 اعتبار مي شود.
•	 در اين تحقيق متوجه شديم كه تمامي دلايل شيعه بدون حتي يك استثناء بر مبناي داستانها و روايات تاريخي بنا شده است چه در تاييد عقايد خود و چه در رد و تكفير اصحاب پيامبر اكرم. پس اگر تاريخ و روايات تاريخي مي تواند مورد استناد قرار بگيرد در اين كتاب ما نيز در تاييد نظرات خود روايات بيشماري را آورديم و هر چه بوده از بين همان كتبي است كه شيعه به آنها استناد مي كند. پس اگر روحاني محله به تو گفت همه اينها جعليات و دروغهاي تاريخي است به طريق اولي تمام ياوه هاي روحانيون نيز دروغ است زيرا منابع مورد استناد ما از كتب معتبرتر و قديمي تر است. 
•	در اين تحقيق اين نكته به خوبي ثابت شد كه پاسخهاي شيعه بيشتر جنبه كلامي و جدلي و بافتن آسمان ريسمان و خروج از قواعد مسلم  صرف و نحو عربي و عدم توجه به سياق آيات قبلي و بعدي و... است. در يك كلام: محققين شيعه شاه عباسي نمي توانند حتي براي يكي از سئوالات مطروحه پاسخي صريح و ساده و روشن و سر راست داشته باشند.
•	بر خلاف تبليغات رايج جو حاكم بر فرهنگ ديني ايران جوي كاملاً بسته و جاهلانه و متعصبانه است. به همين دليل، خواننده اي كه در اين جو بزرگ شده است ممكن است با مشاهدة علاقه نويسنده اين كتاب به حضرت علي(ع) و سپس مخالفت او با بسياري از روايات تاريخي متعجب شود. ولي دوست عزيز، در اين سطور تو با نهايت آزادي و آزادگي و حقيقت بيني مواجه مي شوي كه متاسفانه با جوي كه تو در آن بزرگ شده اي كاملاً در تضاد است. 
•	خداوند در آيه اي از قرآن مي فرمايد: ان الدين عندالله اسلام: دين نزد خدا اسلام است. پس عناويني مانند سني و شيعه بي معنا است.
•	اگر خوانندة عزيز به سخنان من در اين كتاب مبني بر قشري بودن محبت شيعه نسبت به اهل بيت و نبودن ذره اي معرفت در اين زمينه شك دارد من مي توانم براحتي صحت سخنانم را براي شما تاييد كنم. يك شب به محلي كه در آن روضه خواني است برويد (زيرا شيعيان دو آتشه در اين اماكن به وفور ديده مي‌شوند) و از افرادي كه در آنجا تردد مي كنند بخواهيد فقط يك حديث از يكي از 14 معصوم مورد اعتقاد و علاقه شان براي شما بگويند اگر 10% آنها چنين كردند من حرفم را پس مي‌گيرم. 
•	يكي از علل بسيار مهمي كه خرافات توسط زعماي قوم، اصلاح نمي‌شود آن است كه آنها نمي خواهند سخني مخالف عقائد رايج و علايق مردم بگويند و بدين ترتيب پايگاه خودشان در ميان آنها را از دست بدهند. 
•	اگر شيعه را پيروي از علي به عنوان يك انسان متعادل تابع عقل و دين اسلام و به دور از احساسات، تعريف كنيد من يك شيعه ام. ولي اگر شيعه را به معناي اعتقاد به خلافت منصوص تعريف كنيد من به هيچ وجه يك شيعه نيستم.(البته بهترين نام از نظر من فقط مسلمان است)
•	ممكن است اين ايراد به من وارد شود كه چرا اينهمه به همه چيز شك كرده و ايراد گرفته ام. ولي عزيزانم، به قول حضرت عيسي وقتي در كسي يك چيز بد ديدي بگرد باز هم چيزهاي بد ديگري پيدا مي كني! علاوه بر اين آتش جهنم چيزي نيست كه با وجود اينهمه اشكال و ايراد وارده كه روحانيون پاسخ آنرا با يك حديث سرسري توجيه مي‌كنند خودم را جهنمي كنم! 
•	من سئوالي دارم خارج از قيل و قالهاي كتابها، 30 سال است تمامي شئونات كشور در دست روحانيون است از ولي فقيه تا مجلس و... بر خلاف ساير مردم، براي من گراني نخود و لوبيا مهم نيست. حتي جنگ و كشته شدن جوانان. ولي سئوال من اينجاست در عمل به كجا رسيده ايم؟ وضعيت حجاب كه الحمدلله نيازي به گفتن ندارد. اگر با اتوبوس به مسافرت بروي وضعيت نمازخوانها را هم در بين راه مي‌فهمي. اعتياد هم كه ماشاء الله. سيگار هم كه فبها. مهر و محبت و تعاون هم كه حرفش را نزن. خوشي هم كه نداريم. با تمام دنيا هم سرجنگ داريم. ولي از آن طرف، وضعيت مثلاً عربستان چگونه است. هم خوشند هم قوانين اسلام را مو به مو اجرا مي كنند. اگر هم بنا به عقيدة شما آن دنيا به جهنم بروند لااقل اين دنيا كه خوشند. پس واي به حال روحانيون كه هم دنياي ما را نابود كردند و هم آخرتمان را.  
•	يكي از كاستي هايي كه كتاب، نسبت به سخنراني دارد اين است كه كتاب، كمتر از وقتي كه انسان در جمع قرار دارد تاثير مي گذارد. انسان وقتي داخل جمع قرار گرفته حتي اگر مخالف عقيده اي باشد راحت تر آن عقيده را قبول مي‌كند و براي همين است كه وعاظ و روحانيون، سوار اعتقادات مردم شده اند. 
•	من از روحانيون، خواهشي دارم. مردم ما قرنها و سالهاست كه از صبح تا شب سخنان شما را شنيده اند و كتابهاي شما را خوانده اند، پس خواهش مي كنم اجازه بدهيد كتاب مرا هم به دور از جار و جنجال بخوانند و خودشان در نهايت قضاوت كنند. 
•	مباني نظري، ايدئولوژي و تئوري شيعه بر اساس دروغهاي آحاد موجود در كتب اهل سنت در قرن اول هجري شكل گرفت و بر همين مباني در قرون بعدي بسط يافت و در سطح تودة شيعه به جريان درآمد. 
•	براستي آيا اين عجيب نيست كه هر كس دست به مطالعة بدون غرض و تعصب مي‌زند با افكار خوارجي حزب اللهي ها مخالف مي‌شود موضوع از دو حالت خارج نيست يا انهمه حديث و آيه دربارة فضيلت علم و دانش دروغ است و يا اينكه كار حضرات، خيلي حرف دارد. 
•	حضرت علي (ع) مي فرمايند چنانچه باطل به تنهايي جلوه مي كرد مردم فريب نمي خوردند ولي چون با حق در مي آميزد مردم فريب مي خورند و دچار اشتباه مي شوند. خرافيون نادان نيز عقايد شرك آميز خود را زير نقاب زيباي حب اهل بيت ترويج مي كنند و همين باعث فريب مردم ايران شده است. 
•	در مورد نبودن نام حضرت علی و یا امام زمان در قرآن کریم علمای شیعه می گویند آمدن نام گذشتگان چون ذوالقرنین در قرآن قابل قیاس با آیندگان نیست چون نسبت به آیندگان حسد و کینه و دشمنی ایجاد می شود ولی این امر نسبت به گذشتگان نیست می گوئیم پس چطور در سوره الصف آیه6، حضرت عیسی(ع) به بنی اسرائیل می گوید پس از من پیامبری می آید که نامش احمد است و اسم پیامبرصلی الله علیه و سلم بیان شده در حالیکه در آینده و نزدیک به 600 سال بعد می آمده است، و کینه و حسدی که مورد نظر شما است باز هم نسبت به اهل بیت ایجاد شده و از نظر شما آنها همیشه مورد ظلم بوده اند، مثل امام حسین در کربلا و خوردن درب به پهلوی حضرت فاطمه و مسموم شدن امام رضا و بقیه امامان، که شما معتقد به شهادت همگی آنها هستید، پس چه حکمتی در نبودن نام آنها است.
•	در اينجا  براي نمونه نام چند كتاب را براي شما مي آورم كه توسط برخي از روحانيون آزاد‌انديش شيعه نوشته شده ولي به علت شدت آزادي بيان و عقيده در كشور ما(1) اجازة چاپ و انتشار به آنها داده نشده است! در اين كتابها نه يك كلمه حرف زشت وجود دارد و نه يك نكته انحرافي و ضد خدا و پيغمبر و تمامي مباحث با استدلال بر آيات قران و روايات و وقايع تاريخي مي باشد. ولي متاسفانه دچار سانسور و خفقان شده است چون آقايان، پاسخي براي سئوالات مطروحه در اين كتابها ندارند: 
شاهراه اتحاد (يا بررسي نصوص امامت) از حيدرعلي قلمداران 
بت شكن (در رد و تضعيف احاديث اصول كافي) از علامه بر