بیشتر از ما دوست دارند. و همانطور كه به نفع حضرت علی مطالبی را در كتب خودشان نوشته اند به نفع حضرت عمر و حضرت ابوبكر نیز مطالب زیادی در كتب آنها وجود دارد. 
33-	در اینكه چرا در كتب اهل سنت یا شیعه مطالبی به نفع طرف مقابل وجود دارد نباید از تاثیر و تاثر و تقابل فرهنگها و عقاید این دو گروه غافل ماند. زیرا این اصل در علم تاریخ و جامعه شناسی با اثبات رسیده كه دین و مذهب و روایات تاریخی یكی از دهها عناصر تشكیل دهنده هر فرهنگی می باشند و تمام فرهنگهای جهان همیشه با یكدیگر در حال تبدل و داد و ستد بوده از یكدیگر تاثیر پذیرفته و در هم تاثیر می گذارند. دین اسلام و مذاهب موجود در آن نیز از این امر مستثنی نمی باشد. اگر به كتب روایی شیعه و سنی نگاهی محققانه داشته باشیم به خوبی متوجه می شویم كه داستانهایی تحت عنوان اسرایلیات از قوم یهود به آنها راه یافته است. و همینطور از طریق فرهنگ ایرانی و حتی هندی و مسیحی موضوعاتی وارد فرهنگ اسلامی شده است. و حتی یكی از عللی كه باعث شكل گیری مذهب شیعه شد همین نكته است یعنی تئوریسینهای شیعه مطالبی كه به نفع خودشان در كتب اهل سنت بود را انتخاب كرده و عقاید خود را بر مبنای آن پایه ریزی كردند و طرفه اینجاست كه اكنون پس از 14 قرن می گویند این مطالب در كتب اهل سنت هم وجود دارد! ولی از این نكته غافلند كه در ابتدا وجود همین موارد در كتب اهل سنت دستاویز شیعه برای اعلام موجودیت شد! نكته دیگر اینكه اهل سنت حضرت علی را به عنوان خلیفه چهارم و صحابی بزرگوار پیامبرصلی الله عليه وسلم  قبول داشته و در نوشتن آنچه به نفع ایشان بوده ابایی نداشته اند و در ابتدای امر كه هنوز تشیع شكل منسجمی به خود نگرفته بود برای آنها مهم نبوده كه تحقیق و تاملی در صحت و سقم این موارد داشته باشند چون حضرت علی نیز مانند بقیه صحابه برای آنها دارای ارج و قرب خاصی بوده است. خلاصه آنكه: شیعه در ابتدا دانسته یا ندانسته و مستقیم یا غیرمستقیم اصول مورد علاقه خودش را با خرافات موجود در كتب اهل سنت (كه آن هم بر اثر تاثیر فرهنگ یهود و مسیحی و حتی ایرانی و شیعیان كوفی و غالیان و... نوشته شده) وفق داده و از آنها تاثیر گرفته و آنها را در خودش هضم كرده و اكنون می‌گوید این مطالب در كتب خود آنها هم هست! نمونه بارز آن اعتقاد به موعود و منجی می باشد. كه از طریق فرهنگ یهود وارد فرهنگ مسیحی و از آنجا وارد فرهنگ اسلامی و كتب اهل سنت شد و شیعه می خواهد به نفع خود از آن استفاده كند. طرفه آنكه حدیث منسوب به نبی اكرم می‌گوید: نام آن موعود همنام من و نام پدرش هنمام پدر من است. در صورتی كه نام پدر حضرت مهدی، حسن بوده و نه عبداله! 
34-	مبانی نظری، ایدئولوژی و تئوری شیعه بر اساس دروغهای (آحاد) موجود در كتب اهل سنت در قرن اول هجری شكل گرفت و بر همین مبانی در قرون بعدی بسط یافت و در سطح تودة شیعه به جریان درآمد. 
35-	در کتب شیعه نیز مطالب فراوانی به نفع حضرت عمر(رض) و حضرت ابوبکر(رض) وجود دارد که شما آنها را با چوب تقیه حراج می کنید. حضرت علی در نهج البلاغه پس از کشته شدن حضرت عمر از او تعریف و تمجید کرده و در نامه های خود به معاویه، خلافت آن دو نفر را تایید نموده است. شریعتی که شیعه است در کتاب حجر ابن عدی حکومت حضرت عمر و حضرت ابوبکر را بهترین حکومتها دانسته و خطبه موجود در نهج البلاغه را متعلق به حضرت علی و در ستایش حضرت عمر می‌داند  در اصول کافی امام صادق در پاسخ آن زن می‌گوید آن دو نفر (عمر و ابوبکر) را دوست داشته باش و... 
36-	شیخ صدوق یكی از پایه گذاران فقه شیعه است و كتاب من لایحضرالفقیه او یكی از چهاركتاب اصلی شیعه است. او در این كتاب غالیان را لعنت كرده كه جمله اشهد ان علی ولی الله را وارد اذان كرده اند. پس شما كه به كتب اصلی و مر