و همانا نعمت هايي كه خداوند عملاً به تو ارزاني داشته بهتر از نعمت هايي است كه با قول به تو ارزاني داشته است.
عاصم گفت: پس چرا تو خوردني هاي ساده و لباس زبر و نامرغوب پوشيده اي؟ علي(رض) گفت: واي بر تو! خداوند بر پيشوايانِ حق فرض نموده كه همانند انسان هاي ضعيف و فقیر زندگي كنند.
پس بنگريد كه چگونه خداوند از بندگانش نخواسته كه لذت ها و خوشي ها را رها كنند! بلكه از آنان خواسته كه شكر نعمت و خوشي ها را به جا آورند هر گاه از آن بهره مند شدند. پس كسي كه از نعمت ها و چيزهايی كه خداوند برايش حلال كرده بدون هيچ عذر شرعي امتناع كند، بر شارع خُرده گرفته است.
هر نقلي كه از گذشتگان راجع به خودداري از برخي خوردني ها و نعمت ها به ما رسيده، از اين قبيل نيست بلكه تنها به خاطر عذر شرعي از آن امتناع كرده اند كه ادله و براهين كافي آن را تأييد مي كند؛ مانند خودداري از رفاه و فراخي زندگاني بدين خاطر كه چيزهاي حلال در اختيارش كم بوده يا بدين خاطر كه برخورداري از آن، وسيله ي براي كاري مكروه يا ممنوع است يا بدين دليل كه در برخورداري از آن، شبهه اي وجود دارد كه اين شخص آن را كنار نهاده چون بدان پي برده و ديگراني كه از امتناع و خودداري او علم و آگاهي دارند، بدان پي نبرده اند. مسايل مربوط به حالات و اوضاع مختلف، ادله با خود آن ها تعارض ندارند، چون در ذات خود احتمال چيزهاي ديگري را دارند. 
اين موضوع در كتاب«الموافقات» به طور مفصل آمده است.
از ديگر سخت گيري هاي اينان، اين است كه در كردار و گفتار به چيزهايي اكتفا مي كنند كه با محبت و دوست داشتن جان ها مخالف است و اين را بر همه چيز بدون استثنا حمل مي كنند.
اين كار هم، سخت گيري محسوب مي شود. مگر نمي بيني كه شارع چيزهايي را كه حرص و بهره بردن و كسب لذت نفس را بر آورده مي سازد، مباح كرده است. اگر خلاف آن خوب مي بود، حتماً تشريع مي شد و مردم به رها كردن آن امر مي شدند و آن موقع ديگر مباح نمي بود، بلكه ترك آن، مستحب مي بود يا انجام دادن آن، مكروه مي بود.
به علاوه، خداوند متعال در چيزهايي كه در دسترس هستند، لذت ها و خوشي هايي جهت دستيابي به آن ها قرار داده است، تا اين لذت ها سبب شود كه فرد براي انجام دادن آن چيزها قصد كند. همان طور كه در اوامر و دستورات در صورتي كه انجام داده شوند و در نواهي در صورتي كه از آن اجتناب شود، پاداش قابل انتظاري قرار داده، و اگر مي خواست اين كار را نمي كرد، و در اوامر و دستورات در صورتي كه انجام داده نشوند و در نواهي در صورتي كه فرد مرتكب آن شود، بر خلاف اولي مجازات ها و عقاب هايی قرار داده است تا همه ي آنها سبب برانگيختن عزم و تصميم مكلفان جهت فرمان بردن از دستورات خدا و ترك نواهي خدا شوند. حتي خداوند براي فرمانبرداران و مطيعان در خود تكاليف و دستورات ديني، انواعي از لذت هاي محسوس و انواري كه بر دل ها مي تابد قرار داده كه چيزي از لذت هاي دنيا به پاي آن نمي رسد؛ تا جايي كه سبب لذت بردن از طاعت و عبادت و شتافتن به سوي آن و برتري دادن آن بر چيزهاي ديگر مي شود. در نتيجه عمل و عبادت بر شخص آسان مي شود تا جايي كه چيزهايي را تحمل مي كند كه قبلاً قادر به تحمل آنها نبوده مگر به وسيله ي سختي و مشقتي كه از آن نهي شده  كه در صورت ساقط شدن مشقت، نهي هم ساقط مي شود.
بلكه بنگريد كه خداوند در غذاها و خوراكي ها و نوشيدني هاي گوناگون، لذت هاي متنوع و رنگارنگي قرار داده است. همچنين براي جماع و نزديكي كه سبب تشكيل خانواده مي شود- و خانواده بزرگترين سختي و رنج را براي انسان دارد- لذتي را قرار داده كه از لذت خوراك و نوشيدن برتر و بالاتر است. و ديگر اموري كه خارج از خوراك و نوشيدن است؛ مانند قضای حاجت، بالا بردن درجات و پيشي گرفتن از مردم در امور مهم. همچنين اينها در بردارنده ي لذت هايي است كه در كنار آن، لذت هاي دنيا ناچيز و كم است.
وقتي قضيه چنين است، پس كجا اين سخت گيري از جانب پروردگار آگاه و دانا براي عبادت گذاران – به خيال خود- قرار داده كه خلاف آساني و نرمي و آسان گيري و اسبابي كه انسان را به محبت پروردگار مي رساند، مي باشد در نتيجه او راه سخت تر و دشوارتر را انتخاب مي كند و آن را در نردبان نجات و راه بهتر قرار مي دهد. آيا همه ی اين ها جز نهايت ناداني و سرگرداني در راه هاي گمراهي چيز ديگري هست؟ خداوند به لطف خود ما را از آن سالم نگه دارد!
هرگاه نقلي را شنيديد كه اقتضاي سخت گيري مي كرد، يا صاحب آن از اشخاص معتبر و معتمد است همچون پيشينيان صالح(رض) و يا كسان ديگري است كه ناشناخته اند و از نظر دانشمندانِ اهل حل و عقد قابل اعتبار و اعتماد نيستند. اگر گروه اول باشند، حتماً كارشان خلاف چيزي است كه براي كوته فكران ظاهر شده است همچنان كه قبلاً ذكر شد، و اگر گروه دوم باشند، عملشان معتبر نيست و حجت و اعتبار تنها در كساني است كه به رسول خدا (ص) اقتدا مي كنند.
اينها پنج مثال در سخت گيري بر نفس در طي مسير آخرت مي باشد كه مسايل ديگر بر آن قياس مي شوند.
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم به شماره ي: 251، ترمذي: 51؛ و احمد در مسند خود ج2 صفحات 235 و287 آن را آورده اند.
2) تخريج آن از پيش گذشت.
3) او ربيع بن انس بن يزيد بن قطن حارثي اهل بصره و از کبار تابعين است.گاهي اصل عمل مشروع است اما چون وسيله اي براي بدعت است، خودش به منزله ي بدعت است، ولي نه به آن گونه اي كه از آن سخن به ميان آورديم.
توضيح آن چنين است: گاهي كاري – مثلاً- مستحب است و انسان ذات آن كار را به  شكلي كه ابتدا به عنوان مستحب قرار داده شده، انجام مي دهد. اگر انسان به اين حد اكتفا كند، اشكالي ندارد. و اگر آن كار را چندين بار انجام دهد اما هميشه بر آن مداومت نداشته باشد يا اگر بر آن مداومت دارد همانند پايبندي به سنت هاي راتبه و فرايض بر آن مداومت ندارد، اين كار صحيح و بي اشكال است.
اصل اين كار را پيامبر (ص) به خاطر پنهان كردن نمازهاي نافله و انجام دادن آن ها در خانه ها بنيان نهاده است و مي فرمايد: « أفضل الصلاة صلاتكم في بيوتكم إلاّ المكتوبة»(1) 
«بهترين نماز، نمازتان در خانه هايتان مي باشد جز نمازهاي فرض». پس پيامبر (ص) تنها نمازهاي فرض را در ملأ عام خوانده است. پس خواندن نماز سنت در خانه بهتر از مسجد است هر چند كه در مسجد رسول خدا (ص) يا مسجد الحرام يا مسجد بيت المقدس باشد. تا جايي كه علما بنا به اقتضاي ظاهر حديث گفته اند: خواندن نماز سنت در خانه بهتر از خواندن آن در يكي از سه مسجد است.
برخي از نمازهاي سنت همچون نماز عيد فطر و عيد قربان و نماز خورشيد گرفتگي و ماه گرفتگي و نماز طلب باران و مانند آنها از نظر اظهار كردن، حكم نمازهاي فرض را دارد. غير از اينها، ديگر نمازهاي سنت در خفا خوانده مي شود. از اينجا پيشينيان صالح(رض) كارها را تا جايي كه مي توانستند در خفا و نهان انجام مي دادند و اقتدا به حديث و فعل پيامبر ((ص)) بر آنان آسان بود؛ چون پيامبر ((ص)) الگو و سرمشق است. 
خواندن نمازهاي سنت در حضور ديگرا