گی اشتباه و دروغ رشد کرده اید نمی توانید خود را مصداق یک حدیث یا آیه کنید و از آن سخن حق به نفع خودتان نتیجه گیری نمایید. به عنوان مثالی دیگر: درست است که دین از سیاست جدا نیست ولی این چه ربطی به شما دارد؟ چه کسی – به غیر از خودتان – گفته که شما دین هستید؟ و مگر در عمل، دین را رو به انهدام نبردید و ثابت نشد ضد دینید.پس از اتفاق دقیقا به خاطر همین كه می گویید دین از سیاست جدا نیست باید شما را از سیاست جدا كرد چون شما و تمای رفتارها و هوادارانتان در عمل ضد دین هستند هر چند در ظاهر و به زبان منكر آن شوند.
•	پاسخهایی که به قول خودشان در رد شبهات می دهند بافتن آسمان و ریسمان است و سعی و تلاش فراوان نویسنده و پیچیدگی در آن به خوبی پیداست در صورتیکه پاسخ برادران اهل سنت سر راست تر و شفاف تر و روشن تر است.
•	سعی و کوشش فراوان در اثبات یک  امر کلی برای به کرسی نشاندن یک مصداق جزیی در قالب تعصبات   فرقه ای. نمونه جالب آن این است که برخی از محققین سعی در اثبات امی نبودن پیامبر می کنند تا افسانه قلم و دوات خواستن پیامبر زیر سئوال نرود زیرا در این افسانه پیامبرصلی الله عليه وسلم  می فرمایند: قلم و دواتی بیاورید تا برای شما بنویسم!
•	تاکید و اصرار بر موارد مشکوکی که یکبار اتفاق افتاده و ندیده گرفتن موارد ممتد و دامنه داری که بارها اتفاق افتاده و مستمر بوده است. مثال روشن آن: بیان مکرر حمله عمر به خانه علی است که فقط در یک روز و برای چند لحظه (که آن هم مشکوک است)اتفاق افتاده و همانطور که به زودی درباره آن به بحث می نشینیم سراسر دروغ محض است. ولی محقق شیعه مرتب روی این قضیه موردی دروغ، مانور    می دهد ولی موارد متعدد دیگری که حضرت عمر به کرات از علی مشورت گرفته با دختر او ازدواج کرده در هر مجلسی جلوی پای او بلند می شده و... را کتمان می کنند. براستی آیا موارد دامنه دار و ممتد در دیگران تاثیر گذار است یا موارد لحظه ای و موردی؟
•	به هر ساز مخالف و هر گونه انتقادی جنبه مذهبی و خدایی می دهند تا خشم توده را برانگیزند. همانگونه که همکاران آنها در شعبه سیاست هر صدای مخالفی را با مارکهای سیاسی سرکوب می کنند. مثلا اگر توئ انتقادی علیه حکومت کردی به سرعت مارک ضدانقلاب و توده ای و منافق می خوری در حالیکه حتی روحت هم از وجود چنین تشکیلاتی بی خبر است. به همین منوال محققین شیعه نیز مخالفت حضرت علی (ع) با خلفاء را نه مخالفتی انتقادی و یا حتی سیاسی بلکه مخالفتی مذهبی قلمداد می کنند. در صورتیکه حضرت علی (ع) بنا به گفته دکتر شهید علی شریعتی با شیوه انتخابات مخالف بود و نه با اصل انتخابات. تمام اشعار و سخنان آن حضرت به این نکته اشاره دارد که چرا ما در زمان انتخاب سقیفه غایب بودیم. و بدون مشورت با ما کاری صورت گرفت. اما متاسفانه نوینده شیعه برای تهییج توده رنگ مذهبی به تمام وقایع می دهد که نتیجه اش چیزی جز تکفیر عمر و ابوبکر نیست. 
•	خلط مبحث: امامت و خلافت دو امر کاملا جداگانه است ولی محقق شیعه آنها را یک موضوع می داند.
•	برخی از محققین و بسیاری از مردم عامی فکر می کنند فقط کسانی حق اظهار نظر در مسائل تاریخ اسلام را دارند که لباس روحانی پوشیده و وارد مکانی خاص به نام حوزه شده باشند و کتابهایی خاص را خوانده و نزد افرادی خاص تلمذ کرده باشند. البته هر چند دروس حوزوی با اینکه قدیمی است ولی بسیار سخت و دشوار و دقیق و بعضاً عمیق است و حتی اساتید مجربی در آن مکانها سرگرم تدریسند ولی چند نکته مهم در این زمینه وجود دارد:
1-	هر کس وارد چنین مکانها و محیطهایی می‌شود به مرور زمان محور فکری و نوع تفکر او به شیوه ای خاص قالب ریزی می گردد یعنی: متعصب، دگم، مخالف انتقاد و عاشق هر آنچه قدماء گفته اند  ضمن اینکه اجازه مطرح کردن برخی سئوالات در حوزه ها بر خلاف دانشگاه ممنوع است و یا جو حاکم چنین اجازه ای را نمی دهد. (مانند سئوالاتی که ما در بخش غدیر و سقیفه مطرح کردیم)
2-	چرا باید سایر تحقیقات فردی یا دانشگاهی را باطل یا کم ارزش جلوه داد.
3-	در کجای قرآن و یا احادیث آمده که چنین مواردی را از افرادی خاص به نام روحانی فرا بگیرید؟
----------------------------------------------------------------------------------
1) طرفه آنكه برخي علما و عوام شيعه سيره ابن هشام را رد مي كنند در حاليكه قديمي ترين و معتبرترين سيره اي است كه ابن هشام آنرا از روي مطالب ابن اسحاق شيعه ، جمع آوري كرده ابن اسحاقي كه نسل دوم اسلام را درك كرده است . تمامي محققين غربي و سني صحت سيره ابن هشام را پذيرفته اند ولي چون در آن ، خلفاء لعن نشده اند مورد تاييد علماء واقع نمي‌شود بر عكس كتاب جعلي سليم ابن قيس . آري به زودي مشخص مي‌شود جايگاه كدام‌يك از اين دو كتاب در آتش است . . . 
2) در قسمت علي بهترين ميزان خطبه آن حضرت را در ستايش از عمر مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهيم .
3) بعيد نيست سازنده اين احاديث يهوياني بوده باشند كه به وجود اختلاف ميان شيعه و سني پي برده بودند .
4) البته به غير از افرادي مانند علامه اميني كه در كتاب الغدير نوشته : نشناختن حق حضرت ابوبكر رضي الله عنه ، جنايت فاحشي به شمار مي آيد .
5) دکتر شهيدي در کتاب علي از زبان علي  با ترس و لرز عنوان مي کند که : اين ماجرا دروغ است ولي چه کسي جرات  عنوان آنرا دارد ؟
6) به عنوان مثال شيخ صدوق در اين كتاب ، غالياني كه اشهد ان علي ولي الله را در اذان اضافه كرده اند لعنت كرده است ! 
7) که اگر از طريق وحي دروغ بودن آن اعلام نمي شد همين نيز توسط شيعه باعث داستانسراييهايي عليه عايشه مي شد  
8) البته روحاني صفوي ممكن است بگويد پيامبر اكرم خودشان با دختر ابوسفيان ازدواج كردند چرا بايد علي را از ازدواج با دختر ابوجهل منع كنند . پاسخ : 1- دشمني و عداوت ابوجهل و ابوسفيان مانند هم نبوده 2- قياس ، عملي شيطاني و در مذهب شيعه باطل است ( يعني نمي توان علي را با حضرت محمد قياس كرد 3- پيامبر اكرم مي توانسته اند در آن واحد بيش از 4 زن انتخاب كنند ولي ديگران از جمله حضرت علي شرعاً چنين اجازه اي نداشته اند پس در اينجا نيز قياس كنيد و بگوييد علي مي تواند بيش از 4 زن بگيرد 4- بيشتر ازدواجهاي پيامبر جنبه سياسي داشته و هدفي در پشت آن پنهان بوده ولي ازدواج حضرت علي با دختر ابوجهل هيچ نتيجه اي در بر نداشته است . 5- پيامبر اكرم حضرت علي را از ازدواج با دختر ابوجهل منع نكرده اند بلكه نظر شخصي خود را گفته و فرموده اند هر كه فاطمه را آزار دهد مرا آزرده است 6- قرينه آنكه تا حضرت فاطمه زنده بودند حضرت علي ازدواج نكردند ( بر خلاف رسم اكثر اعراب كه در آن واحد چند زن داشته اند ) ولي پس از رحلت حضرت فاطمه با چندين زن ازدواج مي كنند ؟
9) به عنوان يك مثال خنده دار ديگر ، كه متوجه شويد با چه انسانهاي احمقي طرف هستيم در كتاب يكي از اساتيد دانشگاه درباره عمر و حضرت ابوبكر رضي الله عنه نوشته بود : عناصر نفوذي !!! ولي شما كه اين دو نفر را نادان و كم شعور نشان مي دهيد چطور اينقدر باهوش بوده اند كه در مكه فهم