امبرصلی الله علیه و سلم و ابوبكر است:
[إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللهِ هِيَ العُلْيَا وَاللهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ] {التوبة:40}  
	 اگر او را ياري نكنيد خداوند آن هنگام كه كافران او را بيرون كردند در حاليكه دومين نفر ( ابوبكر ) در آن زمان در غار بود به همسفر خود (ابوبكر) گفت: غم مخور خدا با ماست. در اين زمان خداوند سكينه و آرامش خود را بر او فرستاد و با لشكرهايي كه مشاهده نمي‌كرديد او را تقويت نمود و گفتار كافران را پايين قرار داد و سخن خدا بالا و پيروز است و خداوند عزيز و حكيم است. 

در خصوص اين آيه شيعيان براي كمرنگ كردن آن و برادران سنت براي پر رنگ كردن آن مناقشات زيادي در طول تاريخ، انجام داده اند ولي من به عنوان يك ايراني متعادل يك سئوال دارم. شيعه و سني متفق‌القولند كه بهترين تفسير قرآن تفسير با ساير آيات است. در اينجا خداوند از زبان رسول اكرم خطاب به ابوبكر مي فرمايد: [إِنَّ اللهَ مَعَنَا] همان خداوند با ما دو نفر است. اكنون به آيات ديگر قرآن مراجعه مي‌كنيم تا ببينيم خدا با چه كساني است (مَعَ ): [إِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرِينَ] {البقرة:153}- [أَنَّ اللهَ مَعَ المُتَّقِينَ] {البقرة:194} -[ وَأَنَّ اللهَ مَعَ المُؤْمِنِينَ] {الأنفال:19}-[وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنين] {عنکبوت:69}- ‏: خدا با صابران است. خدا با پرهيزگاران است. خدا با مومنين است و خدا با نيكوكاران است. و اين يعني اينكه حضرت ابوبكر هم صابر بوده و هم پرهيزگار بوده و هم مومن. ( كه تاريخ نيز اين را به خوبي ثابت كرده ) من مانند علماي شيعه، آسمان ريسمان نمي‌كنم و يا توجيه و سفسطه يا استناد به روايات جعلي تاريخي ! بلكه اين صريح آيات قرآن است. در آيه اي ديگر نيز آمده: محمد رسول الله الذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم. محمد فرستاده خداست كساني كه با اويند با كفار شديد و با يكديگر مهربانند.-	وقتي عمر ابن خطاب در خانه زيد ابن ارقم، شهادتين را بر زبان جاري كرد و اسلام آورد پيامبر اكرمصلی الله علیه و سلم پيراهن او را از سينه اش گرفت و به طرف خود كشيد و سه بار به سينه اش زد وگفت:  خدايا هرگونه اشتباه و غل و عش را از سينة عمر به در آور و ايمانش را پايدار بدار. (1)  براستي آيا مي شود خداوند دعاي نبي اكرم را مستجاب نكرده باشد؟
-	پيامبر صلی الله علیه و سلم به اسلام هيچكس چنان خرم نشد كه به اسلام صديق رضي الله عنه (ابوبكر ) اول كسي كه از مردان مسلمان شد ابوبكر بود و از زنان خديجه و از كودكان علي و از بندگان زيد ابن حارثه ( تاريخ گزيده حمد الله مستوفي و تاريخ طبري )
-	ابوبكر در هفده نماز در حال حيات ( اواخر عمر نبي اكرم ) رسول الله صلی الله علیه و سلم مسلمانان را امامت كرد. ( شيعه بر مبناي احاديثي واهي سعي در خدشه دار كردن اين حديث دارد ولي دكتر شريعتي اين موضوع را اثبات كرده است)
-	پس از من به اين دو نفر ( ابوبكر و عمر ) اقتدا كنيد. 
-	پيامبرصلی الله علیه و سلم ابوبكر را عبدالله نام كرد و عتيق لقب فرمود يعني از آتش دوزخ آزاد شده و صديق لقب كرد جهت تصديق معراج. ( گزيده تاريخ حمدالله مستوفي و ساير منابع قديمي تر) 
-	پيامبرصلی الله علیه و سلم عمر را فاروق لقب داد جهت آنكه حق را از باطل فرق كرد و دين اسلام را پذيرفت و اسلام بدو قوت گرفت. ( تاريخ گزيده حمدالله مستوفي و منابع قديمي تر )
-	قال جابر ابن عبدالله انصاري: روزي ما در كنار خانه نبي اكرم ايستاده بوديم و در خصوص فضايل بين خودمان صحبت مي كرديم در اين هنگام رسول اكرم آمدند و فرمودند: آيا ابوبكر در ميان شماست؟ گفتيم: نه فرمود: احدي از شما بر ابوبكر در دنيا و آخرت برتري ندارد. (2) 
-	و خبر ابي درداء كه مشهور است: پيامبر مرا ديد كه جلوتر از ابوبكر راه مي رفتم به من فرمود: اي ابي درداء آيا جلوتر از كسي راه مي روي كه بهتر از توست؟ خورشيد طلوع و غروب نكرده بر احدي بعد از پيامبران بهتر از ابوبكر. 
-	اولين كسي كه از صراط عبور مي كند عمر است. 
-	اي كوه تكان مخور كه بر تو پيامبري و صديقي (حضرت ابوبكر ) و دو شهيد است (حضرت عمر و حضرت عثمان )
-	در جنگ حنين، پيامبرصلی الله علیه و سلم و ابوبكر و عمر و علي و فضل و عباس و نوفل و ربيعه و اسامه بايستادند و مرديها كردند وقتي كه همه فرار كرده بودند ( تاريخ گزيده اثر حمد الله مستوفي از نوادگان حربن يزيد رياحي )
-	اولين كسي كه امير حج ( از سوي پيامبر ) انتخاب شد حضرت ابوبكر بوده. اولين كسي كه در نبرد ( بدر ) كشته شد غلام عمر ابن خطاب بوده است و اولين باري كه مسلمين به صورت علني در كنار كعبه نماز خواندند پس از اسلام آوردن عمر بوده. اولين كسي كه ديوان دستمزد ترتيب داد و براي تاريخ اسلام مبداء گذاشت حضرت عمر بوده. آخرين كسي كه پيامبر را خنداند حضرت عمر بوده. اولين شهيد محراب حضرت عمر بوده. اولين كسي كه به اصرار او قرآن كريم جمع آوري شد حضرت عمر ابن خطاب بوده و طبق حديث نبي اكرم و به كوري چشم منافقان: اولين كسي كه از صراط عبور كرده و وارد بهشت مي‌شود: حضرت عمر ابن خطاب است. 
-	پيامبرصلی الله علیه و سلم به مناسبتي به ابوبكر مي گويد: اي ابوبكر، مثال تو چون ابراهيم است كه گفت: هر كه تابع من شود از من است و هر كه نافرماني من كند تو آمرزگار و مهرباني و مثال تو چون عيسي است كه گفت: اگر عذابشان كني بندگان تواند و اگر ببخشي تو نيرومند و دانايي و مثال تو اي عمر مانند نوح است كه گفت: خدايا هيچكس از كافران را بر زمين باقي مگذار و مثال تو چون موسي است كه گفت خدايا اموالشان را نابود كن و دلهاشان را سخت كن كه ايمان نيارند تا عذاب دردناك را ببينند. ص 994 تاريخ طبري 
-	( در آخرين روزي كه پيامبر به روي منبر رفت عمر ابن خطاب به مناسبتي به يكي از منافقان گفت: ) اي مرد، خودت را رسوا كردي. پيامبرصلی الله علیه و سلم گفت: اي عمر رسوايي دنيا آسان تر از رسوايي آخرت است. آنگاه گفت: خدايا راستي و ايمان به او عطا كن و او را به سوي نيكي بگردان. عمر، سخني گفت كه پيامبر بخنديد و گفت: عمر با من است و من با عمرم و پس از من، هر جا باشد حق با اوست. تاريخ طبري ص 1316

در زمان نبي اكرم اصحاب ايشان، ابوبكر و عمر را پس از پيامبرصلی الله علیه و سلم بر همه برتري مي‌دادند و نبي‌اكرم هم در اين خصوص سخني نمي گفت. در تاييد اين نكته وقايع زيادي در تاريخ وجود دارد. براي مثال پس از شكست احد، ابوسفيان مي آيد و پاي كوه فرياد مي زند: آيا محمد زنده است ( كسي پاسخ نمي دهد ) مي گويد آيا ابوبكر زنده است (كسي پاسخ نمي دهد ) مي‌گويد آيا عمر زنده است ( حضرت عمر با خشم پاسخ مي دهد به كوري چشم تو همه زنده اند!!!) يا وقتي ابوسفيان براي تجديد صلح حديبيه به مدين