برصلی الله عليه وسلم مي‌فرمودند نظر شخصي خودم است آنها مي فهميدند كه مي شود مخالفت كرد‌(49) ضمن اينكه شيعه ولايت و امامت را بسيار برتر و مهمتر از نماز و روزه و فروع دين دانسته و آنرا در كنار اصول دين ذكر مي كند پس نمي توان آنرا با نماز و وضو قياس كرد.
-	مفهومي كه شيعه از امامت دارد به اين معناست كه: مقام امامت، بالاتر از نبوت است. ولي ما مي دانيم كه پيامبر اكرم، آخرين پيغمبر بوده اند، چگونه يك امام (‌با‌زهم تاكيد مي كنم: امام با معنايي كه شيعه از آن دارد)  قبل از اينكه نبي شود امام شده؟! از باب مثال و مقايسه در مقام و درجات: مانند اينكه يك سرگرد قبل از سرهنگ شدن، تيمسار شود. ممكن است در پاسخ گفته شود: بلي، مقام امامت بالاتر از مقام نبوت است. اما شرط برگزيده شدن براي امامت، نبوت نيست. اگر اينگونه بود، با بسته شدن باب نبوت بعد از رسول اکرم صلی الله عليه وسلم ديگر کسي نبايد به امامت برگزيده شود. در صورتيکه خداوند در آيه پنج سوره قصص مي‌فرمايد:[وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الوَارِثِينَ] {القصص:5}  و اراده ما بر آن است که منت گذاريم بر کساني که روي زمين به استضعاف کشيده شده اند و آنان را امامان و وارثان قرار دهيم. ولي شما كه معتقديد اين آيه مربوط به دوران ظهور امام زمان است ضمن اينكه اين سئوال پيش مي‌آيد كه آيا امام، نعوذبالله مستضعف است؟ زيرا نه از نظر مادي و نه از نظر معنوي هيچكدام از امامان مستضعف نبوده اند!!! 
28.	مي دانيم شيعه معتقد است كه آيه اكمال: [اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلَامَ دِينًا] {المائدة:3}  (50)  پس از معرفي حضرت علي (ع) در غدير نازل شده ولي مطابق تاريخ يعقوبي (51)  اين آيه پس از سخنراني پيامبرصلی الله عليه وسلم در مكه نازل شده است.
29.	اگر انتخاب حضرت علي (ع) از ناحية خداوند و وظيفه اي الهي بر دوش ايشان بوده(52)  چرا ايشان در ابتدا كه مردم پس از مرگ حضرت عثمان رضي الله عنه براي بيعت، هجوم مي‌آورند از پذيرفتن خلافت، ابا مي كنند (با توجه به روحية آن حضرت كه روحيه اي صريح داشته و اهل تعارف و بازار داغي و... نبوده اند) و پس از انتخاب نيز علت قبول خلافت را بيعت اكثريت و حمايت از مظلوم، بيان مي‌كنند و نه چيز ديگر؟ ممكن است پاسخ داده شود 25 سال از زماني كه بايد حضرت علي خليفه مي شده اند گذشته بوده ولي: آيا گذشت زمان يا مرور زمان، موجب سقوط احكام و واجبات الهي مي شود؟
30.	در سورة حجرات براي اينكه اعراب صدايشان را جلوي پيامبر بلند مي كرده اند، چندين آيه از جانب خداوند نازل مي شود و به آنها در اين مورد تذكر داده مي شود يا در سوره مجادله كه يك درگيري خانوادگي بين زن و شوهر بوده و آيات متعدد ديگري از اين دست كه براي اتفاقات ساده آيه نازل مي‌شده(53)  اكنون چرا بايد در اين مورد خاص كه به زعم شيعه جزو اصول دين (و آن هم يكي از مهمترين اصول دين) است فقط يك آيه آن هم به صورت ابهام و در پرده و... نازل شده باشد؟!!! و حتي يك حديث متفق القول ميان شيعه و سني مبني بر لزوم امامت بلافصل حضرت علي (ع) پس از پيامبرصلی الله عليه وسلم وجود ندارد؟ 
- نكته: چطور خداوند براي پايين آوردن صداي اعراب، آيه نازل كرده ولي پيامبرصلی الله عليه وسلم در غدير نمي تواند براي جلوگيري از آزار علي (و حتي احتمال كشته شدن او) و بيان حقانيت علي در انتهاي خطبه و سخنان خود مردم را به دوستي با علي سفارش كنند و هزار يك دليل از جمله گرمي هوا و... را پيش مي كشيد تا بگوييد ايشان منظور مهمتري داشتند؟ 
31.	خداوند در قرآن كريم آيات اين كتاب را اينگونه معرفي مي كند:
-	 [ذَلِكَ الكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًی لِلْمُتَّقِينَ] {البقرة:2} : اين كتاب كه هيچ شكي در آن نيست راهنمايي براي پرهيزكاران است.
-	شايسته نيست كه اين قرآن بدون وحي الهي به خدا نسبت داده شود ولي تصديقي است براي كتب آسماني قبلي و تفصيلي است براي آنها و شكي در آن نيست كه از پروردگار جهانيان است. يونس آيه 37
-	... قرآن كتاب هدايت و بشارت براي مومنان است. بقره آيه 97
-	و ما اين قرآن را در ماه رمضان فروفرستاديم براي راهنمايي مردم و نشانه هاي هدايت و فرق ميان حق و باطل در آن نازل شده است. بقره آيه 185
-	اين بياني است براي عموم مردم و هدايت و اندرزي است براي پرهيزكاران. آل  عمران آيه 138
-	... اينك آيات و دلايل روشن از جانب پروردگارتان براي شما آمد. انعام آيه‌157
-	ما كتابي براي آنها آورديم كه با آگاهي (اسرار و رموز) آنرا شرح داديم (كتابي) كه مايه هدايت و رحمت براي جمعيتي است كه ايمان مي‌آورند. اعراف آيه 52
-	ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براي اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند براي آنها تبيين كني(54)  و مايه هدايت و رحمت است براي گروهي كه ايمان دارند. نحل‌آيه‌64
-	و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است و مايه هدايت و رحمت و بشارت براي مسلمانان است. نحل آيه 89
-	... ما آيات خود را براي كساني كه مي فهمند(55)  به تفصيل بيان داشتيم. انعام آيات 98 و 126
-	... و ما هر چيزي را به طور مفصل و مشخص (و آشكار) بيان كرديم. اسراء‌آيه‌12
-	با توجه به اين آيات و آيات و احاديث بيشمار ديگر، انسان متوجه مي شود كه خداوند هيچگاه – نعوذ بالله – قصد به شك انداختن و گمراهي نوع بشر را نداشته آن هم توسط كتابي كه از آن به عنوان نور و فرقان(وسيله تشخيص حق از باطل)و تذكر و هدايت ياد كرده است. كتابي كه بر طرف كننده اختلاف است و مايه هدايت و... يعني آيات آن به قدري ساده و روشن و واضح است كه از كودكي كه هنوز به سن بلوغ نرسيده تا دانشمند و پيرمرد 100 ساله آنرا مي فهمد تا نتواند در آن جهان بهانه بياورد كه آيات قرآن، گنگ و مبهم و سربسته و نامعلوم بود و من اي خدا منظور تو را نفهميدم! در مورد تمامي اصول دين در قرآن آيات و مثالهاي واضح و روش فراواني آمده ولي چرا خداوند در اين يك مورد خاص، يعني معرفي شخصي به عنوان جانشين با ذكر نام او سخن را به ايهام و ايجاز برگزار كرده است؟
-	پس چرا با تمام اين توصيفات شيعه فكر مي كند امامت اصل دين است و طبق نص در قرآن پيرامون آن آيه اي وجود دارد؟ چرا آيه اي مشخص و واضح در اين زمينه وجود ندارد؟ 
32.	در رابطه با آية:[يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لَا يَهْدِي القَوْمَ الكَافِرِينَ] {المائدة:67} چرا:

1-	خدا مي فرمايد: "ما تو را از شر مردم نگاه مي داريم". ما مي دانيم كه در اوايل بعثت، اسلام ضعيف بود ولي چند سال بعد، هنگامي كه سفير كفار از حديبيه به مكه بر مي‌گردد مي‌گويد محمد صلی الله عليه وسلم ياراني داشت كه براي او حاضر به هرگونه فداكاري بودند و آب وضوي او را جهت تبرك از هم مي ربودند و... حالا پس از فتح مكه و اسلام آور