ست.
خداوند بلند مرتبه مي فرمايد:
(وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ) آل عمران: ١٠٣
همگي به ريسمان محكم الهي چنگ زنيد و متفرق نشود.
و باز فرمود:
«(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ) آل عمران: ١٠٢
‏اي كساني كه ايمان آورده‌ايد آن چنان كه بايد از خدا ترسيد از خدا بترسيد.
بدان، اعتصام و چنگ يازي به ريسمان خداوندي عين تقواي الهي و پرهيزكاري است و غير آن تفرقه و پراكندگي، چنانكه خود فرمود:« وَلاَ تَفَرَّقُواْ » و متفرق نشويد چون پراكندگي و افتراق از بارزترين ويژگيهاي اهل بدعت است؛ زيرا آنان از حكم الهي خارج شده و از جماعت مسلمين جدايي گرفته‎اند.
از عبد بن حميد و از عبدالله بن مسعود روايت شده است كه گفت: ريسمان الهي در اين آيه همان جماعت و اتحاد است.
و از قتاده روايت شده است: « حَبْلِ اللّهِ» در اين آيه: قرآن و سنّت است و عهد و پيمان او به بندگانش كه امر فرمود به آن چنگ زنند؛ زیرا در آن خير و بركت نهفته است و بهتر و مطمئن¬تر آن است كه به اين دو چنگ زنند و ريسمان الهي را محكم بگيرند و الخ.
و آيه¬ی قرآن در اين باره مويّد همين مطلب است:
(وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ) الحج: ٧٨ 
و به خدا چنگ زنيد كه سرپرست و ياور شما او است ، و چه سرور و ياور نيك و چه مددكار و كمك‌كننده خوبي است!
منظور از اين سخن كه گفته شده هركس به نزد بدعت گزار رفته و او را تكريم و بزرگ بدارد این است که گويي آن فرد يكي از كمك كنندگان براي نابودي اسلام است. نقل و روايت كامل اين سخن در اول فصل به طور مبسوط آمد.
و در حديث مرفوع از رسول خدا روايت شده است:
«مَن اَتي صاحبَ بدعةٍ ليوقّره فقد اَعانَ علي هدم الاسلام»(8) 
هركس به نزد بدعت گزاري برود تا آن را گرامي و بزرگ بدارد، به واقع به نابودي اسلام كمك كرده است.
از هشام بن عروه و او هم از پدرش روايت كرد كه رسول خدا فرمود:
«مَن وقّرَ صاحبَ بدعةٍ فقد اَعانَ علی هدم الاسلام»(9) 
هركس صاحب بدعتي را تكريم نمايد به واقع به نابودي اسلام كمك كرده است.
جامع اين معاني در حديثي صحيح از حضرت رسول روايت شده است كه فرمود:
«من احدث حدثاً اَو آوي مُحدثاَ فعليه لعنة الله و الملائكة و الناس اجمعين»
هركس محدثي را ايجاد كند يا بدعت گزاري را پناه دهد پس لعنت خدا و تمام فرشتگان بر او باد.(10) 
پناه دادن كه در اين حديث از آن سخن رفت، تكريم و احترام را در خود جمع مي كند و رويكرد آن روشن و ظاهر است؛ زيرا آمد و شد و رفتن نزد انسان بدعت گزار و نيكوداشت و بزرگداشت او به خاطر بدعتي است كه ايجاد كرده است كه بدعت گزار را سزا كرده و خوار و پست گردانيم و آن چه از اين دو شديدتر است عذاب دهيم چون كشتن و نابود ساختن، لذا احترام گذاشتن و تكريم آنان راه بنداني است براي جلوگيري از عمل به شرع و رويكردي است به آنچه مخالف و در تضاد با شريعت مي باشد و از سوي ديگر اسلام جز به ترك قوانين و عمل نكردن به دستورات آن و عمل به آنچه مخالف با دين است از بين نخواهد رفت.
همچنين در تكريم بدعت گزار، بيم دو مسفده مي رود كه به نابودي اسلام مي‎انجامد:
اول:توجه و اقبال عوام به اين تكريم باعث مي شود كه به اين باور داشت در وي برسد كه بدعت گزار، بهترين¬های مردم است و آنچه وي به آن باور دارد از ديگر عقايد و باورها بهتر است و در نهايت به پيروي از بدعت او مي انجامد بدون اينكه به پيروي از سنّت حضرت رسول التفاتی نشان دهند.
دوم: اگر بدعت گزار به خاطر بدعتش مورد تكريم واقع شود بسان انساني خواهد شد كه بر هر چيزي تعدّي مي ورزد و در پايان، فرد را به ايجاد بدعت در هر چيزي تشويق مي‎كند.
در هر صورت، بدعتها زنده شده و سنّتها رو به افول مي نهند و اين عين نابودي اسلام است و حديث معاذ بن جبل بر همين نكته تاكيد دارد كه فرمود: « نمي دانم مردم را چه شده كه از من پيروي نمي كنند در حالي که بر آنان آيات قرآن مي خوانم و این ادامه دارد تا اينكه چيزي بر ايشان جدا از قرآن بياورم - پس بپرهيزيد- و از آنچه ابتداع مي كنيد؛ زيرا هر بدعتي كه گزارده مي شود گمراهي است و به فرجام چنين عملي مي طلبد تا سنّتهاي حضرت رسول زوال گيرند. آن هنگام است كه بدعتها زنده شوند و طراوت يابند و چون چنین شود، مرگ و نابودي اسلام فراخواهد رسيد»
در تائيد اين مفهوم، سخنان زيادي از سلف صالح روايت شده است كه افزون بر صحّت اعتبار است؛ زيرا وقتي به باطل عمل شد لازمه‎اش عكس اين است و آن ترك عمل به حق است که انجام امری جز اين دو ضد (بدعت و سنّت) را نخواهد پذيرفت.
همچنين از ويژگيهاي سلوك بر سنّت و ثبات بر آن، ترك بدعت‎هاست پس هركس به بدعتی عمل كند در واقع او سنّت را ترك گفته است.
در اين باره پيش¬تر سخن حذيفه(رض) نقل گرديد كه: «دو تكه سنگ را بر روي هم قرار داد پس به ياران خود گفت: آيا در بين اين دو سنگ، روشني مي بينيد ياران گفتند: اي اباعبدالله، جز نوري خفيف چيزي نخواهيم ديد پس گفت: قسم به كسي كه جانم در دست اوست بدعت‎ها به گونه‎اي شايع و مرسوم خواهند شد كه از حق چيزي به جز روشني همانند مابين اين دو سنگ ديده نخواهد شد و به خدا قسم بدعت ها به اندازه‎اي همه گیر و همه پسند خواهند شد به گونه‎اي وقتي فرد يكي از آنها را ترك كند گفته مي شود: سنّتي از سنن حضرت رسول ترك گرديد.» از او سخني ديگر در اين مقوله بود كه قبلا ذكر گرديد.
از ابي¬اويس خولاني روايت شده است كه گفت: هيچ ملتي از ملتها بدعتي در دين خود ايجاد نكرد جز اينكه خداوند سنّت هايي (آسماني) را به وسيله ايشان از ميان برداشت.
از حسان بن عطيه روايت شده است كه گفت: هيچ قومي در دينش، بدعتي ايجاد نكرد جز اينكه به همان نسبت سنّتهاي آسماني را از ميان ايشان برداشت و بعد از آن تا روز قيامت آن سنّتهاي آسماني به ايشان بر گردانده نخواهد شد.
از بعضي از سلف به روايت مرفوع آمده است كه: هيچ فردي در اسلام بدعتي ايجاد نكرده، جز اينكه چيزي بهتر از سنّتها را ترك و رها كرده‎ است.
و از ابن عباس(رض) روايت شده است كه گفت: هيچ سالي بر مردم نخواهد گذشت جز اينكه در آن بدعتي ايجاد كند و به سبب آن سنّتي افول خواهد كرد. تا جايي كه بدعت‎ها زنده و سنّتها از بين خواهند رفت.
* (امّا اينكه در ابتداي فصل گفتيم): بدعت‎گزار صاحب بدعت در ديدگاه و نصوص ديني ملعون خوانده شده است، چيست؟
آنچه در بالا گفته شده با استناد حديث حضرت رسول(ص) است كه فرمود:
«مَن حدَّث مُحدثاً اَو آوي محدثاً فعلیه لعنة الله و الملائكة و الناس اجمعين»
هركس بدعتي در دين ايجاد كند يا بدعتگزاري را پناه دهد بر او لعنت خدا و فرشتگان و تمامي مردم»(11) 
پيروي از سنّتهاي بدي كه قبلاً نبوده است نيز خود نوعي بدعت گزاري حساب شده است.
و لعنتی که در حديث فوق از آن سخن رفت ميان صاحب بدعت و كساني كه بعد از ايمان، به كفر گراييده‎اند مشترك است؛ آناني كه شاهد و گواه بر بعثت پيامبران بوده‎اند و گواه بر اينكه رسول خدا حق است