تاريخي، مردم مدينه در جحفه از پيامبر جدا شده و در غدير حاضر نبوده اند؟(42)   (اگر بنا به قول شما مي شده مردم را سه شبانه روز وسط گرما براي بيعت نگهداشت آيا در مدينه كه پايگاه  اسلام بوده، در فراغ خاطر نمي‌شده بيعت گرفت. آن هم از اهالي پايتخت كه بيعت آنها با هر 4 خليفة بعدي مهر تاييد براي خلافت آنها بوده و حجت را بر تمام قبايل تمام مي‌كرده )
20.	آيا براي تثبيت و تقويت حكومت يك نفر در آن شرايط، حضور مردم دو شهر مطرح، مهم و استراتژيك مدينه و مكه لازم نبوده؟ زيرا در جريان غدير نه مردم مدينه حضور داشته‌اند و نه مردم مكه. به همين علت اگر منظور پيامبرصلی الله عليه وسلم را سفارش به دوستي با علي و عدم آزاد و اذيت او و بني هاشم بدانيم مساله حل مي شود زيرا مردم مكه به خاطر روابط خويشاوندي با حضرت علي (ع)، حضورشان الزامي نبوده و مردم مدينه نيز توسط شمشير حضرت علي (ع) دچار آسيبي نشده اند پس نتيجه مي‌گيريم كه اصولاً نيازي به حضور مردم مكه و مدينه نبوده است.
21.	(پرسش كليدي) در ادامه مطالب فوق بايد گفت: خلافت هر 4 خليفه پس از پيامبر در شهر مدينه صورت گرفته و بيعت مردم اين شهر براي كل جامعه اسلامي ملاك و معيار بوده است. يعني در آن زمان، تاييد و تحكيم و تثبيت خلافت، منوط به بيعت مردم مدينه بوده است (43)  و مي دانيم كه مردم مدينه در غدير حاضر نبوده اند در اينجا سئوالات زير مطرح مي شود:
-	معرفي حضرت علي (ع) به عنوان خليفه در جمعي غير از اهل مدينه چه فايده عملي داشته است‌؟
-	چرا پس از بازگشت پيامبرصلی الله عليه وسلم از مردم مدينه اخذ بيعت نمي شود؟ وقتي كه به زعم شما مي شده وسط بيابان گرم، مردم را نگهداشت آيا در مسجد مدينه نمي شده از آنها بيعت گرفت؟ 
22.	جدليون شيعه مي گويند: مگر مي شود پيامبر در آن گرماي شديد مردم را نگهدارد كه بگويد علي را دوست داشته باشيد؟ پاسخ:

1.	در غدير، هيچگاه سرماي شديد حاكم نبوده و همة روزها گرماي شديد بوده هم قبل از آن و هم بعد از آن.
2.	پيامبر اكرم خطبه اي طولاني خوانده و مفاد خطبه عرفه را تكرار كرده و فقط در انتهاي خطبه جمله من كنت مولاه را ايراد مي فرمايند يعني هدف ايشان نه گفتن جمله من كنت مولاه بلكه تكرار و سفارش مجدد موارد روز عرفه بوده است. (تكرار از لوازم اصلي تبليغ است) 
3.	قبايل عرب، هميشه زير آفتاب سوزان عربستان در حال مسافرت و تجارت بوده يا در جستجوي آب مرتب در حال کوچ بوده اند. بعيد است براي کساني که بتها و خدايان خود را شکسته و مسلمان شده اند، ايستادن زير آفتاب، خيلي ناراحت کننده بوده باشد.
4.	چطور شما معتقديد موضوع آنقدر مهم بوده که پيامبر اکرم مردم را در آن گرماي شديد نگه داشته ولي وقتي نوبت به بيان اصل مطلب مي رسد اين موضوع مهم را در پرده اي از ابهام و با واژه اي (مولي)اعلام مي‌کنند كه داراي 27 معني متفاوت است. و هيچکدام از آن 27 معني معناي خلافت را نمي دهد!!! 
5.	ترساندن اعراب از گرما مانند آن است كه اسكيموهاي قطب شمال را از سرما بترسانيم!!! بله گرماي شديد حاكم بوده ولي براي ايراني ها نه براي اعراب!
6.	رسم هميشگي اعراب در مسافرتها اين بوده است كه پس از طي مسافتي براي استراحت،  مي‌ايستاده اند تا ضمن آن، كاروان پشت سر هم برسد. ولي شما با هياهو مي گوييد: پيامبر گفت كاروان قبلي بيايد (نيازي به گفتن نبوده است خودش مي آمده!!!‌) و كاروان رفته برگردد و گرماي شديد حاکم بود و...ولي بالاخره بايد در جايي نماز ظهر خوانده مي شد يا نه؟ بايد به غائله دشمني با علي و شايعه  پراکني هاي خالد ابن وليد و باندش عليه علي خاتمه داده مي شد يا نه؟ ضمن اينکه پيامبر خطبه اي طولاني خوانده  (که يک کلمه از آن سخن از خلافت و تعيين جانشين نيست) و در انتهاي خطبه مردم را به دوستي با علي سفارش کرده پس هدف از توقف در غدير: خواندن نماز، خواندن خطبه و آخرين سفارش به مردم و در انتها معرفي علي بوده و هدف از توقف فقط سفارش علي نبوده که بگوييد چرا پيامبر در آن گرما مردم را نگهداشت.
7.	بركة غدير با وجود اينكه آبش مسموم بوده ولي مسلماً خنكتر از دل كوير بوده و مسلماً براي اعراب، حالت توقفگاه و استراحت هم داشته است. و چه بسا در آن تاريخ داراي درختهاي نخل و سايه هم بوده است زيرا مي‌دانيم قبل از آن يکي از بتهاي معروف اعراب  به نام منات در اين محل قرار داشته و به احتمال بسيار زياد سايه بانهايي براي عبادت اين بت معروف از قبل در اين محل  وجود داشته است.8.	پيامبر اكرم صلی الله عليه وسلم از آنجا كه هميشه طبق شرايط واقعي (رئال) عمل مي كرده و بر خلاف ما از خواب و خيالهاي ايده آليستي به كلي دور بوده براي همين در هر شرايطي موارد پيش آمده را به بعد موكول نمي كرده و طبق مديريت زمان از هر لحظه براي بيان حقيقت يا عملي كردن طرحهاي خودش استفاده مي كرده است. اگر بنا بوده به كارواني حمله كنند دستور حمله مي‌داده اگر بنا بوده آيه اي در مذمت منافقان خوانده شود خوانده مي شده و هيچگاه مسائلي مانند گرماي شديد يا غيره براي ايشان در بيان حقيقت هر قدر كوچك يا بزرگ تاثيري نداشته است. سئوال مهمتر اينكه: حقيقت، حقيقت است و كوچك و بزرگ و کم اهميت و پراهميت، ندارد و بيان آن نيز واجب است (به خصوص از سوي پيامبر) ضمن اينكه آن سال، آخرين سال حيات پيامبرصلی الله عليه وسلم بوده و موقعيت ديگري براي بيان حقانيت علي وجود نداشته است. براي نمونه به قرآن کريم نگاه کنيد که مثلا براي دعواي زن و شوهر آيه نازل مي شود! براي اينکه اعراب صدايشان را جلوي پيامبر بلند نکنند آيه نازل مي شده! براي يک اخم پيامبر به يک شخص کور،آيه نازل شده و پيامبر به شدت در آن توبيخ شده اند.(44)  پس کم اهميت يا پر اهميت بودن وقايع از ديد ما صحيح نيست و بايد وقايع را طبق شرايط همان زمان و آن هم از ديد الهي بررسي کرد. 
9.	پيامبرصلی الله عليه وسلم در آخرين سالهاي حيات خود به تبوک، سرزميني با فاصله زياد لشکر کشي کرده و ضمن صرف هزينه اي سنگين بدون هيچگونه درگيري و نبردي باز مي گردند. بله اين عمل ايشان در نگاه ما (در قرن 20) تعجب آور است ولي آيا بايد بگوييم ايشان اهداف و نيات ديگري، مطابق با علايق و سلايق امروزي ما داشتند؟و چرا در آن گرماي شديد هيچ جنگي صورت نگرفت؟ و اينهمه هزينه بيهوده شد! و هدف پيامبر چيز ديگري بود! آري چنين رفتارهاي    خارق العاده اي پيش از اين نيز از پيامبر ديده شده ايشان دو بار دستور هجرت به حبشه مي دهد با 300 نفر در بدر مقابل سپاه 1000 نفري کفار مي ايستد  مسجد ضرار را تخريب مي‌کند. با کفار در حديبيه صلح مي کند و...  پس مي تواند براي احقاق حق علي و جلوگيري از شايعه پراکني عليه او و سفارش به دوستي با او در گرماي شديد هم مردم را نگهدارد و حتي از آنها بيعت دوستي با علي را بگيرد.
10.	وقتي بناست مردم در آن گرماي شديد حر کت کنند و آنرا تحمل نمايند آيا چند دقيقه کمتر و بيشتر تفاوتي مي کند.
11.	اگر از نرم افزارهاي رايانه اي براي محاسبه زمان واقعه غدير استفاده کنيد (45) متوجه مي شويد 18 ذا